English Version
This Site Is Available In English

حال خوش امروزم حاصل خدمت در کنگره است

حال خوش امروزم حاصل خدمت در کنگره است

جلسه نهم از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی مسافر محسن و نگهبانی‌‌ مسافر‌ آرمین و دبیری‌ مسافر عباسعلی، با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» یکشنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محسن مسافر هستم یک مسافر؛

به تمام پدرهای عزیز، روز مرد و به همه مردان حاضر در جلسه تبریک می‌گویم. دستور جلسه امروز کمک من به کنگره و کمک کنگره به من است. در مدتی که در کنگره حضور دارم، خیلی به این دستور جلسه فکر کرده‌ام تا ببینم اول‌ازهمه کمک من به کنگره چیست و من چه خدمتی می‌توانم برای کنگره انجام بدهم. از خیلی‌ها هم سؤال کردم و درنهایت به این نتیجه رسیدم که نظر شخصی من این است: هرچقدر در جایگاه انسانیت رشد کنم و در مسیر تکامل قدم بردارم و سفیر خوبی برای کنگره باشم، همان‌قدر به کنگره کمک کرده‌ام.

من الان عضوی از کنگره هستم و باید ببینم چقدر از آموزش‌هایی که کنگره به من داده، در زندگی‌ام اجرا کرده‌ام؛ در خانواده چگونه صحبت می‌کنم، روابط من در بیرون و محیط کار چگونه است و امروز کجای کار هستم و قبلاً کجا بودم.

یادم می‌آید قبل از ورود به کنگره کسی نبود به من یاد بدهد چگونه حرف بزنم. در جمع که می‌خواستم صحبت کنم، تته‌پته می‌کردم و نمی‌توانستم حرف بزنم. با همسرم نمی‌توانستم درست صحبت کنم، دو کلمه حرف می‌زدیم و دعوا و جروبحث می‌شد و موضوعات زیادی ازاین‌دست وجود داشت.

در بخش اول دستور جلسه، یعنی کمک من به کنگره، هرکسی باید به درون خودش برگردد و ببیند ازنظر مالی چه کرده، ازنظر کلامی چه خدمتی انجام داده و آیا فقط آمده و رفته یا واقعاً وارد خدمت شده است. به ما مثالی زدند و گفتند اینجا خانه خودت است، مثل عروس نیامده‌ای که فقط بیایی و بروی. اگر جارو دست بگیری و جارو کنی یا طی بزنی، کسی جلوی شمارا نمی‌گیرد. کسانی بودند که به تو کمک کردند تا به رهایی برسی، اکنون باید همین مسیر را ادامه بدهی و این می‌شود کمک من به کنگره.

اما وقتی به آخر راه نگاه می‌کنم، می‌بینم همه این کارها درنهایت به خودم برمی‌گردد و این برایم خیلی جالب است. من کمک می‌کنم، خدمت می‌کنم، اما در اصل این کمک و خدمت به خودم برمی‌گردد. وقتی از مال خودم می‌گذرم، چه شش میلیون تومان باشد، چه شصت میلیون تومان یا حتی مبالغ بالاتر، شاید ظاهرش کمک مالی به کنگره باشد، اما درواقع کمک به خودم است.

اوایل سفرم در همین جلسه نشسته بودم. استاد جلسه رسید به بخش دوم دستور جلسه و گفت: من هرچه دارم از کنگره دارم. با خودم گفتم این دیگر چیست؛ اما بعد از چهار سال تازه فهمیدم چه می‌گفت و امروز من هم همین را می‌گویم که هرچه دارم از کنگره دارم. منی که با شش گرم تریاک خوراکی وارد شدم، منی که روزی دو بسته سیگار می‌کشیدم و مصرف حشیش و گل برایم عادی شده بود، فقط مصرف می‌کردم که به حالت عادی برسم؛ اما امروز بدون مصرف هیچ ماده‌ای و بدون سیگار حال خوش دارم و این برای من بسیار باارزش است.

وقتی به چهره همسرم نگاه می‌کنم و خوشحالی را در چشم‌هایش می‌بینم، وقتی پدر و مادرم مرا در خیابان می‌بینند و برق شادی در نگاهشان پیدا است، این چیزها برای من با هیچ پولی قابل‌مقایسه نیست. کنگره به من علم درمان اعتیاد، علم درمان سیگار، علم درست پول درآوردن و مهم‌تر از همه علم زندگی کردن را داد. منی که قبلاً هیچ‌چیز بلد نبودم و مثل یک‌مرده متحرک بودم، اینجا زندگی را یاد گرفتم، احساس دوباره پیدا کردم و زنده‌بودن را فهمیدم. برای من این‌ها بسیار ارزشمند است.

زیاد صحبت نمی‌کنم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید ممنون و سپاسگزارم.

عکس: مرزبان خبری مسافر پیمان
انتشار: مسافر فخرالدین لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .