جلسه دهم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو خرمآباد به استادی همسفر زینب، نگهبانی همسفر خدیجه و دبیری همسفر ساناز با دستور جلسه"کمک من به کنگره، کمک کنگره۶۰ به من" روز یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.png)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که اذن ورود من به کنگره را داد. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم بابت بستری که مهیا کردهاند تا من و مسافرم به رهایی برسیم. از ایجنت و مرزبانهای شعبه و از همه خدمتگزاران شعبه تشکر میکنم. از همسفر معصومه، راهنمایم بابت آموزشهای ارزشمند ایشان تشکر میکنم که خیلی به من کمک کردند تا در مسیر کنگره بمانم و این که در اینجا اجازه خدمت به من دادند که بدون شک اگر آموزشهای ایشان نبود، من اینجا نبودم و این حال خوش را نداشتم.
به همسفر سمیه و مسافر ایشان بابت گرفتن شال ایجنتی تبریک میگویم و البته به همه اعضا شعبه تبریک میگویم، انشاءالله همواره در مسیرشان موفق باشند.
اما دستور جلسه: "کمک کنگره به من و کمک من به کنگره،"؛ من به عنوان یک همسفر وقتی به این دستور جلسه نگاه میکنم از خود میپرسم حال من قبل از کنگره چطور بود؟ من فقط برای درمان مسافرم نیامده بودم، بلکه من آمده بودم چون حال خودم خراب بود و خسته و درمانده بودم، پر از ترس و ناامیدی و تاریکی بودم. آمدم اینجا که درمان بشوم و کنگره به من یاد داد که من مسئول حال خودم هستم و حال خودم خیلی مهم است؛ پس باید حال خودم را بسازم.
کنگره به من اجازه داد که راهنما انتخاب کنم، کسی که بدون چشمداشت، بدون توقع و با عشق در کنار من ایستاد تا قدم به قدم جلو بروم. همه ما میدانیم که اگر بخواهیم یک جلسه مشاوره بیرون برویم، چه هزینههایی را باید پرداخت کنیم و من در بچههای لژیون میبینم که وقتی از تجربهشان میگويند که با تخریب بیشتری از مطب روانشناس یا مشاور بیرون میآیند؛ چرا که بیشترشان میگویند: شما با یک مصرفکننده زندگی میکنید یا باید ادامه بدهی و بیخیال بشوی یا باید جدا بشوی.
اما اینجا راهنمای من درس عشق را به من میدهد، درس زندگی را به من میدهد. کمک کنگره به من، کمک علمی است. من در کنگره یاد گرفتم که اعتیاد چیست و درمان مسافرم که در هیچ جای جهان وجود ندارد، در کنگره۶۰ وجود دارد و سر راه مسافر من قرار گرفت. به من یاد داد چطور قشنگتر زندگی را نگاه کنم و جهان را ببینم و لذت ببرم و تمام امکانات مثل همین ساختمان، شاید قدیمی باشد، اما حتی مولکولهای آن هم به ما انرژی میدهد و باعث میشود که حسی که میخواهیم را از اینجا بگیریم، شاید در دفترهای لاکچری روانشناسها این حس به ما دست ندهد، ولی اینجا این حس را همه ما به دست میآوریم.
تمام امکانات مثل صندلیهایی که رویشان مینشینیم، میز، ساختمان و امکانات ورزشی برای من و مسافرم در کنگره مهیا شده که من و مسافرم در کمال آرامش و آسایش بتوانیم در کلاسها حاضر شویم و از تاریکی بیرون بیاییم و به سمت روشنایی برویم و به رهایی برسیم. کنگره به ما دوستانی میدهد که تمام و کمال فقط و فقط موفقیت ما را میخواهند. چنین دوستانی را ما کجا میتوانیم پیدا کنیم؟
کنگره به من یاد میدهد که خدمت کردن معامله نیست، بلکه این خدمت، تعادل من است و اما کمک من به کنگره چیست؟ کنگره نیازی به کمک من ندارد. این باز هم مربوط به خود من میشود؛ یعنی باز خود من به کنگره احتیاج دارم. اولین کمک و خدمت من به کنگره این است که قدرشناس باشم. سپاسگزار خدمات و کمکهایی باشم که اینجا به من میشود و حرمتها را رعایت کرده و قوانین را بپذیرم. در صراط مستقیم باشیم. نه اینکه فقط حضور فیزیکی داشته باشیم و روی صندلی بنشینم و آموزشها را عملی نکنیم.
من باید آموزشها را در زندگیام اجرا کنم. بچه من میبیند که عوض شدهام پس این نتیجه آموزشی است که من در اینجا گرفتهام و در جهتی حرکت کنم که این نیروها و این کمکهایی که صرف من میشود هدر نروند و اگر کنگره نیاز به خدمت من داشته باشد، من خدمت کنم و وقت بگذارم، کمک مالی بکنم، پایههای کنگره را مستحکم کنم و صد خود را بگذارم.
فکر نکنم اگر خدمت میکنم منت سر کنگره گذاشتهام. خداوند لیاقت و اجازه خدمت بندگانش را به هرکسی نمیدهد و نتیجه این خدمت قبل از هرچیزی به خود من برمیگردد. امیدوار هستم بتوانم آنقدر آموزش بگیرم و درست قدم بردارم که کنگره۶۰ از من راضی باشد و بتوانم بدهی کوچکی از این همه محبت که کنگره به من دارد، ادا کنم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از همه شما ممنون و سپاسگزارم.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر ستار
عکاس: همسفر حانیه
تایپیست: همسفر ناهید رهجو راهنما همسفر فاطمه(ن)(لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مریم دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
273