English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار؛ مسیرتمرین تغییر تا ترخیص

لژیون سردار؛ مسیرتمرین تغییر تا ترخیص

سومین جلسه از دوره ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی اسبیکو، به استادی پهلوان محترم مسافر محمد، نگهبانی همسفر فرشاد، دبیری مسافر حسین و خزانه‌داری مسافر همایون با دستور جلسه (وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) در روز پنج‌شنبه 9 بهمن ۱۴۰۴ ساعت 13:30 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم مسافر؛
جلسه امروز با حضور راهنمای عزیزم برای من بسیار دل‌پذیرتر و ارزشمندتر شد و خوشحالم که در خدمت شما دوستان، در لژیون سردار و در کنار سرداران عزیز هستم.

سردار، صرفاً یک عنوان یا میزان نیست؛ سردار یک جایگاه است. سردار به‌معنای واقعی، کسی است که در میدان نبرد حضور دارد. و اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، ما از لحظه‌ای که وارد این کره خاکی می‌شویم، در یک نبرد دائمی قرار داریم و باید انتخاب کنیم که کدام طرف قضیه باشیم؛ نبردی میان روشنایی و تاریکی، میان خیر و شر.

این کشاکش و جدال، جریانی است که به هستی معنا داده و ما نیز در دل آن زندگی می‌کنیم.وقتی یک کنگره‌ای تصمیم به درمان می‌گیرد، در حقیقت وارد مبارزه با یکی از قوی‌ترین نیروهای تاریکی می‌شود.

اعتیاد مسئله‌ای ساده و پیش‌پاافتاده نیست؛ نیرویی بسیار کارآزموده و قدرتمند است که به‌خوبی می‌داند چگونه انسان را زمین‌گیر کند.برای مقابله با این نیروی تاریکی، تنها راه ما تقویت روشنایی درون است؛ باید نور را به جسم، جان و زندگی خود دعوت کنیم.

لازم است نقطه‌ای روی خط تاریکی بگذاریم و آغازی داشته باشیم روی خط روشنایی؛ آغازی در مسیر روشنایی و نیروهای الهی.

وقتی وارد کنگره60 می‌شویم، اگر وادی‌ها اجرا نشوند، عملاً درمانی اتفاق نخواهد افتاد. به هر اندازه که وادی‌ها را در زندگی خود به اجرا بگذاریم، به همان اندازه به درمان و حال خوب نزدیک می‌شویم.

من خودم همواره با وادی اول درگیر هستم. به‌نظر من، اگر کلید وادی اول را به‌طور کامل درک کنم، می‌توانم به رشدی برسم که هم مدنظر خودم است و هم مدنظر کنگره و جناب مهندس.

در این وادی، گاهی حتی یک جمله می‌تواند برای سال‌ها موضوع تفکر باشد؛ چراکه ما می‌خواهیم بفهمیم هستی چگونه شکل گرفته و حیات چگونه آغاز شده است. وقتی جناب مهندس می‌فرمایند تمام هستی حاصل تفکر خالق است، می‌توان گفت کنگره ۶۰ نیز حاصل تفکر مهندس است.

وقتی آقای زرکش می‌گویند: «ما در تفکر مهندسی زندگی می‌کنیم»، منظور زندگی در ذهن یک فرد نیست؛ بلکه زندگی در ساختارهایی است که از اندیشه مهندس شکل گرفته‌اند.

من محمد اگر بخواهم با تاریکی درون خودم مبارزه کنم و روشنایی، آرامش و حال خوب را گسترش دهم، باید تبدیل به یک نیروی مثبت و قوی شوم؛ چراکه نیروی مثبتِ ضعیف کارساز نیست.

هستی با ضعف همراهی نمی‌کند؛ آقای مهندس هم بارها در CD می‌گویند: « اگر عزم زندگی داریم، باید قوی شویم.» و در نظام طبیعت همیشه ضعیف پایمال است.

به نظر من قدرت انسان، در وهله اول با توجه به درک من از وادی اول، از ساختارهای ذهنی او نشأت می‌گیرد.من باید ساختارهای ذهنی را که از جامعه، اطرافیان و گذشته به من منتقل شده، مورد بازبینی قرار دهم؛ اینکه آیا آنچه درک می‌کنم، واقعیت هستی است یا آموخته‌های دیگران؟

در این مسیر، لازم است بسیاری از باورهای پیش از کنگره۶۰ شکسته و کنار گذاشته شوند. به نظر من همه باید به مهندس فکر کرد، به اینکه مهندس چه باورهایی دارد؟ چطور یک شخص می‌تواند از ورشکستگی و عمق تاریکی‌ها به این صلابت، قدرت و استواری برسد، که نه تنها خودش و خانواده‌اش را بلکه همه ما را هم نجات بدهد؟ که به نظر من این برمی‌گردد به ساختار ذهنی ایشان؛ ساختاری سرشار از امید، نور و حال خوب.

با اینکه ایشان هستی را به‌خوبی می‌شناسند و از وجود مثبت و منفی آگاه‌اند، اما همواره روشنایی را انتخاب می‌کنند و حتی از دل منفی‌ها، مثبت‌ترین نتایج را استخراج می‌کنند.

اگر این تفکر نبود، نه من و نه بسیاری از مسافران و رهاشدگان، به این نقطه از زندگی نمی‌رسیدیم.حال این سؤال برای من مطرح است: من در این تشکل هستی چه نقشی می‌خواهم داشته باشم؟
مصرف‌کننده؟ تماشاگر؟ یا یک کنگره‌ای؟

من انتخاب می‌کنم کنگره‌ای باشم؛ چون در این زمانه، نقشی زیباتر و انرژی‌بخش‌تر از نقش یک کنگره‌ای نمی‌شناسم. نقشی که نه‌تنها به خودم انرژی می‌دهد، بلکه به محیط اطرافم نیز انرژی می‌بخشد.

این به من اجازه می‌هد از زندگی بهره‌مند شوم و وقتی بتوانم از زندگی بهره‌مند شوم، زندگی برایم ارزشمند می‌شود و آن‌گاه بخشش، خدمت و لژیون سردار معنا پیدا می‌کند.
در پایان، از توجه شما دوستان سپاسگزارم.

تایپ ویرایش و ارسال: مسافر حسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .