جلسه هفتم از دوره هشتم جلسات لژیون سردار نمایندگی خواجو به استادی راهنما مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر سعیدمحسن، دبیری مسافر حامد و خزانهداری مسافر امیرمحمد با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" روز یکشنبه مورخ ١۴ دیماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز بهکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر. امیدوارم حال همه شما خوب باشد و در مسیر درمان برای رسیدن به تعادل، از سختیها و ناامیدیها بتوانیم عبور کنیم. تشکر میکنم از نگهبان، دبیر و خزانه دار لژیون سردار و همچنین از ایجنت و گروه مرزبانی که اجازه دادند من این جایگاه را لمس کنم. راجع به دستور جلسه باید بگویم من هیچ کمکی به کنگره نکردم ولی همیشه به خودم میگویم کنگره چه کارهایی برای من انجام داد؟
کنگره مثل خورشید است که بر همه میتابد، وقتی شخصی به محض ورود داروی OT را به روش D.S.T استفاده میکند همه چیز برای شخص مشخص میشود و مثل روز روشن است که کنگره چه کمکی به او و خانوادهاش کرده است. میخواهم مسیری را که خودم تجربه کردم بگویم که کمک کنگره به من چگونه بوده است ؟ زمانی که وارد کنگره شدم راهنمای خودم و قدیمیها میدانند که وظایفم رو خوب انجام نمیدادم و با خودم میگفتم که باید راه گریزی پیدا کنم. بعد از مدتها فهمیدم هدف کنگره این نیست که کسی را ترک بدهد، هدف این بود که من بار دیگر متولد شوم با روحیات، جسم و تفکر جدید.
زمانی که وارد لژیون شدم مثل تمام سفر اولیها سفرم را شروع کردم آموزشها را فرا گرفتم و تغییر ذره ذره در وجود من ایجاد شد و بعد از 10 ماه به رهایی و خواسته خودم رسیدم. وقتی وارد سفر دوم شدم با گرفتن خدمت برای ساختار ذهنی خودم تلاش کردم و از آموزشهای آقای مهندس و راهنمای خودم استفاده کردم تا در ادامه بتوانم با تفکر سالم بهتر تصمیم بگیرم.
با وجود سختیهایی که وجود داشت به خودم گفتم نباید جا بزنم، ماندم، دورهی مرزبانی راسپری کردم که برای من سراسر آموزش بود و در ادامه به جایگاه راهنمایی رسیدم. این را خوب میدانستم که اگر بخواهم تفکرات کنگره در زندگی من در جریان باشد باید به آموزشها وصل باشم.

در این مسیر خیلی سختیها وجود دارد مهم این است که ما چه میخواهیم باید افکار و نگرش را تغییر داد تا به خواسته خودمان برسیم اگر میخواهیم تفکرات کنگره را در زندگی اجرا کنیم باید همیشه در حال آموزش گرفتن باشیم. برای مثال باید سی دی بنویسیم مشارکت کنیم در جلسات منظم باشیم و همیشه در حال خدمت کردن باشیم و تا وقتی آموزشها را عملی نکنیم هیچ اتفاقی برای ما نخواهد افتاد.
به قول آقای مهندس هستی به کار خودش ادامه میدهد، هر کسی میخواهد ارتقاء پیدا کند باید همیشه در حال حرکت، تلاش و تغییر کردن باشد تا تبدیل شود. با گذشت تمام این سختیهایی که داشتم به نظر خودم به جایی رسیدم که راضی هستم و آرامش درونی را حس میکنم بابت این عمل عظیم خداوند را شاکر هستم که میتوانم ادامه بدهم و بهترین تصمیمها را بگیرم. آیا من از روز اولی که وارد کنگره شدم همینگونه بودم و همین حال را داشتم؟ نه.
من تنها کاری که کردم آموزشها را در زندگی عملی کردم چون ایمان داشتم که میتوانم و این اندیشه را داشتم که اگر یک نفر میتواند به درمان برسد من هم میتوانم، اگر یک نفر میتواند راهنما بشود من هم میتوانم، اگر یک نفر میتواند سیگار خود را درمان کند من هم میتوانم پس مشکلات در این مسیر بسیار است.
اگر میخواهیم به حال خوش برسیم باید سختیها را به جان بخریم چون هر چیزی چه در جامعه چه در زندگی راحت به دست بیاید راحت هم از دست میرود. هر کسی هر اندیشهای داشته باشد باید برای آن تلاش کند و از سختیها و ناامیدیها عبور کند تا به خواسته خودش برسد.
وقتی به آموزشها وصل باشیم ظرف ما بزرگتر میشود و هر چقدر ظرفیت و گنجایش بیشتر باشد دریافتی هایمان بیشتر است چه از لحاظ مالی چه معنوی و یا جایگاهی پس میتواند هر چیزی باشد، بستگی دارد که ما به دنبال چه چیزی هستیم.

در این مسیر الگو داشتن خیلی مهم است و به انسان کمک میکند ولی تقلید کردن انسان را به جایی نمیرساند، باید افکار و اندیشه خودمان را به دیگران انتقال دهیم. کنگره یک شخصیت جدید، تفکر جدید و اندیشه جدید به من داد در مقابلش من هر چیزی که به کنگره میدهم باز هم دریافت میکنم.
امیدوارم همه ما در این مسیر از ناامیدیها، ترسها عبور کنیم و به آن چیزی که نیاز داریم برسیم. از همه شما ممنونم که صحبتهای من گوش کردید.








تایپ: مسافر حامد لژیون نوزدهم
عکس: مسافر سعید
تنظیم و ارسال: گروه سایت
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
864