نهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی بنفشه شیروان، با استادی مسافر فاطمه، نگهبانی راهنما همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا، با دستور جلسهٔ «هفتهٔ همسفر؛ نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران»، روز چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۴، رأس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، فاطمه هستم یک مسافر.
سلام و عرض ادب دارم خدمت همگی عزیزان؛ خیلی خوش آمدید. این هفتهٔ باشکوه را در رأس به خانوادهٔ محترم جناب مهندس، اولین همسفران کنگره ۶۰ تبریک میگویم و در ادامه به همسفران عزیز شعبهٔ خودمان نیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم انشاءالله همیشه در این مسیر، مسافرانشان را حمایت کنند تا موفق و سربلند باشند.
موضوعی که ما دربارهٔ «هفتهٔ همسفر» باید بدانیم این است که همانطور که از اسمش پیداست، کنگره ۶۰ یک اسم قشنگ را به نام «هفتهٔ همسفر» برای این هفته اختصاص داده است. همسفر یک معنی و مفهوم خاصی دارد و آن این است که خیلی چیزها را به ما گوشزد میکند. اول اینکه ما یک سفری را میخواهیم شروع کنیم که یک سفر انسانی است؛ یعنی من یک سفری را میخواهم شروع کنم و بهعنوان یک همسفر، یک انسانی را میخواهم به مقصد برسانم و بر من است تا یک همسفرِ خوبی برای ایشان باشم. حالا این مسافر من همان انسانی است که میخواهد به رهایی برسد، به حال خوش برسد، چون یک سفر خیلی سختی را پیشِرو دارد. با یک حال خیلی خراب و با یک جسم و روح خراب، میخواهد یک سفر خیلی سختی را شروع کند و منِ همسفر در این راه باید همراهش باشم، یک قوت قلبی برایش باشم، کمکش کنم؛ نه اینکه سدّ راهش باشم و مانع رسیدن به آن هدفی که رهایی است، باشم.
یک انسان، سفری را میخواهد شروع کند؛ در جادهای سخت، با یک ماشین فرسوده و داغان میخواهد یک جادهٔ یخبندان را طی ۱۰ ماه ادامه بدهد و در ۱۰ ماه تمام کند. خب، مسلم است دیگر؛ اگر انسانی با یک ماشین فرسوده ـ اگر خودمان را هم در نظر بگیریم ـ بخواهد یک جادهٔ یخبندان را طی کند، کار خیلی سختی است؛ مخصوصاً انسانی که اصلاً تعادل درستی ندارد، یعنی جسم و روحش کاملاً تخریب و بیمار شده است. در اینجا، همسفر نقش بسیار مهمی در سفرش دارد. حالا درست است که به جای او نمیتوانم سختیها را بکشم یا من نمیتوانم سختیها و بدهیهایش را پرداخت کنم، ولی میتوانم یک همراه خوبی برای او باشم.
امروز که همسفرهای ما تصمیم میگیرند برای مسافرانشان همسفر باشند، باید همسفران خوبی باشند، همراه خوبی باشند. اینکه کنگره ۶۰ نام «همسفر» را گذاشته است، به این دلیل است که من یاد بگیرم اول اینکه اعتیاد چیست. تا من ندانم اعتیاد چیست، نمیتوانم به مسافرم کمک کنم. کنگره به ما این را میگوید: ای همسفر! اعتیاد یک بیماری است؛ باید به مسافرت کمک کنی. چرا یک بیماری است؟ زیرا جسم، روح و روانش درگیر شده است و تو باید به او کمک کنی تا راحت به آن هدفش که میخواهد برسد و این بدون آموزش غیرممکن است. اگر من آموزش درستی نبینم، نمیتوانم به مسافرم کمک کنم؛ ولی اگر به کنگره بیایم و آموزش درست را ببینم، اول اینکه اعتیاد را بشناسم؛ اصلاً اعتیاد چیست؟ مسافر من الان درگیر اعتیاد شده است؛ چرا چنین شرایطی برایش به وجود آمده است؟ چه مشکلاتی برایش پیش آمده است؟ من در کنگره با اینها آشنا میشوم و خیلی راحت میتوانم به مسافرم کمک کنم.
نمیتوانم درد و سختیهایش را تحمل کنم، ولی میتوانم به مسافرم قوت قلب و اعتمادبهنفس بدهم. امروزه بعضی از خانوادهها که همسفرند ولی در کنگره حضور ندارند، نمیدانند درمان چیست و متوجه این نیستند؛ شخصی که مصرفکننده شد، دچار چه تخریبهایی میشود. امکان دارد که از سمت همسفرهایشان حتی تخریب شوند. بسیاری از مردم حتی به چشم یک گناهکار نگاهش میکنند و هر روز به او میگویند: «تو چرا نمیتوانی؟» انگار کاملاً زیر ذرهبین است؛ «تو چرا امروز مثلاً فلان چیز را خوردهای؟ امروز زیاد خوردی؟ امروز دیر بیدار شدی؟» به خاطر این است که آموزش ندیدهاند و همین حرکتها باعث میشود انرژی را از مسافر خود بگیرند. اگر مسافر واقعاً دارد درست سفر میکند، ولی من حرفهای منفی به او بگویم، این یعنی همان ناآگاهی؛ که من یک چیزهایی را نمیدانم و وقتی اینها را به او گوشزد میکنم، حتی اگر سفر خوبی هم داشته باشد، امکان دارد آن انرژی لازم، آن حس خوب را دیگر از او بگیرم.
کمترین کاری که میتوانم برای مسافرم انجام دهم، این است که حس خوب به او انتقال دهم. با آموزشهایی که از کنگره میگیرم، میتوانم برای او یک گوش شنوا باشم، همراهش باشم؛ یکجوری آن محیط آرامشی را که در خانهام به آن نیاز دارد، برایش فراهم کنم. اینها واقعاً به مسافر کمک میکند تا به آن حال خوش برسد. اینکه در کنگره ۶۰ میگویند: «همسفر، بالِ پروازِ مسافر است»، درست گفتهاند؛ زیرا میتواند به او کمک کند تا به مقصد برسد.
امیدوارم شعبهٔ ما هم روزبهروز همسفران بیشتری داشته باشد. خانمها! از شما این درخواست را دارم؛ خواهش میکنم هر یک از شما خواهر، مادر و یا حتی دوست خود را بهعنوان همسفرتان میتوانید بیاورید؛ لطفاً این را انتقال بدهید. حالا قرار است یک فرم برای ما بفرستند؛ ما به تمام مسافرانمان بدهیم تا اینکه به همسفرانشان بدهند و آنها را به کنگره دعوت کنند تا اینکه ما هم گروه همسفرانمان خیلی قوی شود و بتوانیم لژیونهایمان را بزرگتر کنیم.
ممنون از اینکه با سکوتتان به حرفهای من گوش دادید.
تایپ: همسفر زهرا
شیروان: لژیون یکم
ویرایش: راهنما مسافر مریم، نمایندگی بنفشه شیروان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
66