به نام قدرت مطلق. من مادری غمگین و ناامید بودم. زندگی و دنیا دیگر برایم هیچگونه لذت و مفهومی نداشت. هرگز نمیتوانستم باور کنم که فرزندم در دام اعتیاد گیر افتاده است. پسرم بندبند وجودم بود همیشه در رویاهایم او را در اوج میدیدم و اینکه قرار است روزی به وجودش افتخار کنم و خوشبختترین باشد. اینکه پسرم را در این حال و روز ببینم و هر روز شاهد تخریب جسم و روحش باشم برایم بسیار دردناک و همچنین زندگیام آشفته بود، دیگر آرامش نداشتم و از عالم و آدم شاکی بودم، همه راهها را امتحان کردم؛ اما نتیجه نگرفتم تا اینکه یک روز عزیزی مکان مقدسی به نام کنگره۶۰ را به ما معرفی کرد.
روز اولی که وارد کنگره۶۰ شدم حس و حال آنجا را با تمام وجودم احساس کردم و آرامش گرفتم، دعای جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ روح مرا نوازش میداد و دیگر اختیار اشکهایم را نداشتم. همانند این بود که از یک شکنجهگاه وحشتناک وارد بهشتی زیبا با صداهای گوشنواز شدهام. کنگره۶۰ سخاوتمندانه دو صندلی به من و پسرم هدیه داد تا در آن، جا بگیریم و از این مکان پر از آموزش، علم، انسانیت و خدمت بهرهمند شویم. خداوند بزرگ را بسیار شاکرم که در این مسیر قرار گرفتم، امیدوارم این مسیر برای همه انسانهایی که نیازمند چنین مکانهایی هستند فراهم و مقدر گردد و از ظلمت و تاریکی به نور و روشنایی دست پیدا کنند. از بنیانگذار این مکان مقدس، آقای مهندس سپاسگزارم و برای ایشان سلامتی روزافزون آرزومندم و همچنین از راهنمای خوبم همسفر مریم نهایت تشکر را دارم که درس عشق، محبت، صبوری و خدمت را به من آموخت.
نویسنده: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر آتنا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
0