سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر:
خداوند را هزاران بار شاکر و سپاسگزارم که در کنگره۶۰ حضور دارم و به این مکان مقدس دعوت شدم. از بنیان کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و راهنما همسفر فاطمه تشکر میکنم که به من آموزش دادند. من در سال ۱۴۰۱ به کنگره وارد شدم و اولین کمکی که کنگره به من کرد، یک راهنمای تازهواردین به من داد که با لبخندی زیبا در آغوش او قلبم آرام گرفت. کمک بعدی راهنمای شال نارنجی بود که از او بسیار آموزش گرفتم، بعد از آن سیدیها بود که با نوشتن و گوش کردن به آن، جهانبینی را آموختم. در کنگره رشتههای ورزشی شنا، شطرنج، تنیس و ایروبیک را یاد گرفتم و در مسابقات شرکت کردم. کمک دیگر کنگره، لژیون تغذیه سالم بود که در این لژیون آگاهی بسیاری کسب کردم و اکنون در حال سفر و کاهش وزن هستم و مهمتر از همه به درمان رسیدن مسافرم بود. کنگره زندگی و مسافرم را به من برگرداند، در حالی که سالها آرزوی چنین روزی را داشتم. کمکهای کنگره به من و مسافرم بسیار است. ما علم زندگی کردن، صبر، آرامش، بخشش، گذشت و دوری از ضدارزشها را از این مکان آموختیم. حال من چه کمکی در قبال این همه خوبی میتوانم داشته باشم؟
تنها میتوانم سپاسگزار و قدردان باشم، به حرمت و قوانین کنگره احترام بگذارم، خوش برخورد و مهربان باشم و قانون یازدهم را حمایت کنم. سال قبل توانستم با درآمدی که داشتم، عضو لژیون سردار شوم و امسال نیز تصمیم گرفتم دنور شوم که این سعادت شامل حالم شد و خداوند من را لایق دانست که به خودم خدمت کنم.
در پایان از آقای مهندس دژاکام تشکر میکنم که این مکان امن را برای ما فراهم کردند تا به آرامش و حال خوش برسیم.
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر:
ابتدا خداوند را شاکرم که مسیر کنگره را برای من باز کرد. از راهنما همسفر فاطمه بابت آموزشهای صادقانه تشکر میکنم.
من در کنگره یاد گرفتم چه ضعفها و کمبودهایی دارم، یکی از صفات ناپسند من زود عصبانی شدن بود و اکثر اوقات وقت خود را بیهوده میگذراندم، بسیار زودرنج بودم و با این رفتار باعث شده بودم که دیگران اصلاً روی من حسابی باز نکنند؛ ولی کنگره به من آموخت، زمان بسیار مهم است و نباید به راحتی آن را از دست بدهم. اکنون صبر و آرامش به دست آوردهام و زندگی با سرخوشی و سرحالی سپری میشود و دیگر درگیر مسائل و موضوعات حاشیهای نمیشوم. سالهای بسیاری به دلیل افکار و اندیشه غلط، درگیر بیماری و بیمارستان بودم؛ ولی با نوشتن سیدیها و پالایش افکار و اندیشهام، شرایط بهتری پیدا کردهام. مطمئن هستم با حرکت مداوم و درست در صراط مستقیم و خدمت در کنگره بر بیماری غلبه میکنم. در واقع کنگره من را تبدیل به انسان دیگری کرده و همیشه مدیون آن هستم. امیدوارم بتوانم با تلاش و کوشش، در کنگره بمانم و به خودم خدمت کنم.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر:
ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که این بستر را برای من فراهم کردند. از راهنما همسفر فاطمه که با آموزشهای نابشان من را راهنمایی میکنند، کمال تشکر را دارم.
وقتی خوب فکر میکنم، میبینم به هیچ عنوان و با هیچ کاری نمیتوانم به کنگره کمک کنم و دین خودم را پرداخت کنم؛ چون کنگره کمک بسیار بزرگی به من کرده است. کنگره با آموزشها به من زندگی شاد و سالم بخشید. بزرگترین هدیه کنگره به من این بود که من را از تاریکی به سمت روشنایی و از نفرت به طرف عشق و محبت رهنمون ساخت.
من و مسافرم قبل از ورود به کنگره فقط چند روز در هفته را با هم سپری میکردیم. آن زمان همیشه به خدای خودم میگفتم: ممکن است زندگی ما تغییر کند و در کنار همدیگر به خوشی زندگی کنیم؟
اکنون به لطف خدا و آموزشهای آقای مهندس، مسافرم فقط مسیر کار، خانه و کنگره را طی میکند و زندگی را با یکدیگر به خوشی میگذرانیم. درست زندگی کردن و در صراط مستقیم حرکت کردن را از کنگره آموختم. کنگره به من امید، عشق، محبت و زندگی بخشیده است. انشاءاللّٰه بتوانم در کنگره بمانم و به خودم خدمت کنم.
سلام دوستان نعیمه هستم یک همسفر:
وقتی به ابتدای ورودم به کنگره و سالهایی که گذشت، نگاه میکنم متوجه میشوم کمکهایی که کنگره در حق من و مسافرم کرده است، هرگز قابل جبران نیست.
کنگره به من درس چگونه محبت کردن و عشق ورزیدن را آموخت، اینکه چهطور با یک فرد مصرفکننده برخورد کنم و در کمال آرامش، به زندگی عادی خودم ادامه بدهم. همچنین برای فرزندم وقت بیشتری صرف کنم. علاوه بر این کنگره به من دانش کتاب آسمانی را یاد داد که این علم برای من بسیار لذتبخش بود. کنگره به من امید داد که بمانم و آموزش بگیرم تا بتوانم مسافرم را یاری دهم و برای درمان او بیشتر تلاش کنم. باارزشترین کمک کنگره به من، رساندن به حال خوش و زندگی سالم بود.
انسان، موجودی فراموشکار است و بسیاری از اتفاقات گذشته خود را به یاد نمیآورد؛ اما من نباید فراموش کنم که کجا بودم، اکنون به کجا رسیدم و چه چیزهای باارزشی به دست آوردم، به همین دلیل همیشه خودم را مدیون این مکان مقدس میدانم و از خداوند میخواهم من را یاری کند تا برای رشد بهتر جسم و روان خود در کنگره بمانم و از خدمتگزاران شوم؛ ولی میدانم هر قدر خدمت کنم، نمیتوانم آموزشها و کمکهای کنگره را جبران کنم. تنها کاری که میتوانم انجام دهم این است که در راستای اهداف کنگره تلاش کنم و به دیگران خدمت بلاعوض داشته باشم.
در پایان سپاسگزار مرد بزرگی هستم که زندگی من و بسیاری از همسفران و مسافران دیگر را جان تازهای بخشید تا معنای حقیقی عشق ورزیدن را درک کنیم.
نویسنده: اعضای لژیون شانزدهم (راهنما همسفر فاطمه)
رابط خبری: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر طیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
134