با توجه به جهانبینی در کنگره۶۰ توضیح دهید چرا تغییر همسفر باید همزمان یا حتی مقدم بر تغییر مسافر باشد این موضوع چه تاثیری بر روند درمان دارد؟
خانم اعظم
در کنگره۶۰ جهانبینی به عنوان یکی از سه ضلع اصلی درمان اعتیاد است اعتیاد، همراه با جسم و روان تعریف می شود.حالا چرا تغییر جهانبینی همسفر باید همزمان یا حتی مقدم بر تغییر مسافر باشد؟کنگره۶۰ اعتقاد دارد که اعتیاد یک مسئله فردی نیست بلکه یک مشکل خانوادگی است اگر همسفر جهانبینیاش تغییر نکند همچنین با الگوهای کدورت، کنترل، وابستگی یا عدم حمایت، محیطی مسموم ایجاد می شود که مسافر را به سمت بازگشت می کشاند تغییر همسفر مثل زمینه سازی میماند. تاثیر بر روند درمان این رویکرد موفقیت درمان را تا حد زیادی افزایش میدهد؛ وقتی هر دو طرف مسافر و همسفر جهانبینی شان را تغییر بدهند از شکست های مکرر جلوگیری میکنند.
خانم محدثه
همسفر کسی است که پشتیبان و حمایت کننده مسافر است. حضور و همراهی همسفر برای مسافر اعتماد به نفس و قوت قلب می دهد. زمانی که همسفر وارد کنگره می شود نیت و قصد او فقط دلسوزی و کمک کردن است؛ اما برای اینکه از روی دلسوزی به مسافر صدمهای وارد نکند، باید آموزش ببیند و بیماری اعتیاد و چگونگی درمان آن را بشناسد، تا در کار مسافر تجسس نکند به او اعتماد داشته باشد، تا باعث خراب شدن سفر او نشود. اگر همسفر میخواهد در این سفر، همراه مسافرش باشد؛ باید آموزش ببیند گوش به فرمان باشد آموزش را به خوبی بگیرد و در تمام مراحل زندگی کاربردی کند؛ یعنی اول یاد بگیرد بعد کمک کند. بعضی از خانواده ها به چشم یک گناهکار به مسافر خود نگاه میکنند؛ ولی بعد از رهایی و ورود به سفر دوم نظر آنها بر میگردد. دیگر توقع بیجا از مسافر ندارند؛ باید به مسافران فرصت دهیم تا کم کم همه چیز را درست کنند؛ چون مسافر تازه رها شده مثل یک نهالی است که تازه از خاک بیرون آمده است.
خانم سهیلا
در جهانبینی کنگره۶۰، اعتیاد یک بیماری فردی نیست بلکه خانوادگی است. همسفر بخشی از سیستم درمان محسوب میشود، بنابراین اگر همسفر تغییر نکند، محیط زندگی همان الگوهای غلط گذشته را به مسافر برمیگرداند. تغییر همسفر باید همزمان یا حتی مقدم باشد چون؛ همسفر بستر فکری و رفتاری خانه را میسازد آموزش همسفر مانع فشار، کنترلگری و توقع نابجا میشود محیط سالم، درمان مسافر را پایدار میکند تغییر همسفر باعث کاهش تنش، جلوگیری از لغزش و کامل شدن روند درمان مسافر میشود.
خانم مریم
همسفر نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای در مسیر درمان مسافر دارد همسفر در گذشته رفتارهای بدی نسبت به مسافر داشته است و باید با آموزش و آگاهی ابتدا خودش را درمان کند تا بتواند همسفر خوبی برای مسافر باشد؛ چون مسافر نیازمند خانوادهای بدون تنش و فضای امن است و همسفر با رفتار خود میتواند این بستر مناسب را فراهم کند همسفر با حضور منظم در جلسات گوش دادن به سیدیها و اجرای آموزشها به درمان مسافر خود کمک میکند با عشق و دانایی نقش مهمی در درمان و رهایی مسافر دارد.
