واژهی «همسفر» به ظاهر یک واژهی ساده است که کمتر شنیده بودم.
بعد از وارد شدنم به کنگره و گذشت سه جلسه مشاوره، گفتند که باید در جلسات خودت را معرفی کنی و بگویی: «سلام دوستان، لیلا هستم، یک همسفر.»
اینجا بود که سؤالهای زیادی ذهنم را مشغول کرد؛ یعنی چه این واژه؟ چرا همسفر؟ چرا مسافر؟ و هزار «چرا»ی دیگر…
با کمک راهنمای خود جواب سؤالاتم را گرفتم و فهمیدم: همسفر یعنی بال پرواز، یعنی سوخت یک ماشین.
اما کدام بال پرواز؟ بالی که خودش شکسته است، چطور میتواند تا مقصد برود؟
مسافرِ من فقط درگیر اعتیاد بود، اما من گیر کرده بودم در گذشتهام. به کودک درون خودم ظلم کرده بودم، طرز فکر اشتباهی داشتم.
وقتی مسافرم درگیر اعتیاد شد، همیشه در خلوت با خودم میگفتم: این همان کسی است که روزی داشتنش آرزویم بود، و همیشه برایم خاطرات خوب ساخته بود. یعنی من باید بالی برای پرواز مسافرم باشم.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زیبا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
42