وقتی از کمک کنگره به من و کمک من به کنگره صحبت میشود، برای من این موضوع فقط یک تعریف یا شعار نیست؛ بلکه تجربهای است که آن را در زندگی خود لمس کردهام. من این رابطه را مثل یک مثلث میبینم، مثلثی که اگر قاعدهاش «کمک» نباشد، هیچکدام از اضلاعش پایدار نمیماند. نه کنگره بدون اعضایش معنا دارد و نه اعضا بدون کنگره میتوانند به تعادل برسند.
من قبل از آشنایی با کنگره، تصور درستی از داد و ستد سالم نداشتم. فکر میکردم کمک یعنی فداکاری یکطرفه، اما امروز میفهمم که در هر ساختاری، از خانواده گرفته تا جامعه و حتی رابطه انسان با خداوند، مسئولیت دوطرفه وجود دارد. کنگره به من چیزهایی مثل عقل آرام، جسم قابل اعتماد و حس امنیت داد که هیچوقت فکر نمیکردم دوباره به دستشان بیاورم.
من اثر تخریب نیروهای از دسترفته را در زندگیام دیدهام؛ نه فقط در جسم، بلکه در تصمیمها، واکنشها و حتی نوع نگاه به زندگی. وقتی عقل زائل میشود، انسان ممکن است ظاهر سالمی داشته باشد؛ اما انتخابهایش او را به تاریکی ببرد. کنگره برای من فقط درمان جسم نبود، بلکه بازگرداندن قدرت تشخیص بود. همان چیزی که باعث شد دوباره بتوانم درست فکر کنم و درست انتخاب کنم.
کمکی که کنگره به من کرد، فقط گرفتن مصرف یا مشکلات ظاهری نبود. آرامآرام چیزهایی از من گرفته شد که سالها با آنها زندگی کرده بودم، دروغگفتن، توقع بیجا، بیقراری، ترس از آینده. در عوض، چیزهایی گرفتم، از جمله: آرامش، امنیت، صداقت و حس مفید بودن که ارزش آنها را امروز میفهمم؛ اما در این مسیر متوجه شدم که این یکطرفه نیست. اگر من فقط دریافتکننده باشم، این مثلث ناقص میماند. کمک من به کنگره، فقط در خدمت یا حضور فیزیکی خلاصه نمیشود، در درست زندگی کردن، در رعایت حرمتها، در عجله نکردن برای نجات دیگران و در آماده بودن برای مقابله با نیروهای تخریبی معنا پیدا میکند.
من یاد گرفتم که کمک کردن، زمان و صبر میخواهد. کسانی که میخواهند از تاریکی بیرون بیایند؛ اگرچه حمایت میشوند؛ اما باید هزینه مسیر را هم بپردازند. در این راه، عجله، دشمن و صبر، یک سرمایه است. امروز باور دارم که حساب من با کنگره صفر است. نه کنگره بدهکار من و نه من بدهکار کنگره هستم. اگر خدمتی انجام میدهم، نه برای جبران گذشته و نه برای طلبکار بودن در آینده است؛ بلکه از روی عشق و قدردانی است؛ چون کنگره به من یاد داد که کمک واقعی، زمانی ارزش دارد که بدون توقع باشد.
این سیدی برای من یادآور این حقیقت است که هر کس در مسیر ارزشها قدم بردارد، دیر یا زود مورد حمایت قرار میگیرد؛ به شرط آنکه بداند این مسیر، مسیر زمانبر، صبورانه و آگاهانه است. در پایان به این درک رسیدهام که کمک کردن در کنگره، یک وظیفه تحمیلی نیست، یک انتخاب آگاهانه است. انتخابی که از فهم و قدردانی میآید، نه از اجبار. امروز اگر در این مسیر قدم برمیدارم، به این دلیل است که میدانم روزی دست من، بیمنت و بیقضاوت گرفته شد. کنگره به من یاد داد که کمک، تنها در گفتن و نشان دادن نیست؛ گاهی در سکوت، صبر، رعایت زمان و حفظ حرمتها معنا پیدا میکند. کمک واقعی آن است که انسان، خودش سالم بایستد تا بتواند تکیهگاه دیگری باشد.
امروز باور دارم تا زمانی که در این مسیر حرکت میکنم و سهم خود را هرچند کوچک، ادا میکنم، این چرخه سالم ادامه خواهد داشت، چرخهای که نه بدهی و نه طلبکاری میسازد؛ بلکه آرامش، رشد و ارزش را میان انسانها جاری میکند و این، بزرگترین کمک کنگره به من و صادقانهترین کمک من به کنگره است.
منبع: سیدی کمک من به کنگره
نویسنده: همسفر هدیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
796