خانم منیره
الفبای کنگره۶۰ جهانبینی است، که به معنای فراگیری قوانین بازی است، جهانبینی یکی از اضلاع مثلث درمان اعتیاد است، برای همسفر تعادل در جهانبینی با عملی کردن آموزشها، حضور منظم در جلسات، سیدی نوشتن و.... اتفاق میافتد. که نتیجه آن؛ محبت آگاهانه، صبر، رشد و تغییر مثبت همسفر است، این تغییر نه تنها به درمان مسافر کمک میکند، بلکه باعث آرامش و سلامت جسم و روان خود همسفر نیز میشود. همسفر وقتی تغییر کند، خانه را محیطی امن و آرام برای اعضاء خانواده میکند، صبوری میکند، دیگر ناامید نیست و مسافر را مسئول تمام بدبختیهای زندگیشان نمیداند؛ حتی ایمانش به خدا و روش درمان کنگره۶۰ بیشتر میشود، در نهایت میتوان گفت همسفر در کنگره۶۰ با آموزش و تغییر جهانبینی خود از یک فرد آسیب دیده و نا آگاه به یک همراه، همدل و بال پرواز آگاه تبدیل میشود، همراهی که بدون دخالت، قضاوت، غر زدن، بلکه با عشق، دانایی، صبوری، نقش مهمی را درمان و رهایی مسافر دارد.
نقش صورت مسئله اعتیاد در دیدگاه همسفر چیست و عدم درک صحیح آن چه پیامدهایی در خانواده ایجاد میکند؟
خانم اعظم
در کنگره صورت مسئله اعتیاد؛ یعنی درک کامل و دقیق از ماهیت اعتیاد از دیدگاه همسفر صورت مسئله نقش کلیدی دارد که کمک میکند تا همسفر اعتیاد را نه به عنوان یک گناه یا ضعف شخصی مسافر ببینید، بلکه به عنوان یک بیماری محیطی و خانوادگی که نیاز به درمان جمعی دارد. اگر همسفر صورت مسئله را درست درک نکند و اعتیاد را فقط مصرف مواد ببیند پیامدهای سنگینی برای خانواده ایجاد میشود اول؛کدورت و تنشهای عاطفی افزایش پیدا میکند، همسفر ممکن است با خشم یا وابستگی بیش از حد واکنش نشان بدهد این خودش چرخه اعتیاد را تقویت میکند و خانواده ممکن است به بحرانهای مالی یا آسیب به فرزندان برسد. درنهایت درمان ناکام میماند و چرخه تکرار میشود، این عدم درک مثل زهر عمل میکند که کل خانواده را مسموم میکند.
خانم محدثه
پیدا کردن صورت مسئله اعتیاد یکی از مهمترین و اصلی ترین کشفهای جناب آقای مهندس دژاکام بوده است. چون بسیاری از راههایی که در درمان اعتیاد به بن بست میخورد و همیشه به عنوان یک درد بی درمان و ناعلاج تلقی میشوند را برای همیشه حل کردند؛ چون راه حل آن شکافته نشده بود و آگاهی و اطلاعی از سیستم شبه افیونی بدن انسان را نداشتند؛ حتی پزشکان از طریق بستری کردن و دارو دادن یا روشهای دیگر میخواستند بیماران را درمان کنند و همیشه با شکست مواجه میشدند. کنگره۶۰؛ یعنی صورت مسئله اعتیاد را دانستن این موضوع که فقط برای درمان مسافر به کنگره نمی آیم، همسفربودن؛ یعنی پایین آوردن انتظارات خود و همراهی مسافر ،که باید گاهی یک قدم جلوتر از مسافرم حرکت کنم تا بتوانم بال پرواز او باشم به گونهای که طوری حرکت کنیم که هم مسافرم هم من همسفر بتوانیم بندها را با همدیگر از پاهایمان باز کنیم تا سبک بال پرواز کنیم؛ اما عدم درک صحیح آن باعث برهم خوردن جسم، روان و جهانبینی فرد میشود؛ چون مصرف مواد مخدر جسم را بر هم میزند، هوشیاری و آرامش روانی را تخریب میکند از طرفی برای بازسازی جسم و درون باید با متد DST و داروی OT برای به تعادل رسیدن جسم استفاده کرد.
