خدای مهربان را هزارانبار برای آشنایی و اذن ورود به کنگره60 شکرگزارم. من بهعنوان یک همسفر، بعد از خدا از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، مسافرم، همه جهان و جهانیان، کائنات و زمین و آسمان قدردان و سپاسگزارم که دستبهدست هم دادند تا بتوانم وارد کنگره شوم و با آموزشهای ناب آن مسیر نور و رهایی را پیدا کنم. من هر لحظه با تمام وجودم قدردان این آشنایی و همسفر شدن در این مسیر سبز هستم؛ چراکه پیش از این در تاریکی و جهل قرار داشتم و همین موضوع باعث خرابتر شدن حال مسافرم میشد و چهبسا باعث فرو رفتن بیشتر در تاریکی ایشان بودم و حال هر دوی ما روزبهروز بدتر میشد؛ اما همسفر شدن در کنگره به من آموخت چگونه میتوانم انسانی مفید باشم نهتنها باعث سقوط و حال بد مسافرم نباشم؛ بلکه به او کمک کنم تا خودمان را از تاریکیها بالا بکشیم و به درمان خود بپردازیم. البته هنوز به آموزشهای زیادی نیاز دارم؛ اما خوشحالتر از هر چیز این است که راه درست به من نشان داده شده و من؛ باید در این مسیر سعی و تلاش کنم و از همه مهمتر، خدمت نمایم. برای یک مادر چه چیزی دلنشینتر از این که هر روز شاهد سلامتی و بهروزی فرزندش باشد؟ برای همسری که روزی در تاریکی اعتیاد تمام امیدش را از دست داده بود چه چیزی بهتر از دیدن دوباره نور و امید در زندگیاش میباشد؟ خوشحالی من بهعنوان یک همسفر در کنگره60 وصفناشدنی است و همسفر شدن و بودن در کنگره را بهترین مرحله و اتفاق زندگیام میدانم.
نویسنده: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
85