در مورد زندگی انسان بحثی است بین بزرگان بعضی میگویند اختیار است و بعضی عقیده دارند که عقل گرایی است و بعضی هم زندگی را واقعیت میدانند و هر کدام درک و عقیدهای دارند. آن چیزی که ما میبینیم، لمس و درک میکنیم فیزیک و طبیعت و آن چه را که نیست ماوراء طبیعت مینامیم. هر چیزی که در زندگی ما در حرکت است بر اساس دو محور است. یکی خواست و دیگری تقدیر که به فرمان الهی صورت میگیرد. عقل، عشق و ایمان مکمل هم هستند و هیچ کدام به تنهایی نمیتوانند مؤثر باشند. کسی که عقل و ایمان داشته باشد؛ ولی احساس نداشته باشد مانند ظرف تهی است.
گویی انسان مجموعهای است از عشق، عقل و ایمان که نمیتوان اینها را از هم تفکیک کرد؛ چون نبود هر کدام از این موارد ممکن است تعادل وجودی بشر را بر هم بزند. همه چیز در خلقت بر مبنای نظمی دقیق و خاص بنا شده است. زندگی انسان از زمانی شروع شد که خداوند گفت آیا من پروردگار شما هستم و ما گفتیم بله و پیمان بستیم. بعد از آن خداوند از روح خود بر انسان دمید؛ پس از دمیده شدن روح، به انسان اختیار داده شد تا با اختیار کامل سرنوشت خود را رقم بزند. انسان به جایگاهی نمیرسد؛ مگر با سعی و تلاشی که خود انجام میدهد و به اندازه تلاش و کوشش خود پاداش میگیرد.
انسان گاهی بر اساس جهالت در مسیر منفی تلاش میکند؛ ولی توقع تقدیر مثبت را دارد. فردی که از نادانی وارد مسیر اعتیاد میشود. تقدیر او حال خراب و تخریب سیستم ایکس میباشد؛ ولی خداوند به انسان اختیار داده است تا از مسیر درست درمان شود مانند روش کنگره۶۰ که فرد با سعی و تلاش خود تقدیر فردای خود را تغییر میدهد و به حال خوش میرسد. اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارد. انسان نباید خود را با دیگران مقایسه کند؛ زیرا حرکت و خواست انسانها باهم متفاوت است. تقدیر انسان میتواند تنبیه یا آموزش باشد که هر کدام اتفاق بیفتد به نفع او است. تلاش ما در این بعد ممکن است بعدهای بعدی را هم رقم زند.
منیع: سیدی نامه اعمال
نویسنده: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر جمیله رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
19