مهمترین برداشتی که میتوان از دستورجلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» داشت، این است که مسئولیت همواره دوطرفه است. هیچ حرکتی وجود ندارد که فقط دریافت باشد. من، بهعنوان مثال، نمیتوانم بگویم چون مادر هستم، در قبال فرزندانم هیچ مسئولیت و وظیفهای ندارم و فقط انتظار داشته باشم که فرزندانم نسبت به من وظایف و مسئولیتهایی را انجام دهند. در واقع، این موضوع مانند یک معادله است؛ یک طرف آن دریافت و طرف دیگر آن پرداخت قرار دارد.
به یاد دارم در نخستین روزهای ورودم به کنگره، احساس پوچی و ناامیدی عمیقی سراسر وجودم را احاطه کرده بود. تاریکی، تمام قلب، روح و زندگیام را فرا گرفته بود. سرگشته و حیران، به دنبال راهی برای نجات بودم. کنگره عقل، روح، فیزیک و جسمم را به من بازگرداند؛ ناآرامیها، کابوسهای شبانه و حس حقارت و نفرت را از من گرفت و در عوض، احترام، قانونمندی و جایگاه اجتماعی مناسب به من بخشید.
من از دین بیزار بودم؛ اما کنگره۶۰ مرا با دین آشتی داد. کنگره سرشار از خوراک برای روح، روان و جسم است. ابتدا فرد برای درمان اعتیاد وارد کنگره میشود، سپس نقش علم جهانبینی را برای درمان روح و روان فرا میگیرد، چگونه و چرایی زیستن را میآموزد و در ادامه، اگر مصرفکننده سیگار باشد آن را نیز درمان میکند و اگر گرفتار چاقی و اضافه وزن باشد، روش درمان به او ارائه میگردد.
سلامت جسم و روان مگر بدون ورزش امکانپذیر است؟ در کنگره۶۰ انواع رشتههای ورزشی، اعم از تیروکمان، شنا، راگبی، ایروبیک، فوتبال و غیره، به مسافران و همسفران آموزش داده میشود. همچنین جایگاههای خدمتی متنوع و بسیاری وجود دارد تا افراد بتوانند برای کسب تجربه و دریافت حسهایی همچون ارزشمند بودن، توانمند بودن، داشتن اعتماد به نفس و موارد دیگر، در آنها فعالیت کنند. اینها همه بخشی از دریافتهای من، به عنوان یکی از اعضای کنگره۶۰ است.
اکنون باید ببینم که من در مقابل چه پرداختی دارم؟ آیا به عنوان عضوی از این سیستم سراسر عشق، قطرهای از این دریای بیکران و ذرهای از این جهان هستی، آنگونه که شایسته است، پرداخت میکنم؟ آیا من نیز همانطور که دستانی یاریگر من بودهاند، به دستهای درمانده و فرورفته در تاریکی یاری میرسانم؟ آیا اجازه میدهم همان گونه که روزی خودم دریافت کردهام، دیگران هم دریافت کنند؟ آیا تمام تلاشم را میکنم تا خدمتگزاری صالح باشم؟ چه درصدی از درآمدم را بهعنوان کمک مالی به کنگره اهدا میکنم؟ و آیا دانشی را که آموختهام، بهدرستی و بهجا کاربردی میکنم؟
همین که اجازه داده میشود من نیز خدمتی در هر جایگاهی داشته باشم، باز هم دریافت من است؛ زیرا خدمت کردن به انسان، قدرت، شادی و شعف میدهد. خدمت کردن به دیگر انسانها؛ یعنی قدم نهادن در مسیر فردوس و در راه بهشت بودن است. چه چیزی بالاتر از اینکه نوری شوید از جنس خدا، برای دلهایی که در تاریکی ماندهاند و درمانی برای دردمندان بیپناه باشید.
حال جواب این پرسش چه میتواند باشد؟ من بدهکار کنگره هستم یا کنگره بدهکار من؟ کمک کنگره به من چه بوده و در مقابل آن کمک من به کنگره چیست؟
منبع: سیدی «کمک من به کنگره» از مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فخری (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
همسفران خانم باشگاه تیروکمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
386