English Version
This Site Is Available In English

بازپرداخت محبت‌ها، مسیر رشد خود و دیگران

بازپرداخت محبت‌ها، مسیر رشد خود و دیگران

همسفر طاهره؛
کمک کنگره به من این بود که با آموزش‌های کنگره توانستم بر ترس‌هایم غلبه کنم، ناامیدی را کنار بگذارم و به آینده و زندگی امیدوار باشم. کنگره به من درست زندگی کردن را یاد داد من به کنگره آمده بودم که مسافرم درمان شود؛ اما در کنگره من به چیزهایی رسیدم که شاید درمان اعتیاد در مقابل آن یک در هزار باشد من در کنگره یاد گرفتم که زندگی یک گذر است؛ پس مسائل و مشکلات زندگی همیشگی نیستند و این بستگی به من دارد که در مشکلات و حل کردن مشکلات قوی‌تر شوم و خودم را پیدا کنم. کنگره مکانی بود که بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی تمام آموزش‌های خوب آن را از طریق راهنمایان عزیز در اختیار من گذاشت و مرا از تاریکی به سمت نور هدایت کرد. حالا که من آرامش خودم و خانواده‌ام و سلامت مسافرم را از کنگره دریافت کرده‌ام با هیچ کمکی نمی‌توانم این دین را به کنگره ادا کنم فقط می‌توانم هر کاری که از دستم برمی‌آید چه مادی و چه معنوی برای کنگره انجام دهم در حالی که خدمت کردن در کنگره در واقع خدمت به خودمان است و باعث می‌شود خودمان به حال خوش برسیم کسانی که در حال بازپرداخت آنچه دریافت نموده‌اند می‌باشند مانند چشمه‌ای زلال و سرشار از انرژی‌اند و کسانی که هرچه دریافت می‌کنند هیچ‌گونه بازپرداختی ندارند، گویی تبدیل به شوره‌زار و کویری می‌شوند.

همسفر فاطمه؛
اول از همه به خاطر حضورم در کنگره هزاران بار خدای خودم را شکر می‌کنم و سپاسگزارم. کنگره به من راه زندگی کردن را آموخت. من در تاریکی‌ها زندگی می‌کردم و  از این موضوع آگاه نبودم فکر می‌کردم هیچ مشکلی ندارم و هر مشکلی که وجود دارد مقصر به‌جز خودم همه مقصر می‌باشند. کنگره به من درست زندگی کردن را آموخت و الفبای زندگی را مانند معلم کلاس اول برایم دیکته کرد. در این مکان مقدس یاد گرفتم چگونه قدم بردارم، چگونه تفکر کنم، چگونه رفتار کنم و چگونه عمل کنم. راهنمایانی در اختیارم قرار گرفتند که درس عشق را به من هدیه کردند، بدون اینکه توقعی از من داشته باشند، جز اینکه حال دلم خوب باشد و این بسیار باارزش است و با هیچ چیزی قابل قیاس نیست؛ ولی می‌توانم با حضور در کنگره و خدمت کردن، سهم کوچکی در کنگره داشته باشم؛ حتی؛ اگر جابه‌جا کردن صندلی یا نظافت کردن باشد می‌توانم در انتشار پیام کنگره60 برای کسانی که به دنبال راه درمان می‌گردند؛  ولی اطلاعی از کنگره ندارند مثمرثمر باشم دقیقاً مانند کسانی که باعث شدند ما کنگره را بشناسیم دیگران کاشتند و ما خوردیم حالا نوبت منِ فاطمه است که حتی شده با یک بذر کوچک بتوانم کمکی کنم. باز هم از خدای خودم تشکر می‌کنم و از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان به خاطر بستری که برای ما فراهم کردند تا رشد کنیم قدردانی می‌نمایم.

همسفر کبری؛
نمی‌خواهم خیلی کلیشه‌ای مشارکت کنم، مشارکتم کمی دلی است. اتفاقاً همین دیروز بود که مسافرم  در حال آماده کردن مشارکتی درباره دستور جلسه این هفته (کمک من به کنگره و کمک کنگره به من) بود  وقتی مشارکت ایشان را گوش کردم ناخودآگاه به  گذشته‌ای نه‌چندان دور تقریباً همین دو سه سال پیش برگشتم از خودم پرسیدم پارسال من و مسافرم کجا بودیم؟ در چه حالی بودیم؟ امسال کجاییم و در چه حالی قرار داریم؟ همان‌جا بود که یک بار دیگر خدا را به خاطر وجود کنگره شکر کردم. سال گذشته در جشن همسفر من و دخترم تنها و بدون حضور مسافر شرکت کردیم با قلبی شکسته و چشمانی اشکبار؛ اما با دلی امیدوار این جشن را سپری کردیم. خدا را هزاران بار شکر که امسال جشن همسفر را با حضور مسافرم برگزار کردیم و بسیار امیدوارم که سال آینده این جشن را با رهایی مسافرم برگزار کنیم. همین به ظاهر یک مورد از کمک کنگره به من بود که دنیایی شکر و دنیایی قدردانی می‌طلبد حالا یک سؤال پیش می‌آید که من برای کنگره چه کاری انجام داده‌ام؟  در حال حاضر پاسخ روشنی برای این سؤال ندارم.

نویسند‌گان: همسفران لژیون چهارم
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .