جلسه هفتم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو خرمآباد به استادی دنور راهنما همسفر ایران، نگهبانی دنور همسفر نسرین ، دبیری دنور همسفر مریم با دستور جلسه:" کمک من به کنگره، کمک کنگره به من" روز یکشنبه ۱۴ آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم. بعد از گرفتن شالم، اولین خدمتی که به من داده شد، خدمت در لژیون سردار بود و من این را به فال نیک میگیرم. هفته همسفر را تبریک میگویم؛ به خانم آنیِ بزرگ، اولین همسفر آقای مهندس که همواره همراه و همدل ایشان بودند؛ به دکتر امین، خانم آنی کماندار، خانم شانی و همه همسفرانی که در این سالن حضور دارند، صمیمانه تبریک عرض میکنم،
اما در مورد دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من»؛ این دستور جلسه میخواهد تلنگری به من بزند و از من بپرسد که سرگذشت زندگیام چگونه بوده است؟ چگونه زندگی کردهام؟ چه شخصیتی، چه اخلاق و رفتاری داشتهام و امروز در کجا ایستادهام؟ اکنون چه جایگاهی دارم؟ ما همسفران و مسافران، با حالِ خرابی وارد کنگره۶۰ شدیم؛ مسافران ما با مصرف مواد، الکل، تریاک یا هر چیز دیگری و ما همسفران با آن فکرهای افیونی که در ذهن خود کاشته بودیم، همیشه در حالتی از آشفتگی بودیم؛ یعنی زندگیمان نه بهشت بود و نه جهنم، بلکه حالتی برزخی داشت.
هم خودمان و هم مسافرانمان تلاشهای زیادی کردیم و راههای بسیاری را رفتیم تا به درمان برسیم. به قول بعضی افراد میگویند که مصرفکنندهها بیاراده هستند، اما هیچ مصرفکنندهای بیاراده و بیغیرت نیست. آنها تلاشهای فراوانی کردند و مسیرهای زیادی را پیمودند، اما فقط راه درست را بلد نبودند؛ برای همین دوباره به نقطه اول برمیگشتند و هزینههای زیادی هم در این مسیر پرداخت میشد.
اما امروز میبینیم که خدا را شکر، در کنگره۶۰ افراد بسیار محترمانه وارد میشوند، بدون اینکه شخصیتشان زیر سوال برود، به درمان میرسند؛ بهراحتی مشاوره میشوند و در طول ۱۱ ماه، به روش آقای مهندس دژاکام، به درمان میرسند. این درمان بهگونهای است که برگشت ندارد و وسوسه بازگشت به سمت مواد هم وجود ندارد، اما اگر بخواهیم روشهای دیگر را در نظر بگیریم؛ برای مثال کمپ، NA و موارد مشابه، میبینیم که شخصیت افراد را خرد میکنند و با لقبهای مختلف صدایشان میزنند. در NA فرد همیشه باید بگوید «من یک معتاد هستم»، اما ما چنین چیزی را در کنگره۶۰ نداریم.
در کنگره۶۰، اولین و بزرگترین نعمتی که خداوند به ما داده است، سلامتی، تندرستی و حالِ خوش است که ما هرگز نمیتوانیم برای این حال خوش قیمتی تعیین کنیم؛ نمیتوانیم بگوییم تن سالم من چه قیمتی دارد! یا اینکه خانوادهام خوشحال هستند و دور یک سفره جمع میشویم و غذا میخوریم، قیمتش چقدر است! یا لبخندی که روی لب من است، چه ارزشی دارد! اینها هیچوقت قابل قیمتگذاری نیستند. آقای مهندس میفرمایند اگر کسی صدها میلیون تومان هم برای درمان خود در سراسر دنیا هزینه کند، هرگز فردی را پیدا نمیکند که مانند کنگره۶۰، به این سهولت، صلابت و استحکام، انسانها را به درمان برساند. این خودش ارزش بسیار بزرگی است.
نعمتهای زیادی در کنگره۶۰ به ما داده شده است؛ مثل گوش دادن به سیدیها و نوشتن آنها. بسیاری از افراد فقط به خاطر اینکه سیدی ننویسند، از کنگره۶۰ فراری میشوند و از این نعمت بزرگ محروم میمانند؛ در حالی که نوشتن، خود یک ریکاوری برای مغز و حافظه است و نوعی مدیتیشن به شمار میآید. زمانیکه سیدی را مینویسیم یا حتی فقط گوش میدهیم، دریچههای منفی ذهن ما بسته میشود و فکر و ذهنمان متمرکز آموزشها میگردد؛ اینکه آقای مهندس چه چیزی را به ما میآموزند. چون آموزشها یکسان است و سیدیها همگی یک مسیر را دنبال میکنند.
آقای مهندس میفرمایند: آموزشهای کنگره۶۰ بهگونهای است که افراد تقریباً به یک شکل فکر میکنند و حتی احساساتشان نیز به هم نزدیک میشود. این آموزشها انسانهایی خداشناس تربیت میکند، اگر در یک شعبه، خدای ناکرده، برای کسی مشکلی پیش بیاید، دیگران بیتفاوت نیستند و اگر کسی پیشرفت کند، ترقی یا رهایی بگیرد، دیگران هم خوشحال میشوند، برایش دست میزنند و همراهش هستند. کسی که رهایی میگیرد، هملژیونیهایش نیز بیشتر با او همراهی میکنند و همه اینها ارزشمند است.