خانم سهیلا
در نگاه همسفرِ کنگره۶۰، صورت مسئله اعتیاد؛ یعنی دیدن اعتیاد نه با چشم خشم و سرزنش، بلکه با چشم آگاهی و فهم؛ اینکه مسافر بیمار است و راه درمان دارد. وقتی همسفر این را درک کند، دلش آرام میشود، رفتارش درست میشود و خانه بوی امید میگیرد؛ اما ندانستن صورت مسئله؛ یعنی قضاوت بهجای درک ترس بهجای آرامش دعوا بهجای همدلی و نتیجهاش خستگی، فاصله و آشفتگی در خانواده است. صورت مسئله درست، دل همسفر را شفا میدهد و راه درمان مسافر را هموار میکند.
خانم مریم
مهمترین تٔثیرات اعتیاد در خانواده از بین رفتن آرامش و ثبات روانی است همسفر دچار فشار روحی و مالی میشود و فرزندان به دلیل کمبود توجه و محبت دچار مشکلات رفتاری و تحصیلی میشوند و یک بحران در خانواده به وجود میآورد صورت مسئله اعتیاد تا زمانی که صورت مسئله اعتیاد کشف نشده بود، اعتیاد درمانی نداشت و بعد از کشف راه حل که همان کنگره۶۰ بود نه تنها درمان اعتیاد بلکه برای بیماریهای دیگر کاربرد داشت تا ما بتوانیم هرچه بهتر و با کیفیتتر زندگی کنیم.
خانم منیره
در هر مسئله، شناخت صورت مسئله مهمترین مبحث است. اگر فردی دچار درد و یا بیماری است اگر درد را درست بشناسد میتواند به درستی برای درمان آن اقدام نماید؛ ولی اگر آن مسئله را درست نشناخته باشد علاوه بر صرف هزینه زیاد به بیراهه کشیده میشود. اعتیاد هم بیرون از کنگره درمان ندارد؛ چون صورت مسئله اعتیاد را نشناختهاند، یکی از دلایلی که میگویند همسفر با مسافر به کنگره بیاید، همین شناخت صورت مسئله اعتیاد است که بداند مسافرش برای چه درگیر اعتیاد شدهاست، که اعتیاد فقط بیماری جسمی نیست، بلکه جسم، روان و جهانبینی مصرفکننده را درگیر کرده است و برای درمان باید هر سه به تعادل برسند. همسفر در صورتی میتواند به مسافر خود در این سفر کمک کند که از شرایط سفر آگاهی داشته، و بداند که مسافرش در چه مسیری حرکت میکند و در چه وضعیتی قرار دارد، اگر همسفر آگاهی و شناخت نسبت به صورت مسئله اعتیاد و چگونگی درمان این بیماری نداشته باشد، قطعاً همسفر خوبی برای مسافر خود نخواهد بود و باعث میشود مسافر از مسیر درمان خارج شود.همسفر با شناخت میداند که در سفر اول تمام تلاش برای درمان و تعادل ضلع جسم از مثلث درمان اعتیاد است و در سفر دوم به دنبال تغییر و درمان در جهانبینی مسافر هستیم که در پی به تعادل رسیدن جسم و جهانبینی، روان مسافر هم به تعادل میرسد و آن وقت درمان کامل میشود.
چرا در کنگره۶۰ تأیید میشود همسفر مسئول درمان مسافر نیست؛ اما مسئول رفتار و آموزش خود میباشد؟
خانم اعظم
یکی از پایههای اصلی درمان، همسفر نمیتواند درمان مسافر را بر عهده بگیرد؛ چون درمان یک فرآیند شخصی و ارادی است که فقط با اراده و تلاش خود مسافر پیش میرود. اعتیاد مثل یک طوفان خانوادگی است همسفر نمیتواند طوفان را خاموش کند؛ اما میتواند خودش را در برابرش مقاوم کند و محیط را آرام بسازد. این دیدگاه براساس جهانبینی کنگره۶۰ تأیید میشود؛ چون رفتار همسفر مستقیماً روی مسافر تأثیر میگذارد، همسفر با آموزش خودش با جلسات همسفران و دستور عملها و تغییر جهانبینی میتواند الگوهای مخرب را رها کند و حمایت واقعی ارائه بدهد. به جای اینکه بگوید تو را درمان میکند بگوید دارم خودم را درمان میکنم تا خانوادهام سالم شود. همسفر اول خودش را درمان می کند تا بتواند همراه واقعی باشد.
خانم محدثه
همسفر بدون آموزش نمیتواند کاری کند، اگر همسفر حضور داشته باشد؛ ولی خودش را به خواب زده باشد باز هم نمیتواند آموزش بگیرد. باید حضور داشته باشد و آموزش بگیرد و بداند که در ابتدا معنی همسفربودن را متوجه شود و هم ساختار کنگره را بداند که چگونه است. اینکه کنار یک مصرفکننده یا مسافر قرار گرفته است و به عنوان همسفر در حال سفر است. بارها شنیدهایم که مسافران میگویند من مسافر با مصرف مواد با سیم برای خودم مشکل به وجود آوردهام؛ ولی من همسفر بدون سیم برای خودم تخریب به وجود آوردهام. مسافران وقتی شرایط بدی داشتند به مصرف مواد روی میآوردند؛ ولی من همسفر همه اینها را درون خودم ریختم و نسبت به مسافران چندین برابر نیاز به آموزش دارم.
خانم سهیلا
در کنگره۶۰ گفته میشود همسفر مسئول درمان مسافر نیست؛ چون درمان با اجبار، خواهش یا فداکاریِ افراطی شکل نمیگیرد؛ درمان زمانی آغاز میشود که مسافر خودش بخواهد و مسئولیت راهش را بپذیرد؛ اما همسفر مسئول رفتار و آموزش خود است؛ چون آرامش یا آشفتگی خانه از دل رفتار او بیرون میآید. وقتی همسفر آموزش میبیند، کمتر میترسد، کمتر میجنگد و بیشتر میفهمد؛ خانه از میدان نبرد به جای امن تبدیل میشود، در کنگره۶۰، همسفر قرار نیست مسافر را نجات دهد قرار است خودش را بسازد و همین ساخته شدن، بیصدا راه درمان را روشن میکند.
خانم مریم
هیچ نفسی بار نفس دیگر را بر دوش نمیکشد برای حل تمام مشکلاتمان هیچ چیزی مهمتر از خودمان نیست ما باید تمام بار مسئولیتهای زندگی را خودمان به دوش بکشیم و تمام مشکلات را خودمان حل کنیم و هر کس مسئول کارها و اعمال خود است و باید به دنبال آموزشهای کنگره و رسیدن به صراط مستقیم باشد و با دوری از ضد ارزشها خود را به خداوند وصل کنیم و آن وقت از خدا کمک به طلبیم و وقتی ما تلاش کنیم خداوند هم به ما یاری میرساند.
خانم منیره
همیشه در کنگره میگویند، همسفر دوربینش روی خودش باشد، مسافر را رها کند، مسافر را قضاوت نکند. انسان وقتی قاضی دیگران است، نه تنها حالش خوب نمیشود؛ حتی حال دیگران را هم بد میکند. وقتی که کسی را قضاوت میکنیم ذهنمان جای اینکه درگیر خودمان باشد، درگیر دیگران است و این آرامش را از ما میگیرد. یک همسفر خوب باید مسافرش را همانطوری که هست بپذیرد و انگشت اشاره سمت خودش باشد، باید تلاش کند خودش را بشناسد، بداند خودش قبل از کنگره کجا بود و چه مشکلاتی داشت که شاید اصلاً ربط به اعتیاد مسافر نداشت، همسفر باید در کنار مسافر باشد، باید با کسب علم و آگاهی مسافر را همراهی کند، تا مسافر به درمان برسد، این شناخت و آموزشها باعث میشود خانواده از سمت آشفتگی و بی نظمی به سمت تعادل، آرامش و نظم حرکت کند.
همسفر چگونه میتواند بدون قضاوت به شناخت واقعی مسافر و خود برسد؟ این فرآیند چه تأثیری بر تعادل خانواده دارد؟
خانم اعظم
در کنگره همسفر میتواند با تمرکز روی خود شناسی و پذیرش بدون شرط به شناخت واقعی مسافر و خودش برسد بدون اینکه قضاوت کند. شرکت منظم در جلسات همسفران یا دستور عملهای مهندس دژاکام، همسفر یاد میگیرد الگوهای خودش را بررسی کند و بگوید این رفتار من است نه تقصیر او بدون قضاوت؛ یعنی تمرین، مشاهده بدون برچسب، مسافر را درحال درمان ببیند نه معتاد، این شناخت بدون قضاوت تعادل خانواده را به طور عمیق بازسازی میکند؛ وقتی همسفر قضاوت را رها کند فضایی امن برای ارتباط واقعی ایجاد می شود. مسافر احساس میکند حمایت میشود نه محاکمه؛ وقتی همسفر خودش را بشناسد چرخه اعتیاد خانوادگی میشکند و همه اعضاء رشد میکنند و در نهایت موفقیت درمان بالاتر میرود و خانواده به آرامش پایدار میرسد.
خانم محدثه
قضاوت بدون شناخت و آگاهی نتایج منفی زیادی دارد. همسفر زمانی میتواند این نقش را به خوبی اجرا کند که آموزش دیده باشد و بیماری اعتیاد و درمان آن را بشناسد، در غیر اینصورت ممکن است از روی جهل و نادانی مانع رسیدن مسافر به درمان و رهایی شود..همسفر در مسیر آموزش و شناخت بیماری اعتیاد قرار بگیرد بیاموزد که چگونه میتواند به مسافر خود در این مسیر کمک کند، که بداند همسفر بودن به چه معناست و چه مفهومی دارد. شنیدن به قضاوت، درک عمیق احساسات و تشویق کردن در لحظاتی که انگیزه و امید مسافر کاهش یافته، اهمیت ویژهای دارد. گاهی یک لبخند،یک نگاه مهربان، یک جمله ساده میتواند دلگرمی بزرگی برای مسافر باشد و انگیزه او را برای ادامه مسیر حفظ کند. وقتی مسافر در برابر وسوسهها و یا مشکلات مقاومت میکند، بودن همدلانه و صبورانه همسفر همانند یک تکیه گاه محکم و صبورانه به او قوت قلب میدهد و به او یادآور میشود در این مسیر تنها نیست. در نهایت همسفرها با حضور خود و همراهی مستمر به مسافر نشان دهد که بازسازی زندگی و رسیدن به آرامش واقعی ممکن است و امید همیشه وجود دارد.
خانم سهیلا
همسفر زمانی میتواند بدون قضاوت به شناخت واقعی مسافر و خود برسد که ابتدا آموزش ببیند و بپذیرد اعتیاد یک بیماری است، نه نشانه بدی یا بیارادگی. با آموزشهای کنگره۶۰، همسفر یاد میگیرد بهجای واکنشهای احساسی، مشاهدهگر باشد؛ بشنود، فکر کند و بعد رفتار کند. در این مسیر، همسفر کمکم خود را هم میشناسد؛ ترسها، توقعات و نقشهایی که ناخواسته گرفته است. این فرایند باعث میشود قضاوت به درک تبدیل شود خشم و ترس جای خود را به آرامش بدهد رابطه از تقابل به همراهی برسد با شناخت بدون قضاوت، خانواده به تعادل میرسد، فضای خانه امن میشود و مسیر درمان با آرامش و ماندگاری بیشتری ادامه پیدا میکند.
