English Version
This Site Is Available In English

هیچ راهی نیست که بازگشتی نداشته باشد

هیچ راهی نیست که بازگشتی نداشته باشد

جلسه لژیون بیست و دوم به استادی راهنمای محترم مسافر محمد با دستور جلسه: "سی دی برگشت" در روز یکشنبه 7 دیماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۹ آغاز به‌کار نمود.

هیچ راهی نیست که بازگشتی نداشته باشد. شاید ما در مقطعی مسیر اشتباهی را انتخاب کرده باشیم و در آن پیش رفته باشیم، اما مسیر بازگشت همیشه وجود دارد.

سخت‌ترین راه‌ها را اغلب خودمان برای خودمان می‌سازیم؛ مانند سدی که جلوی حرکت‌مان را می‌گیرد. نباید بگوییم «از ما گذشته» یا «غرق شده‌ایم».
دوستان، حتی اگر در عمیق‌ترین تاریکی‌ها هم باشیم، باز هم می‌توانیم برگردیم. در هر شرایطی و پشت هر سدی، راهی برای بازگشت هست.

بازگشت، شرط‌هایی به همراه دارد؛ از جمله خواسته‌ی قوی و پرداخت هزینه.
مثلاً بعد از سال‌ها مصرف انواع مواد مخدر، که مسئولیت اصلی آن بر عهده خود ماست، اگر بخواهیم برگردیم باید بدانیم که هیچ بازگشتی بدون هزینه نیست و من باید این هزینه را بپردازم.

این‌جا مثلثی به‌وجود می‌آید که:
ضلع اول آن خواسته.
ضلع دوم هزینه.
ضلع سوم نقشه راه؛ برای درمان و بازگشت باید نقشه راه داشته باشم؛ باید قبل از هر چیز با پیش‌اندیشی، مسیر را مشخص کنم. برای رهایی از زندان اعتیاد، ابتدا باید هزینه آن را بپردازم.
باید به راه کنگره، به متد کنگره، و به کمک و راهنمای خودم ایمان داشته باشم. هدف و انگیزه داشته باشم و از همه مهم‌تر، به حالِ خوش خودم برسم.
با آموزش‌گرفتن و فرمانبردار بودن، نباید نقض فرمان کنم.
باید بازیگر اصلی زندگی خودم باشم، نه تماشاگر.
هر روز با ورود به کنگره و آموختن چیزهای جدید، باید سعی کنم آموزش‌ها را عملی و اجرایی کنم تا به حال خوش برسم.
زندگی من بازتاب افکار من است.


پس باید افکارم را تغییر دهم تا بتوانم از طوفان‌های زندگی عبور کنم و با آن‌ها بجنگم. من باید در این جایگاه، عامل تغییر باشم نه قربانی تقدیر.
برای رسیدن به زندگی جدید، باید از پوسته منفی‌نگری و منفی‌بافی جدا شوم.
برای حال خوب خودم، لازم است از احساسات و عادت‌های گذشته دست بکشم.
زمان حقیقت را نشان می‌دهد و تغییرگرِ اصلی، خودِ من هستم.
با مدیریت زمان، هیچ‌کس با شانس و اقبال به درمان نرسیده و نخواهد رسید.
تنها ابزار برنده منِ رهجو و سفر اولی، آموزش‌پذیری، مسئولیت‌پذیری و فرمان‌برداری است.

در کلام آخر:
امید خوب است؛ اما امید به‌تنهایی کافی نیست.
در کنار امید، باید ایمان هم داشت؛ ایمان به این‌که من به درمان می‌رسم.
این صندلی و این مکان، حال مرا خوب می‌کند.
ایمان مهم است؛ امید چراغی است که هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود.
امیدوارم چراغ امید دلتان همیشه روشن و پر از نور باشد و گل رهایی‌تان را از دستان پرمحبت آقای مهندس دریافت کنید.
متشکرم.

تهیه و تایپ: مسافر محمد لژیون دوم
تنظیم و ارسال: گروه سایت

نمایندگی خواجو

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .