English Version
This Site Is Available In English

صبر،همراهی و عشق در مسیر درمان

صبر،همراهی و عشق در مسیر درمان

هفته همسفر فرصتی است برای تجلیل از صبر، همراهی و ازخودگذشتگی کسانی که در کنار مسافران کنگره ۶۰ قدم برمی‌دارند. همسفران، با آموزش، صبر و ایمان، نه‌تنها مسیر درمان را هموار می‌کنند، بلکه چراغ راه خانواده‌ها می‌شوند.
در این مصاحبه، با راهنمای محترم مسافر ابوالفضل، با بیش از پنج سال رهایی و خانم سکینه، همسر و همسفر دلسوز ایشان همراه می‌شویم تا از زبان خودشان، چالش‌ها، نکات آموزنده و تجربیات ارزشمندشان در مسیر کنگره بشنویم. این گفت‌وگو یادآور اهمیت همراهی آگاهانه، صبر و ایمان در مسیر درمان است و می‌تواند الهام‌بخش همه اعضای خانواده بزرگ کنگره ۶۰ باشد.

۱. لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
ابوالفضل هستم، یک مسافر.
۲. در مسیر درمان و رسیدن به ۵ سال رهایی، مهم‌ترین نقشی که همسفر شما ایفا کرد چه بود؟
در مدت سفر اول و دوم تا رسیدن به پنج سال رهایی، همسفرم همیشه مانند یک نیروی حمایتی، با همراهی، تشویق، ترغیب و حتی گاهی با هشدارهای به‌جا و لازم، مثل یک بال واقعی باعث پرواز من از مشکلات شد.
۳. به‌عنوان یک مسافر، کدام رفتار همسفر بیشترین تأثیر را در ماندگاری شما در مسیر درمان داشت؟
حفظ آرامش در خانه و در مواجهه با مشکلات و حتی کج‌خلقی‌های من توسط همسفرم، که نتیجهٔ آگاهی و دانایی حاصل از آموزش‌های کنگره بود، بیشترین تأثیر را در ماندن من در کنگره داشت.
۴. در ابتدای سفر، چه انتظاری از همسفر داشتید که امروز نگاهتان به آن تغییر کرده است؟
در ابتدا چون خود را بیماری در حال درمان می‌دانستم، انتظار داشتم همسفرم مطیع من باشد و هیچ مخالفتی با من و کارهایم نکند؛ اما به‌تدریج و با آموزش‌ها به این آگاهی رسیدم که هر فرد ویژگی‌های اخلاقی خاص خود را دارد و باید محترم شمرده شود.
۵. آیا زمانی بوده که احساس کنید همسفر شما بهتر از خودتان به آموزش‌های کنگره عمل می‌کرد؟ این موضوع چه تأثیری روی شما داشت؟
بله، حدود سه ماه پس از ورود ایشان به کنگره متوجه شدم که آموزش‌ها را کاربردی‌تر از من اجرا می‌کنند. حتی تلاش ایشان برای شرکت در آزمون، باعث انگیزهٔ من شد و اگر ایشان نبودند، هرگز در آزمون شرکت نمی‌کردم.
۶. اگر بخواهید تفاوت «حمایت درست همسفر» و «دلسوزیِ اشتباه» را از نگاه یک مسافر توضیح دهید، چه می‌گویید؟
حمایت درست زمانی است که همسفر تمرکز خود را بر آموزش و ایجاد تغییر در خودش بگذارد و از دخالت برای تغییر دادن مسافر خودداری کند؛ اما دلسوزیِ اشتباه، دخالت و هموار کردن مسیر غلط برای مسافر است.
۷. به مسافرانی که فکر می‌کنند بدون همسفر هم می‌توانند مسیر درمان را به‌تنهایی طی کنند، چه پیامی دارید؟
وجود همسفر مانند یک بال برای پرواز و یک نیروی تقویتی برای حرکت است که می‌تواند در مسیر سفر و تکامل بسیار کمک‌کننده باشد؛ همان‌طور که گفته‌اند، پشت هر مرد موفق یک زن یا همسفر تلاشگر قرار دارد.
۸. امروز که خودتان راهنما هستید، مهم‌ترین درسی که از همسفرتان گرفته‌اید چیست و چطور آن را به رهجویانتان منتقل می‌کنید؟
مهم‌ترین درس من ایمان، امید به آینده، حرکت با تفکر، صبر و استقامت برای رسیدن به هدف بود؛ درسی که از همسفرم آموختم و تلاش می‌کنم آن را با رفتار و عملکردم به رهجویان منتقل کنم.