خانم مریم
اگر همسفر بتواند جایگاه خودش را پیدا کند و آنقدر قوی باشد که وقتی مسافرش از تعادل خارج شد بتواند آرامش را برقرار کند و اگر هر دو در تعادل باشند میتوانند از ناامیدیها عبور کنند و به شادی برسند یک همسفر باید در لحظات بحرانی بداند که چگونه برخورد کند و چگونه مسافر را به آرامش دعوت کند و نباید او را قضاوت کند بلکه باید به او حس اعتماد به نفس و قدرت بدهد تا مسافر به این باور برسد که ارزشمند است میتواند یک رهایی شیرین را تجربه کند و اگر مسافر خوب سفر نکند بخاطر خوب عمل نکردن همسفر میباشد و آگاهی و دانش همسفر میتواند کمک بسیار بزرگی به مسافر بکند.
خانم منیره
همیشه در کنگره میگویند، همسفر دوربینش روی خودش باشد، مسافر را رها کند، مسافر را قضاوت نکند. انسان وقتی قاضی دیگران است، نه تنها حالش خوب نمیشود؛ حتی حال دیگران را هم بد میکند. وقتی که کسی را قضاوت میکنیم ذهنمان جای اینکه درگیر خودمان باشد، درگیر دیگران است و این آرامش را از ما میگیرد. یک همسفر خوب باید مسافرش را همانطوری که هست بپذیرد و انگشت اشاره سمت خودش باشد، باید تلاش کند خودش را بشناسد، بداند خودش قبل از کنگره کجا بود و چه مشکلاتی داشت که شاید اصلاً ربط به اعتیاد مسافر نداشت، همسفر باید در کنار مسافر باشد، باید با کسب علم و آگاهی مسافر را همراهی کند، تا مسافر به درمان برسد، این شناخت و آموزشها باعث میشود خانواده از سمت آشفتگی و بی نظمی به سمت تعادل، آرامش و نظم حرکت کند.
صحبتی مانده،مشتاقیم که به عنوان کلام پایانی بشنویم.
خانم اعظم
امیدوارم به عنوان یک همسفر همیشه به کنگره وصل باشم و با جهانبینی و آموزشهایی که از کنگره میبینم بتوانم همیشه در کنار مسافرم باشم و بتوانم خانواده را همیشه در صلح و آرامش حفظ کنم.
خانم محدثه
از آقای مهندس و خانواده محترمشان خیلی متشکرم که این بستر را فراهم کردند تا من همسفر بتوانم زندگی خود را از نو بسازم و آموزشهایی بگیرم که هیج جای دنیا نمیتوانستم این چنین آموزشهایی دریافت کنم و به حال خوب برسم .
خانم سهیلا
کلام پایانی این است در مسیر کنگره۶۰، هیچکس نمیتواند دیگری را نجات دهد، جز خود او. همسفر تنها مسئول ساختن دل و رفتار خودش است؛ وقتی دل همسفر آرام میشود، قضاوتها کنار میروند، ترسها کوچک میشوند و خانه دوباره به جایی امن و پر از امید تبدیل میشود.تغییر یک نفر آغاز میشود؛ اما نور آن، آرام آرام کل خانواده را روشن میکند. و این، زیبایی واقعی آموزش و مسیر درمان است؛ بیصدا، لطیف و عمیق.
خانم مریم
و در آخر به عنوان یک همسفر به خود میبالم که واژه همسفر به من داده شده است تا مسافرم را با عشق و علاقه همراهی کنم و دست در دست هم یک زندگی سالم و پر از شور و شوق همراه با رضایتمندی را در کنار فرزندانمان تجربه کنیم.
خانم منیره
من هم به نوبه خودم هفته همسفر را به همه همسفران عاشق و صبور کنگره۶۰ تبریک میگویم، و بدانم به عنوان همسفر باید نقش خود را جدی بگیرم و جایگاه خودم را باور داشته باشم. ما به کنگره میآییم؛ تا با کسب آگاهی، ابتدا خود به حال خوب برسیم و آرامش پیدا کنیم تا بتوانیم، به عزیزان خود کمک کنیم

تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
22