English Version
This Site Is Available In English

باید بدانیم پس از هر پایان آغازی وجود دارد

باید بدانیم پس از هر پایان آغازی وجود دارد

جلسه چهارم از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰نمایندگی قوچان با استادی همسفر سمانه، نگهبانی همسفر سعیده ودبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی سیزدهم( پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) و تأثیر آن روی من» در تاریخ ۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ساعت ۱۵ اغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
ابتدا می‌خواهم جمله‌ای را بخوانم که برای من تلنگری عمیق بود و همیشه در خاطرم خواهد ماند:

هیچ چیز کهنه نمی‌شود، فقط چهره عوض می‌شود، مانند لباس‌هایی که بر تن می‌کنیم به رنگ‌های مختلف. فصل‌ها را بنگر؛ بهار، تابستان، پاییز و زمستان، طبیعت در ابعاد خودش این‌گونه تعویض تن می‌کند. طبیعت را نگاه کن مرتب لباسش را عوض می‌کند.

وادی سیزدهم یکی از زیباترین و ماندگارترین وادی‌ها در ذهن من است. سخنانی که امروز می‌گویم شاید کمی ناراحت‌کننده باشد، اما هدفم یادآوری این نکته است که مکانی که در آن قرار داریم و راهی که در آن قدم گذاشته‌ایم، چقدر مسیر درستی است. همه ما به این راه ایمان داریم ولی می‌خواهم با تمام وجود آن را بپذیریم و ارزش آموزش‌هایی را که دریافت می‌کنیم بدانیم.

یک ماه بود که مشغول نوشتن وادی سیزدهم بودم، تا اینکه راهنمایم همسفر محبوبه با من تماس گرفتند و گفتند که برای استادی انتخاب شده‌ام. رسم ما کنگره‌ای‌ها این است که هر اتفاق را به فال نیک می‌گیریم و می‌گوییم حتماً حکمتی در آن هست. من نیز با کمال میل پذیرفتم و بسیار خوشحال شدم.

دیشب مشغول نوشتن سی‌دی وادی سیزدهم بخش چهارم بودم که تماس گرفتند و گفتند مادربزرگت فوت کرده است. سریع خودم را به بیمارستان رساندم، اما متأسفانه ایشان از دنیا رفته بودند. بسیار بی‌تاب و بی‌قرار شدم. در همان لحظه، مسافرم آمد و دستانم را گرفت و گفت: «ما این همه سال چرا به کنگره آمده‌ایم؟ چرا گریه می‌کنی؟ تو نمی‌دانی الان چه اتفاقی برایش افتاده، پس آرام باش.» همین جمله را گفت و ناگهان تمام غم و اندوهم فرو نشست.

در آن لحظه به آسمان نگاه کردم، ستاره‌ای دیدم و ناگهان در ذهنم این جمله آمد:

«پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.»

این جمله زیباترین جمله زندگی من شد و آرامشی عمیق در وجودم ایجاد کرد.

لحظه‌ای افکار منفی به سراغم آمدند که به راهنما زنگ بزنم و بگویم نمی‌توانم بیایم، اما با خودم گفتم حتماً حکمتی در کار است و باید در این جایگاه باشم و این حس قشنگ را تجربه کنم. این جایگاهی بود که همیشه آرزو داشتم در آن قرار بگیرم، پس پذیرفتم.

در زندگی وارد مرحله‌هایی می‌شویم که دائماً در حال تغییر جایگاه و دوره هستیم. مرگ نیز همین‌گونه است؛ پایانی برای زندگی، اما اگر انسان به درک برسد که مرگ پایان نیست، دیدش به‌کلی تغییر می‌کند. باید بدانیم پس از هر پایان، آغازی  وجود دارد؛ آغازی زیباتر از آن پایان. هیچ‌گاه پایان بدون آغاز نیست و این سیکل‌ها پشت سر هم تکرار می‌شود.

وظیفه ما این است که خود را برای رویدادهای زندگی آماده کنیم تا با بهترین کیفیت با آنها روبه‌رو شویم، زیرا کیفیت به پایان رساندن هر مرحله از زندگی، اصل مهم وادی سیزدهم است.

ما تمام وادی‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم تا به این وادی رسیده‌ایم. در وادی سیزدهم نقطه‌ای برای «ایست» وجود دارد که به من می‌گویید:

بایست و فکر کن!

این همه راه را آمدی، حالا به خودت نگاه کن و ببین کجا می‌روی. بدان که این سفر تمام نمی‌شود؛ پایان سفر اول است، اما در واقع آغاز سفری جدید و مهم‌تر، یعنی آغاز سفر دوم.

تجربه من این بود که سفر اولم طولانی شد و همیشه فکر می‌کردم زمانی که به تهران بروم و رهایی بگیرم، همه چیز تمام می‌شود و به آرامش خواهم رسید. اما از همان روزی که رهایی گرفتم، سفر دوم به شکلی عجیب و پر از چالش برایم آغاز شد؛ پر از اتفاق‌های گوناگون، چه خوب و چه بد. فهمیدم رهایی پایان نیست، بلکه آغاز راهی تازه است.

در این وادی ردپایی از عشق نیز وجود دارد، چراکه به وادی چهاردهم نزدیک می‌شویم و رنگ و بوی عشق در هوای این وادی پیچیده است.

وادی سیزدهم به ما یادآوری می‌کند که امیدوار باشیم، چون آغاز‌های بی‌شماری در راه‌اند.

مرزبان کشیک :همسفر عفت
تایپیست :راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم دبیر سایت
ویراستاری و ارسال : راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .