پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. فردی که مصرفکننده الکل، مواد مخدر و یا دارای افکار مخرب است، وقتی که میخواهد تبدیل به فردی سالم و صالح گردد، بایستی در فیزیولوژی و تمام سطوح افکار و اندیشه او تغییر ایجاد گردد. هر دفتری که بسته شود کتاب دیگری گشوده و مکتوب میگردد و این فرمان قدرت مطلق است که در حال جاریشدن است. هیچ موجودی در هیچ یک از مرحلههای تکاملی خود به خواب نمیرود و اگر هم بهظاهر خواب باشد در حال گرفتن قدرت و قوت از مبدأ خویش است تا راه را بهتر بیابد و فرمانها را بهتر اجرا کند. هیچچیز در حال سکون نیست و همیشه در حرکت یا چرخش است و تنها چیزی که هرگز تغییر نمیکند، حقیقت است.
برای همهٔ ما انسانها هم مراحلی وجود دارد تا وارد مراحل دیگری شویم مانند؛ لحظهٔ مرگ که وارد مرحله دیگری میشویم یا لحظه ازدواج، اعتیاد، استخدام. اعتیاد با مرگ از بین نمیرود؛ زیرا اعتیاد بیماری روح و روان هم هست و او در جهان دیگر هم الکلی و معتاد بیدار خواهد شد. بیشتر دردهای بشر در اثر دانشهای کشف نشده است؛ ولی هر صندوقی یا هر موضوعی یک کلید و یا یک راهحل دارد که با شروع به حلکردن، راهها پیدا میشوند. بایستی با جستجو، علم را یافت و بایستی بدانیم که زیباترین عمل کاوش در دنیای علم است تا دانشهای کشف نشده را پیدا کنیم و از رنج انسان بکاهیم.
انسان در هر جایی که قرار دارد، اختیار کامل به او داده شده و اختیار دارد که در هر لحظه خط و یا مسیر زندگی خود را اگر بر وفق مرادش نیست تغییر دهد و در این راه بایستی تفکر و اندیشه نماید، از تلاش و کوشش باز نایستد و از سختیها هیچ پروایی نداشته باشد. به عبارتی پیداکردن راهحل، مهمتر از خود مشکل است و انسان باید این را بداند که از مسیر کج و ضدارزشها نمیتواند به ارزشها برسد. برای ترسیم کلیهٔ خطوط زندگی، بایستی حکم عقل را بهعنوان یک فرمانروای لایق کاملاً اجرا کنیم؛ بنابراین کلیه حرکتهای ما گویی در هر لحظه، نقطهای را خلق میکند که قطعاً سرآغاز دیگری است.
زندگی بهگونهای است که بایستی از هر گونه افراطوتفریط پرهیز نمود و اعتدال را رعایت نمود؛ زیرا از حرکت باد است که زندگی به مفهومی از سکون به درمیآید و باد به طوفان هم میرسد. در اعتدال است که همه چیز ساخته و آذین داده میشود. جسم انسان بهگونهای طراحی گردیده است که اگر دچار مشکلی شود تا زمانی که زنده است خودش، خودش را در اکثر مواقع ترمیم خواهد کرد. بزرگترین شگفتیها در قبال خلقت انسان بهسان پر کاهی در مقابل سلسله جبال است. جهان؛ آرامگاهی است که اگر در پی دغدغههای دیگر نباشی، به کهکشانهای اطراف نیز سفر میکنی و خلقت را، هستی را، نیرو و قدرت و انرژیهای بیانتها را چون رشتههای انوار مشاهده خواهی نمود؛ اما بایستی آرامش و آسایش اندیشه مهیا شود. انسان؛ همیشه در جستجوی تازههاست. زیرا پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
منابع: کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و کتاب عشق از آقای مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
ارسال: همسفر مونا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی البرز کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
92