برداشت من از وادی دوازدهم این است که در این وادی، اول انسان درست فکر میکند و بعد کار را انجام میدهد، بدون فکر کردن کارها درست انجام نمیشود؛ باید اول انسان تغییر کند و بعد به یک انسان درست تبدیل شود. انسانی که بتواند، کارهایش را خودش انجام دهد، یعنی: گفتار و کردارش درست باشد و این امر هم باید ذرهذره تغییر کند و تبدیل و در نهایت ترخیص شود. ما انسانها مثل یک درخت هستیم که اول در خاک قرار میگیرد، بعد گل میدهد و در نهایت به میوه میرسد.
روز اولی که به کنگره آمدم، واقعاً نیروهای تخریبی زیادی در وجودم بود، شاید الان خیلی بهتر نشده باشم؛ چون باید روی تفکر و جهانبینی خودم بیشتر کار کنم، نیروهای شیطانی همیشه به سراغم میآمدند. در کنگره۶۰ یاد گرفتم، اول باید آموزش ببینم و بهای هر چیزی را پرداخت کنم. من کارهای ضدارزشی انجام میدادم، مثل: دروغگویی و غیبت کردن، بهخاطر اینکه در تاریکی بودم. وقتی انسان به طرف روشنایی میرود، کارهای ضدارزشی را کنار میگذارد و به جای آن کارهای ارزشی انجام میدهد.
منبع: سیدی وادی دوازدهم (بخش۲)
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هجدهم)
رابط خبری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هجدهم)
ارسال: همسفر پریناز رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
56