یاد الله در هر جا، یاد خود از قطره به اقیانوس است.
همسفر اعظم و مسافرشان با آنتیایکس مصرفی شیشه و هروئین وارد کنگره شدند به مدت یازده ماه و یازده روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر مجید و همسفر طیبه سفر کردند در حال حاضر به مدت سه سال و پنج ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر باستانی و رشته ورزشی همسفر در کنگره دارت است.
همسفر اعظم در جایگاههای خدمتی تابلو نویسی، حضور غیاب، تایپ و لژیون سردار خدمت کردند.
چه چیزی در کنگره دریافت کردهايد که با وجود مشکلات راه در طی این سالها همچنان برای استفاده از آموزشهای کنگره مصمم هستید در شعبه حضور پیدا کنید؟
کنگره به من یاد داده است که زندگی را دوباره تجربه کنم، من و مسافرم وقتی به کنگره آمدیم در قعر تاریکیها بودیم که مسافرم رها و درمان شد و من با ترس، خشم، تنفر و قضاوتی که در آن بودم به سمت نور هدایت شدم. کنگره بود که کلید راستی و درستی را در اختیار من گذاشت، آن آرامش و آسایش را به خودم و خانوادهام داد و من را با بسیاری از مثلثها آشنا کرد، مثلث جسم، روان و جهانبینی، مثلث عشق، عقل و ایمان و مثلث تفکر، آموزش، تجربه و بخشیدن را به من آموزش داد و اینکه سرویسهای بسیاری به من داده است، صندلی در اختیار من قرار داد، آب، برق، راهنما، ایجنت و مرزبان تمام اینها در اختیار من قرار گرفت. جهانبینی، علم و هنر بهتر زندگی کردن را به من آموخت، این بهترین لذت بود که من در این مسیر توانستم به آرامش و آسایش برسم و با وجود این همه عشق و محبت که کنگره به من کرده واقعاً این مشکلات راه اصلاً مقابل این همه خدمت هیچ است و کنگره برای من بسیار ارزشمند است.
پس از اینکه مسافرتان را از دست دادید همچنان در کنگره ماندید، این عمل برای شما سخت نبود؟
اوایل راه برای من بسیار سخت بود؛ زیرا تازه زندگی برایم آغاز شده بود و باور این موضوع برایم ناراحتکننده بود. با این حال، تحمل کرده و از سختیها و گذرگاههای دشوار عبور کردم. در همان زمان، مسافرم سفر جدید خود را در بعد دیگر آغاز کرده بود و من میدانستم با وجود آموزشهای ناب کنگره، جایگاه ارزشمندی برای خود رقم خواهد زد.
چند ماه بعد، زمانی که حال روحیام بسیار بد بود و کنترل خود را از دست داده بودم، تنها جایی که میتوانستم آرامش بیابم کنگره بود. خدا را شاکرم که مسافرم یک کنگرهای بود و از این بابت قدردانم. پس از آن، توانستم با علم، آگاهی و دانایی بیشتری مسیر خود را ادامه دهم و انشاءالله بتوانم نقشی مفید در کنگره ایفا نماییم.

کمک کنگره به شما چه بوده و شما چگونه دین خود را به کنگره ادا میکنید؟
کمک کنگره۶۰ به من خود کنگره و علم آن است که در اختیار من گذاشته شده، علم کنگره یک اقیانوس است که هر کدام از ما یک قطره از این اقیانوس هستیم. من اگر بخواهم وارد این اقیانوس بشوم؛ باید بسیار تلاش و کوشش کنم و علم، آگاهی و دانایی بیشتری کسب کنم تا بتوانم قطرهای از اقیانوس باشم من هیچگاه نمیتوانم دین خود را به کنگره ادا کنم؛ اما رسیدن به جایگاه کمک راهنمایی یک خدمت به یک خانواده دردمند و رساند آن به آسایش و آرامش میتواند، کمک من به کنگره باشد.
در بین سیدیهای سفر اول و دوم کدام سیدی شاه کلید راه شما شد، چرا؟
سیدیهای آقای مهندس که شامل درمان، جسم، روان و جهانبینی که سیدیهای آقای امین جهانبینی هستند. این سیدیها شاه کلید راه من است؛ زیرا من با نوشتن از هر کدام این سیدیها به بسیاری از سوالاتی که در ذهنم بود پاسخ داده میشد، بسیاری از مسائل و مشکلات من از طریق همین سیدیها حل شد و توانستم آنها را در زندگی خود کاربردی کنم، هر چه این اطلاعات و آگاهی من بیشتر میشد، تشنهتر میشدم و تا جایی که بتوانم ادامه میدهم.
جناب مهندس بنیانگذار کنگره۶۰ است با این حال همیشه خود را مدیون این سیستم میدانند، یک فرد پس از درمان برای پرداخت بهای حالخوش خود چه اقدامی میتواند انجام دهند؟
یک فرد هنگامی که به درمان میرسد برای جبران حالخوش خود باید خدمت کند و یادآور این باشد که اینقدر کنگره به من خدمت کرده است، تو برای کنگره چه کردهای؟ آیا از نظر مالی کمک کردهای و یا چه کارهایی و چه خدماتی انجام دادهای؟
میگویند: اگر درمان نیستی درد هم مباش. حتی آقای مهندس بیان کردند: «اگر توان مالی و علمی نداری با یک لبخند به تازه وارد میتوانی خدمت کنی». زمانی که مسافرم به از دنیا رفت تنها کاری که توانستم بکنم این بود که آن را عضو لژیون سردار بکنم تا این آرامش در بعد دیگری برای او فراهم شود و مورد لطف و عنایت خداوند قرار بگیرد.
باز تاب حضور شما در لژیون سردار در زندگی بیرون از کنگره و رشد شخصیتی شما چه بوده است؟
حضور من در لژیون سردار یک تلنگری بود که در کجا قرار دارم و باعث شد من از ضدارزشها فاصله بگیرم، بیشتر به انسانهای اطرافم توجه کنم و به تزکیه و پالایش درون خود بپردازم. اینکه اکنون من در این جایگاه قرار دارم به خاطر این است که انسانهایی آمدند و از عصاره جان و مال خود بخشیدند، پس همینطور که دیگران کاشتند و ما خوردیم ما هم بکاریم تا دیگران بخورند، زمانی که من وارد لژیون سردار شدم، به وضوح برکت آن، چه از نظر مالی و چه معنوی در زندگی من جاری شد و بابت آن از خداوند مهربان سپاسگزار و شاکر هستم.
کلام آخر
خداوند را شکر میکنم که توفیق حضور در کنگره۶۰ را به من داد، از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان که این بستر را برای ما فراهم کردند، سپاسگزارم. همچنین از راهنمایم تشکر میکنم که با آموزشهای ناب ایشان به من روش درست زندگی کردن را آموخت و از تمام افراد که زحمت کشیدند تا یک نفر به حالخوش برسد، قدردانی میکنم.
مصاحبه کننده و طراح سوال: همسفر عشرت رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیستم)
عکاس: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
177