English Version
This Site Is Available In English

در دنیای تاریک و ترسناک به سر می‌بردم

در دنیای تاریک و ترسناک به سر می‌بردم

سلام دوستان عباس هستم یک مسافر.

بدون هیچ اغراقی دنیای من تاریک و بسیار ترسناک بود؛ ترس از اتمام مواد مصرفی‌ام، ترس از سفر، ترس از ماموریت، ترس از تشنج پشت فرمان، ترس از رسوا شدنم پیش خانواده، دوستان و همکاران، ترس از کمبود مواد و همین‌طور ترس از آدم‌هایی که دائما در حال تعقیبم بودند.

این‌ها گوشه‌ای از ترس‌هایی بود که با آن‌ها زندگی می‌کردم؛ اگر بخواهم در مورد از دست دادن‌ها، گرفتاری‌ها و باختن‌هایم بگویم، از عمق مطلب خارج می‌شویم؛ حالا یک چنین انسانی با تمام شرایط وارد مکانی می‌شود که اعضایش می‌گویند: درمان اعتیاد کوچکترین چیزی است که ما در این‌جا به‌دست آورده‌ایم.

روزهای اول و گنگ بودن این مکان گذشت و هر روز مسائل بیشتری را درک می‌کردم، تا این‌که به این مکان ایمان آوردن و با پوست و گوشت و استخوانم معنای تمام آن حرف‌ها را فهمیدم. کنگره‌ای که تمام آن ترس‌ها را از من گرفت، ضدارزش‌ها، تفکرات غلطی که از نگاه من با دنیایی که در آن قانون جنگل حاکم بود و آن‌ها را انسان‌های پست و کثیف می‌دانستم.

کنگره‌ای که با آموزش جهان‌بینی من را از ناامیدی و بی‌هدفی در مسیر تعادل قرار داد.

آموزش‌های که متوجه شدم تمام مشکلاتم از بی تعادلی منشا می‌گیرند و توانستم از آن‌ها عبور کنم.

به‌طور مثال: زمانی که از دنیای بی‌تفاوت در رنج بودم با خواندن خطابه دوم امواج از وادی چهاردهم دنیای دیگر در پیش چشمانم گشوده شد.

در این آموزش‌های، دیگر معنای واقعی لغات را درک می‌کنم.

عمل‌هایی به ظاهر نیکی که تمام عمر مشغول انجام دادنشان بودم شناسایی می‌کنم.

در روابطم با دیگران که باعث بسیاری از شکست‌های زندگی من شده بود تجدید نظر می‌کنم.

اما کار این‌جا تموم نمی‌شود؛ بلکه با آموزش.های صوتی جناب مهندس و دکتر امین وارد جزییات می‌شوم و می‌آموزم که چگونه آن‌چه می‌دانم را به عمل برسانم و استادم نیز در این مسیر مدام من را راهنمایی می‌کند.

در واقع کمک‌های کنگره۶۰ بدون هیچ منتی یک موجود بی‌هدف را تبدیل به انسانی هدفمند کرد تا با تلاش به هدف خود دست یابد آن هم به بهترین نحو ممکن.

اما موضوع بعدی کمک من به کنگره است که بدون اغراق یک روز به این سوال فکر می‌کردم و در آخر متوجه شدم هر خدمتی که تا الان انجام داده‌ام، همه‌اش باعث احوال خوش خود من در صور آشکار و پنهانم شده است. به هر حال تلاش خود را به‌کار می‌گیرم تا بتواند تکه خشتی کوچک از این بنای عظیمی که هر روز نیز عظیم‌تر می‌شود، باشم و بدانم بدهی بسیار سنگینی به کنگره۶۰ دارم.

تهیه و تایپ: مسافر حامد لژیون نوزدهم

نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .