اولین جلسه از دور اول کارگاههای آموزشیِ_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی شقایق قشم، با استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر مریم و دبیری مسافر معصومه، با دستور جلسهٔ «هفتهٔ همسفر؛ نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران»، روز چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۴، در محل دانشگاه خوارزمی قشم، رأس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، زهرا هستم یک همسفر.
خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتهام. دستور جلسه در مورد «هفتهٔ همسفر» است. این دستور جلسه بسیار ارزشمند و جشنِ دیدهشدن را در رأس خدمت جناب مهندس و خانم آنی بزرگ و تمام اعضای خانوادهٔ محترمشان تبریک عرض مینمایم، و از همهٔ همسفرانی که در کنگره ماندند و درس صبوری، عشق و محبت را برای ما معنا کردند، بسیار سپاسگزارم.
برایم سخت است در مورد این دستور جلسه صحبت کنم. در کنگره، همسفر به کسی گفته میشود که مصرفکننده نیست، اما در اغلب موارد بیش از مسافر شاهد و درگیر موضوع بیماری اعتیاد و پیامدهای تخریب آن بوده است؛ مانند کسی که سیگار مصرف میکند، اما آسیب ناشی از مصرف برای اطرافیانش بیشتر است. در خانواده و اطرافیان فرد مصرفکننده نیز به همین شکل است؛ تخریبهای ناشی از مصرف و بیماری اعتیاد، اعضای خانواده را درگیر و مسیر زندگیشان را تحتالشعاع قرار میدهد.
مثلث خانواده با اضلاع همسفر، مسافر و خانواده تشکیل شده است. در کنگره، آموزشهای همسفر و مسافر دارای یک محتوا هستند و در مسیر حرکت و سفر، آقای مهندس میفرمایند: «همسفر بالِ مسافر است.» همسفر در کنگره یاد میگیرد که چه کمکی لازم است به مسافر بکند. ابتدا فکر میکنیم به خاطر مسافر به کنگره میآییم تا به درمان برسد، اما ذرهذره با آموزشهایی که دریافت مینماییم، متوجه میشویم چه کمکی میتوانم برای مسافرم در مسیر و طول سفر داشته باشم.
زمانی برای یک بیماری نزد پزشک میرویم، نسخهای برای فرد بیمار تجویز میشود و باید طبق آن تجویز عمل کرد. در کنگره هم به همین گونه است؛ فرد مصرفکننده برای درمان بیماریاش، داروی مشخصشده را در ساعاتی منظم، در طول مدت ۱۰ ماه مصرف میکند تا به درمان برسد و همسفر نباید در برنامهٔ درمان مسافر دخالتی انجام دهد.
ابتدا همسفر نزد خود گمان میکند به خاطر درمان مسافرش به کنگره آمده و بایستی آموزش ببیند، اما آهستهآهسته با دریافت و درک آموزش، آگاه میشود که خودش هم تخریبهایی ـ گاه بیشتر از مسافر ـ داشته است و همچنین از اهمیت حضور و نقش خود در کنار مسافر و درمانش نیز آگاه میشود.
همسفر با دریافت آموزشها یاد میگیرد و به این توانایی دست پیدا میکند که بهدرستی برای حفاظت از رهایی از بند اعتیاد، درمان و تعادلِ مسافر، چگونه همگام باشد و نیز هر دو میدانند برای آنچه تلاش کردهاند و به دست آوردهاند، چگونه محافظت نمایند. در ابتدا به دلیل مشغله و مسئولیتهایی که در محیط خانواده و کار داشتم، فکر میکردم چه دلیلی دارد من بیایم و آموزش ببینم. از خداوند بسیار سپاسگزارم که به واسطهٔ مادرم مسیر و راه کنگره برایم باز شد. از تخریبهای خودم هیچ آگاهی نداشتم و اکنون با حضورم در کنگره و دریافت آموزشهای ناب توانستهام به گرههای درونیام پی ببرم و با تلاش و صبر، در مسیر تزکیه و پالایش قرار بگیرم.
اوایل سفرم، راهنمای عزیزم خانم هورا میگفتند لازم است بهعنوان یک همسفر، ده الی یازده ماه در کنار مادرم در کنگره حضور داشته باشم. اکنون میدانم برای رسیدن به این حال خوش و برای داشتن خانوادهای متعادل، ده سال هم ارزشش را دارد.
سختی و شرایط جوی خانواده باعث شد مادرم برای مدتی از مسیر درمان خارج گردد، امّا با حضور مستمرم در کنگره و درک آموزشهایم صبر کردم و همچون حامی و روزنهای از امید، بهعنوان دختر و در نقش همسفر برایش ماندم. خیلی خوشحالم که مادرم محکمتر و قویتر از قبل به مسیر درمان و روشنایی برگشته است و با حضور و صبرم توانستهام برای نزدیکشدن به رهاییاش از بند اعتیاد مؤثر باشم و دیگر اعضای خانوادهام نیز وارد کنگره شدهاند. بابت این رحمت و نعمت خیلی خوشحالم و از خداوند بسیار سپاسگزارم.
انشاءالله هیچ مسافری بدون همسفر و هیچ همسفری بدون آموزش نماند و همگی ما بتوانیم در کنار عزیزانمان به سلامتی، تعادل و حال خوش برسیم. ممنونم که به صحبتهایم گوش دادید.
گردآوری و تایپ: مسافر معصومه ـ لژیون یکم ـ شعبهٔ شقایق قشم
عکس: مسافر هورا ـ شعبهٔ شقایق قشم
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
95