در ادامه گفت و گو با همسفر محترم:

۱. لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان، سکینه هستم، یک همسفر.
۲. در آغاز مسیر، سخت‌ترین بخش همسفر بودن برای شما چه بود و کنگره ۶۰ چگونه این مسیر را برایتان هموار کرد؟
سخت‌ترین بخش آغاز مسیرم زمانی بود که فرزندی شیرخوار داشتم و مدیریت زندگی، نوشتن سی‌دی‌ها، به‌موقع حاضر شدن در جلسات و هماهنگ شدن با قوانین کنگره برایم بسیار سخت بود. سخت‌تر از آن، این بود که من هیچ‌وقت حتی یک بیماری ساده را بدون حضور مادرم تجربه نکرده بودم و عادت نداشتم به‌تنهایی بار مشکلاتم را به دوش بکشم؛ اما باید خودم را با آموزش‌ها هم‌مسیر می‌کردم تا از بندهای نادیدنی جهالت رها شوم.
زمانی آموزش‌های کنگره مسیر را برایم هموار کرد که نوشتن سی‌دی‌ها را شروع کردم و آن‌ها را جدی گرفتم. روزبه‌روز این مسیر برایم شیرین‌تر شد، چون آگاهی‌ها ساده، شیوا و قابل فهم بودند. البته اوایل نوشتن برایم سخت بود، اما دلم می‌خواست دوباره حس آموختن را تجربه کنم.
۳. به‌عنوان همسفر، چه زمانی متوجه شدید که باید به‌جای تغییر مسافر، روی تغییر خودتان کار کنید؟
راستش ابتدا خیلی به این موضوع فکر نمی‌کردم، شاید در ضمیر ناخودآگاهم بود؛ اما کم‌کم که در مسیر قرار گرفتم، متوجه شدم خودم نیز تخریب‌های زیادی دارم که باید آن‌ها را حل کنم. زمانی که از رفتارهای مسافرم سردرگم می‌شدم، صحبت‌های راهنمای سفر اولم، خانم عصمت، مرا در مسیر حفظ می‌کرد. در مجموع، چشم‌گوش و فرمانبردار بودن از قوانین و راهنما باعث تغییر خودم شد.
۴. کدام آموزش یا سی‌دی کنگره بیشترین نقش را در شکل‌گیری آرامش شما به‌عنوان همسفر داشت؟
همهٔ سی‌دی‌ها به‌صورت زنجیروار به هم متصل‌اند و هرکدام تأثیر خاص خود را دارند، اما آموزشی که آرامش عمیقی در قلبم ایجاد کرد، ورود به آموزش‌های لژیون موسیقی بود که تا امروز هم بسیار تأثیرگذار بوده است.
۵. به نظر شما تفاوت «همراهی آگاهانه» با «کنترل‌گری» در مسیر درمان چیست؟
اگر همسفر ناآگاهانه و ندانسته در مسیر درمان همراهی کند، ممکن است تخریب‌ها و ضربه‌های جبران‌ناپذیری به عزیزش وارد کند؛ اما همراهی آگاهانه یعنی حرکت با آموزش و پرهیز از دخالت و کنترل.
۶. اگر امروز خودِ روزهای اول سفرتان روبه‌رویتان بود، با توجه به تجربه این سال‌ها، چه حرفی به او می‌زدید؟
به او می‌گفتم ای‌کاش شش ماه زودتر به مسیر کنگره پیوند می‌خوردی؛ اما حالا هم که تا اینجا کنارم بودی، از تو سپاسگزارم. تو از ابتدا هم همسفر بودی، فقط به آن آگاهی نداشتی و به لطف پروردگار از موانع زیادی عبور کردی.
۷. به همسفرانی که هنوز احساس خستگی، ناامیدی یا بی‌عدالتی دارند، چه تجربه‌ای از دل مسیر خودتان هدیه می‌دهید؟
به این خسته‌دلان می‌گویم اگر در مسیر سبز و زیبای کنگره با عشق بمانید و فرمانبردار باشید، به چیزهایی می‌رسید که حتی تصورش را هم نمی‌کنید؛ با خواست قلبی و تلاش خودتان. این یعنی «باوری در ناباوری».
۸. اگر بخواهید معنای واقعی «همسفر» را در یک جمله به تازه‌واردان توضیح دهید، آن جمله چیست؟
همسفر یعنی اضافه شدن پر و بالی نو برای خودت، برای بالاتر پریدن و رسیدن به دریایی پرنور.
۹. کلام آخر 

خانم سکینه، به مناسبت هفته همسفر، اگر بخواهید مهم‌ترین درس ۶ سال و چهار ماه همسفر بودن را در یک جمله به همه خانواده‌های کنگره‌ای هدیه بدهید، آن چیست؟
بیایید، بمانید، ادامه دهید و با صبوری و استقامت پلی شوید برای رهایی و درمان عزیزانتان.
برای انجام این عمل عظیم: شکر، شکر، شکر.

گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری: مسافر حامد
تایپ و ویراستار: مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .