به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام دوستان،
محمدرضا هستم؛ یک مسافر.
آخرین آنتی ایکس انواع مواد. دوازده ماه سفر کردم با راهنمای محترم، جناب آقای حمید محبی.
اکنون شش ماه و بیست روز است که وارد سفر دوم شدهام و ورزش من در کنگره شنا.
خدایا، تو را سپاس میگویم؛ چرا که تو میدانی آنچه را که من نمیدانم.
روزی که وارد کنگره شدم، در نهایت ناامیدی و خستگی بودم، اما خداوند دری را به روی من گشود و راهی نو در مسیر زندگیام قرار داد؛ راهی که در آن، معجزه الهی را با تمام وجود لمس کردم و فرصت دوبارهای برای تجربهی زندگی سالم و آرامش حقیقی به من عطا شد.
خداوند دستم را گرفت تا بیاموزم نگاه من به انسانها باید از جنس عشق و محبت باشد.
راههایی که پیش از این برای رهایی از اعتیاد آزموده بودم، همگی بیثمر بود؛ تا آنکه خداوند دری دیگر به روی من گشود و آنجا جایی نبود جز مکان مقدس کنگره ۶۰.
خداوند انسانهایی را همچون فرشتگان وارد زندگیام کرد؛ گرههایی که سالها در مسیر زندگیام ایجاد شده بود، تنها با دستان سخاوتمند استادان و راهنمایانی که بیمنت برای ما تلاش میکنند گشوده شد و امیدی تازه به جانم بخشید.
اکنون با گذر زمان، حال من و خانوادهام روزبهروز بهتر میشود.
پیوند من با دوستان و کنگره عمیقتر شده و احساس تعلق و وصل بودن به این مسیر را در جان خود حس میکنم.
من بابت این نعمت بزرگ که خداوند به من عطا کرده است، هزاران بار شکرگزارم.
امروز حال خوش خود را مدیون آموزشها و زحمات استاد بزرگوارم، جناب آقای حمید محبی، و همچنین آقای مهندس میدانم و تا پایان عمر، خود را وامدار ایشان خواهم دانست؛ به پاس تمام خوبیهایی که در زندگیام رقم خورد.
پروردگارا، تا ابد سپاسگزار تو خواهم بود.
تایپ:مسافر مسعود
تنظیم:مسافر امیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
41