انسان در طول زندگی، بسیاری از وقایع گذشته را به فراموشی میسپارد و این یکی از قوانین خلقت است. گاهی این فراموشی بار مثبت و گاهی بار منفی دارد. یک فرد مصرفکننده، پس از درمان، بسیاری از سختیها و رنجهای گذشته را فراموش میکند؛ گاهی حتی از یاد میبرد که در کنگره، چه کسانی دست او را گرفتند و یاریش دادند تا از تاریکیها عبور کند و به روشنایی و رهایی برسد. هرچند فرد مصرفکننده، تمام بار مسئولیت درمان اعتیاد خود را بر عهده دارد؛ اما افرادی و سیستمی در کنارش بودهاند که او را در این مسیر یاری و راهنمایی کردهاند. در بسیاری از جنبههای زندگی، ما نیازمند کمک، همراهی و حضور دیگران هستیم. اگر با دقت بنگریم، درمییابیم که بدون یاری و کمک دیگران، از انجام بسیاری از امور ناتوان خواهیم بود.
اولین کمکی که کنگره به من کرد، این بود که باعث شد معضل اعتیاد را درست بشناسم. دانستم که اعتیاد چیست و متوجه شدم مصرفکننده مواد مخدر، انسانی بیمار است که برای رهایی از اعتیاد، نیاز به کمک و حمایت دیگران دارد. در کنگره با علم اعتیادی آشنا شدم که آقای مهندس سالیان سال برای کشف و تدوین آن تلاش و تحقیق کردهاند و این علم بهصورت رایگان در اختیار من قرار گرفت. در کنگره، فردی به عنوان راهنما و معلم، بیمنت و با عشق و محبت، دست مرا گرفت و مسیر را به من نشان داد. به کمک راهنمایم توانستم بر ترسهای درونی خود غلبه کنم، ناامیدی را کنار بگذارم و به آیندهای روشن امیدوار شوم.
وقتی گذشتهام را با امروز مقایسه میکنم، درمییابم که در گذشته چقدر خسته، درمانده، بیحوصلـه و عصبی بودم؛ اما اکنون پس از آموزشهای ناب و ارزشمندی که در کنگره دریافت کردهام به آرامش و حال خوشی دست یافتهام. امروز امیدوار به آیندهام و بدون کوچکترین تنشی، در کنار عزیزانم زندگی میکنم. یاد گرفتهام چگونه با اطرافیانم رفتار کنم؛ در واقع، هنر زندگی کردن را در کنگره آموختهام. حال از خود میپرسم: در برابر این همه خدمت رایگان که به من شده است، من برای کنگره چه کردهام؟ چه میتوانم بکنم؟ هرچند که کنگره هیچ نیازی به کمک من ندارد؛ اما من وظیفه دارم دینم را به آن ادا کنم.
نخستین خدمت من به کنگره، سپاسگزاری و قدردانی از کمکهایی است که از آن دریافت کردهام؛ باید به اصول و قوانین کنگره احترام بگذارم، مسئولین، پیشکسوتان، مرزبانان، ایجنت شعبه، راهنمایان و همه کسانی که بهنحوی در کنگره خدمت میکنند را ارج نهم و فرمانبردار خوبی باشم. روزی افرادی وارد کنگره شدند و با تمام توان تلاش کردند تا مسیر سفر من هموار شود؛ امروز نیز نوبت من است که در پایداری این جمعیت احیاء انسانی کوشا باشم و دینی را که بر گردن دارم ادا کنم؛ باید به این باور برسم که کمک به کنگره، کمک به تمام بشریت و آینده است؛ زیرا خداوند لیاقت و اجازه خدمت به بندگانش را به هرکسی نمیدهد؛ پس اگر این لیاقت و اجازه به من داده شده است؛ باید شکرگزار و سپاسگزار خداوند باشم. عاشق را حساب با عشق است؛ با معشوق چه حساب دارد؟
منبع: کمک من به کنگره و کمک کنگره به من
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر صغری (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر آیسودا دبیر سایت
ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
253