اگر بخواهم به قبل از کنگره نگاهی بیندازم انگار در یک تاریکی گرفتار شده بودم که هر کاری میکردم به سمت روشنایی حرکت کنم باز به در بسته برخورد میکردم و این تاریکی من مریم را به یک انسان خودخواه تبدیل کرده بود که از همه؛ حتی از خدای خودم نیز گله و شکایت داشتم که چرا زندگی من این طوری شده؟ سالها زندگی من با درد و رنج گذشت تا زمانی که نور کنگره در زندگی ما تابید زمانی که وارد کنگره شدم با آموزشهای راهنمای عزیزم متوجه شدم که من همسفر چقدر برای خودم تاریکی درست کرده بودم؛ ولی آموزشهای کنگره من همسفر را تغییر داد و تبدیل به انسانی شدم که دیگر از هیچ کسی گله و شکایت ندارم، متوجه شدم که حتماً این مشکلات وارد زندگی من شده بود که من پخته تر شوم خدا را هزاران بار شکر میکنم که کنگره سلامتی مسافرم را به من و بچه هایم بخشید، متوجه شدیم که زندگی را سخت نگیریم زندگی را؛ باید زندگی کنیم و با هیچ چیزی زندگی را برای خودمان تلخ نکنیم حالا در عوض اینکه کنگره به من چه چیزهایی داده من همسفر وظیفه خودم را بدانم در این مسیر هر خدمتی باشد دریغ نکنم حتماً در این خدمت برای من همسفر بار آموزشی دارد که بیشتر خودم را بشناسم و بدانم در چه جایگاهی قرار گرفتم و در توانم از نظر مالی و هر خدمتی باشد دریغ نکنم. در ادامه از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان بسیار تشکر میکنم که نجاتدهنده زندگی خیلی از انسان ها شدند.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
754