هشتمین جلسه از دور دوم جلسات سردار با استادی راهنما همسفر فاطمه و نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر مریم ودبیری راهنما همسفر فاطمه با دستور جلسه:وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است) در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۷ راس ساعت : ۱۳ برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
مدتی بود که از کنگره دور بودم؛ ولی میخواهم بگویم که انسانها باید موقعیتها را از دست ندهند؛ یعنی اگر خدمتی داریم، جایگاهی داریم، تمام تلاش خود را بکنیم که خودمان را به آن جایگاه برسانیم چون خداوند اذن خدمت را به هر کسی نمیدهد و این برای من ثابت شده است. اکنون هم خیلی خوشحال هستم که اینجا در کنار شما عزیزان هستم و از شما آموزش میگیرم.
وادی سیزدهم و تأثیر آن روی من: زمانی وادیها روی ما تأثیرگذار است که ما بتوانیم تکتک مطالب آن وادی را روی خودمان کاربردی کنیم یعنی اجرایی کنیم هم در زندگی و هم از نظر درونی روی خودمان کار کنیم، آن موقع است که وادی روی ما تأثیرگذار است. صرفاً این نیست که مثلاً من تیتر وادی و معنی آن را بدانم یعنی آن را بلدم! خیر ما تا این وادیها را کاربردی نکنیم، تک به تک در زندگیمان به اجرا در نیاوریم، هیچوقت اثری روی ما نخواهد داشت.
تیتر وادی: پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است. چیزی که من از این وادی فهمیدم این است که هر چیزی که در هستی وجود دارد، پایان ندارد و زندگی در جریان است و همه چیز ادامه دارد. این نیست که ما بگوییم این چیزی که است فقط تا اینجا است و دیگر تمام میشود.
حتی مرگ هم که اتفاق میافتد شخص دوباره وجود دارد و از بین نمیرود. یک زمانهایی در زندگیمان به یک نقطهای میرسیم که فکر میکنیم دیگر به آخر خط رسیدیم که بارها شاید برای همه ما اتفاق افتاده باشد، تجربه آن را در زندگیهایمان داشته باشیم. یک موقع به خودمان میآییم که غرق ناامیدی شدهایم و دیگر نه راه پس داریم و نه راه پیش. زمانیکه من وارد کنگره شدم دقیقاً این قضیه را لمس کرده بودم که در دوران مصرف مسافرم، مشکلات خیلی زیاد بود؛ بیکاری، بیپولی بود و هم اینکه شخصیت، اعتبار از بین رفته بود و آنقدر این مسئله اعتیاد در زندگی مشکل ایجاد کرده بود که درونت پر از خشم، کینه، حسادت و هزاران نقطه ضدارزش دیگر پر میشد و همه اینها دست به دست هم میدهند که تو را ناامید کنند.
من در زندگی خودم فقط به امید فرزندانم زندگی میکردم یعنی؛ میگفتم فاطمه تو محکومی به این زندگی یعنی ته خطی، ته نقطهای و باید ادامه بدهی و به خاطر فرزندانت هیچ راهی نداری. این کنگره بود که وقتی من وارد کنگره شدم یک صفحه جدید برای من باز شد. همین وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است. واقعاً کنگره برای من یک آغاز جدید بود، این نیست که من خودم را به آن گذشته محکوم کنم و بگویم که در شأن من همان است! خیر پس انسان میتواند تغییر کند، انسان میتواند دوباره آن آرامش را به زندگی خودش برگرداند.
وارد کنگره شدیم و سفر برای کسی که درست سفر نمیکند خیلی سخت است و خیلی بالا و پایین داشتیم و سختی کشیدیم. ما وقتی کنگره را شروع کردیم به معنای واقعی از صفر شروع کردیم و در کنگره۶۰ هرکسی هم بخواهد به اهدافش برسد؛ زمانی تأثیرگذار است که بتواند آن آموزشها را در زندگی کاربردی کند؛ ولی همچنان ما مسیرمان را ادامه میدادیم و با بالا، پایین بودن، با سختیهایش، مشکلاتش جلو رفتیم و فهمیدیم که باید تغییر کنیم و این تغییر کار هر کسی نیست.
برای اینکه یک انسان تبدیل به یک شخص کارآزموده بشود نیاز به تغییرات دارد و این تغییرات چه میخواهد؟ اطلاعات، آگاهی و دانش میخواهد که ما قبل از کنگره آنها را نداشتیم و از روی ناآگاهی داشتیم زندگی میکردیم. در سیدی هم یک مثال تغییر، تبدیل و ترخیص است، که انسانها اگر میخواهند تغییر کنند، میخواهند صلح و آرامش به زندگیهایشان برگردد باید تغییر را از خودشان شروع کنند. برای مثال: تغییر افکار و اندیشه تا بتوانند به مرحله ترخیص یا همان مرحله رهایی برسند. مثال دلو را آقای مهندس در سیدی میزنند که میفرمایند: وقتی دلو خالی است و در چاه میاندازید، تغییر اتفاق میافتد و وقتی آن دلو پر از آب میشود تبدیل به یک دلو پر از آب می شود، وقتی از چاه بیرون میکشید ترخیص اتفاق میافتد.
یک رهجوی تازهوارد سفر اولی که وارد کنگره میشود مثل یک دلو خالی است، خالی از اطلاعات، از آگاهی که نمیداند باید چهکار کند؛ ولی وقتی وارد لژیون میشود و آموزشها را یاد میگیرد مثل آن دلوی که پر از آب میشود پر از اطلاعات، پر از آگاهی میشود، که اگر روی خودش کار کند با سعی، تلاش و پشتکار خودش میتواند ترخیص شود و به آن رهایی برسد.
یک صحبتی هم آقای مهندس درباره فرمانها بود که فرمودند: خرد جهانی هم آن را قبول دارد مانند: دروغ گفتن، دزدی کردن، غیبت کردن، گمان بدبردن، تجسس کردن و .... که اینها هر کدام میتواند نقطه سیاهی باشد که در زندگی، در خودمان که باید ما روی خودمان کار کنیم، شاید از یک نظر نگاه کنیم پیش خودتان یک چیز کوچک و پیش پا افتاده است که دو کلمه است؛ ولی همین ما را به مسیر ضدارزشها سوق میدهد و باعث میشود که درون آشفتهای داشته باشیم و آرامش را از زندگی ما سلب میکند. من از این بابت خوشحال هستم، که در کنگره خوب و بد را تشخیص میدهم و میدانم که چه کاری زشت و چه کاری خوب است و امیدوارم که این سیستم پایدار باشد و بتوانیم از این سیستم بهترین بهره را ببریم.
تایپیست: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
365