مورد دوم این است که ما در کنگره۶۰، علاوه بر همه اینها، درمان سیگار را هم داریم؛ حتی خانمهای همسفر هم میتوانند از این درمان استفاده کنند و سیگار و قلیان را به درمان برسانند. این خودش نعمت بزرگی است. امروز لژیونهای مسافران خانم را داریم و بدون اینکه شخصیت آنها زیر سؤال برود یا هویتشان فاش شود، به درمان میرسند.
مورد بعدی، مصرف D.sap است که آقای مهندس در کنگره۶۰ بسیار بر آن تأکید دارند. در دوران کرونا، بسیاری از ارگانها، آموزشگاهها، مدارس و شهرها قرنطینه بودند و رفتوآمدی وجود نداشت، اما تنها جایی که باز بود کنگره۶۰ بود و مرگومیری نداشت. بهواسطه مصرف D.sap و بخور D.sap که آقای مهندس تجویز کردند، جان ما در آن دوران نجات پیدا کرد.امروزه هم D.sap در درمان بسیاری از مشکلات، از جمله بیماریهای زنان، عفونتهای زنانه، زگیل، کبد چرب، قند خون، فشار خون و دیگر ناراحتیها نقش مؤثری دارد و آنها را بهطور کامل از بین میبرد. مورد آخر، لژیون جونز است.
آقای مهندس در سیدیهای اخیر خود، چه در لایو چهارشنبه و چه در سیدیهای گذشته، بهطور مداوم درباره تغذیه سالم صحبت کردهاند. مدتی است که تأکید ایشان بر این موضوع بیشتر شده است؛ چراکه امروز برای رهایی از چاقی، بسیاری از افراد در سراسر جهان به عملهای جراحی زیبایی روی میآورند، مانند ساکشن، کوچک کردن روده یا اسلیو معده، اما با وجود این اقدامات باز هم با مشکلات متعددی درگیر میشوند. در حالی که در کنگره۶۰، به روش آقای مهندس، با راهکارهای سادهای مانند خوردن سالاد ۲۰ دقیقه قبل از غذا، مصرف تخممرغ آبپز، خوردن D.sap در سه نوبت و غذا خوردن در سه وعده یا به روش TDS، میتوان به بدنی سالم دست یافت. همچنین با روزانه فقط بیست دقیقه پیادهروی میشود با همین سادگی، بدنی سالم و متعادل داشت.
افرادی که این روش را اجرا کردهاند و وزن خود را کاهش دادهاند، نتایج بسیار خوبی گرفتهاند؛ بهویژه زوجهایی که پیش از این بچهدار نمیشدند و اکنون صاحب فرزند شدهاند. بسیاری از بیماریهای آنها از بین رفته است و افرادی که دچار زانودرد یا کمردرد بودند، امروز شاهد برطرف شدن این مشکلات هستند؛ بدون استفاده از هیچگونه دارویی و بدون پرداخت هزینه و با داشتن بدنی سالم و کلام آخر اینکه، ما در کنگره۶۰ توانستهایم به این نتیجه برسیم که افرادی که در این مکان آموزش میبینند، وقتی به آگاهی و بیداری میرسند، خودجوش میآیند، داوطلب میشوند و کمک میکنند.
آقای مهندس میفرمایند که اگر این بیداری در افراد نبود، امروز ما نمیتوانستیم صاحب ساختمان و دانشگاه شویم. اکنون نیز انواع و اقسام مقالات در زمینه بیماریهای سرطانی به کشورهای خارجی ارائه میشود و همه اینها بهواسطه کمکهای مالی و مشارکت افرادی است که در کنگره۶۰ حضور دارند. پس ما در کنگره۶۰ نباید صرفاً مصرفکننده باشیم. اینگونه نیست که فقط دریافت کنیم؛ کسی که دریافت میکند، باید پرداختی هم داشته باشد، اگر پرداختی نداشته باشیم، نمیتوانیم به حالِ خوب و خوش برسیم.
یک شعار معروف میگوید: «دیگران کاشتند و ما خوردیم» و امروز وظیفه ما است که بکاریم تا دیگران بخورند و به آن حالِ خوب و خوش برسند.
زمانیکه این دو مقوله را با هم قیاس میکنیم؛ یعنی کنگره۶۰ چه چیزهایی به من داده است و من چه چیزی به کنگره۶۰ دادهام، در آن صورت است که واقعاً در جایگاه صحیح خود قرار میگیریم. قیاس نه تنها در کنگره۶۰، بلکه در زندگی روزمره نیز کاربرد دارد؛ مثلاً اینکه ببینیم همسر، خانواده و جامعه به ما چه دادهاند و ما در مقابل برای آنها چه کردهایم.



تایپیست: همسفر خاطره
عکاس: همسفر حانیه
ویرایش: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر مریم(لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
532