جلسه دوم از دوره سیوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حر به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر مهین و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
اول از خدای خودم تشکر میکنم که به من اذن ورود به کنگره را دادند تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. از راهنما همسفر ستاره راهنمای خوبم خیلی تشکر میکنم روزی که با من تماس گرفتند و گفتند که استاد بنشینم من نمیخواستم قبول کنم؛ چون خیلی استرس داشتم ولی گفتم شاید من یک گرهای در این وادی دارم که باید حلش کنم. دستور جلسه امروز: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است». به قول آقای مهندس که میگویند: این موضوع تا ابدیت ادامه دارد و هر دفتری که بسته میشود کتاب دیگری باز میگردد، یعنی اگر من مشکلی دارم، قرار نیست این مشکل همیشه ادامه پیدا کند، مشکلات همیشه هستند؛ ولی باید من بتوانم حلش کنم، یک نقطه بگذارم و سر خط بعدی بروم.
هیچ چیز از سکون به وجود نمیآید و همه چیز در حرکت و چرخش اتفاق میافتد. من اگر بخواهم از داشتن مشکلم غمگین و ناراحت باشم و مدام گریه زاری بکنم اتفاقی نمیافتد؛ باید بتوانم حرکت کنم و به قول آقای مهندس در سیدی نازعات که فرمودند: باید تیکاف بکشید. باید بتوانم تیکاف بکشم، از جا بلند شوم، حرکت کنم و مشکلاتم را حل کنم؛ با غصه خوردن، گلیه و شکایت چیزی درست نمیشود. من در این وادی خیلی مشکل داشتم و مشکلم این بود که وقتی مسئلهای برای من پیش میآمد دنبال مقصر میگشتم؛ ولی خدا را شکر با آمدن به کنگره توانستم این موضوع را خیلی رعایت کنم.
این وادی میگوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» یعنی ما با مرگ هم میتوانیم آغاز دیگری داشته باشیم، با مرگ همه چیز تمام نمیشود در حالی که من همیشه فکر میکردم که اگر یک روز بمیرم همه چیز تمام میشود؛ ولی در اینجا به این موضوع پی بردم که اینطور نیست. وقتی ما به بعد دیگری میرویم تا در آن بعد زندگی کنیم همین داستانها ادامه دارد و مشکلات هم وجود دارد پس من باید بتوانم در این بعد از زندگی مشکلاتم را حل کنم. وقتی اینها را متوجه شدم موضوع ترس از مرگ برایم کمرنگ و کمتر شد. ما باید بدانیم که مشکلات ما یک شب به وجود نیامدهاند که انتظار داشته باشیم یک شب از بین بروند؛ باید ذره ذره تغییر کنیم، بتوانیم که تغییر کنیم و خواستهاش را داشته باشیم و بعد تبدیل و ترخیص شویم.
همه تغییرات بستگی به خود ما دارند که ما این نقطه را کجای زندگی خودمان بگذاریم. در آخر از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم و ممنونم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا ما بیائیم، آموزش بگیریم، خدمت کنیم و حال خوب خودمان را به اطرافیانمان منتقل کنیم. از راهنما همسفر ستاره خیلی تشکر میکنم که برای من خیلی زحمت کشیدند و من را تحمل کردند. از ایشان ممنونم که اجازه دادند تا من در این جایگاه خدمت کنم. از ایجنت و مرزبانهای شعبه و از همه شما دوستای گلم خیلی تشکر میکنم خیلی چیزها از شما یاد گرفتم. ممنونم که به مشارکت من گوش دادید.
مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ستاره (لژیون پنجم)
ارسال: راهنما همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
148