خدا را بسیار شاکر و سپاسگزارم که مسیر پراز عشق را برای من همسفر، هموار ساخته تا بدانم و آموزش بگیرم که چطور بندها و گره های درونی خود را باز نمایم. آری من همسفر گره های کوری داشته و دارم و هرچه بیشتر سفر میکنم، بیشتر به آنها پی میبرم ولی وقتی درد و رنجی به سراغم می آید گاهی تحمل آن برایم دشوار است و آنجا از خودم میپرسم پس این همه آموزش کجا رفته است؟
با یادآوری فایل صوتی «عبور» میفهمم که برای اینکه به پله چهارم بهشت برسم باید پله چهارم جهنم را طی کنم اما چه رابطه ای بین رسیدن به تعادل و بخشش وجود دارد؟ آری اصل تعادل در کائنات بخشش است و چرا من همسفر که فکر میکنم بخشیدم دوباره در نقطه صفر خود فرود می آیم؟ و می بینم که هنوز در صور پنهان همه چیز به قوت خود باقی مانده است. چقدر سخت است که بتوانی درون و بیرون خود را یکی کنی .
به نظر من هرچقدر علم و آگاهی بیشتر باشد این بخشش بیشتر اتفاق می افتد. آنقدر تلاش میکنم تا بتوانم بندهای وجودی ام را باز کنم تا دیگر چیزی از بیرون نتواند مرا آزار دهد.وقتی مسیر برایم طاقت فرسا میشود چیزی از درون به من میگوید، تلاش کن و در حال زندگی کن که مسیر همین نقطه هایی است که از آن عبور میکنی ،خودت را با کسی مقایسه نکن، نترس و به خودت اعتماد داشته باش که تو دقیقا در مسیرهستی؛ چراکه تنها نیستی و در جاهایی که لازم است همسفران و نیروها به یاری تو خواهند آمد. آنجا دلم آرام میگیرد و تمام رنج هایم تمام میشود.
نویسنده :همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر زهره( لژیون نهم)
ارسال:همسفر مونا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی البرز کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
100