وقتی با کنگره۶۰ آشنا شدم که آرامش از زندگیم رفته بود و با خود کوله باری از ترس، ناامیدی به دوش میکشیدم، مدام با خود تکرار میکردم که چرا این بلا باید سر خانواده من بیاید، چراهای زیادی در سرم وجود داشت. روزی که به کنگره آمدم با ترس و واهمه چند روزی آمدم؛ اما تغییری در حال خودم ندیدم و چند وقتی نیامدم. با خود گفتم؛ من که همه راهها را امتحان کردهام این راه را هم امتحان کنم که دوباره برگشتم، با کمک راهنما و آموزشهایی که گرفتم رفته رفته احساس امنیت کردم، ترس و ناامیدی از وجودم دور شد.
با گرفتن آموزشها تغییرات را در خود میدیدم، متوجه شدم که چقدر به این آموزشها نیاز داشتم. آموختم که هیچ مشکلی بدون راه حل نیست؛ هر تاریکی پایانی دارد و به مرور زمان یاد گرفتم مسئولیت زندگیام را بپذیرم و به جای گلهمندی مسیر را اصلاح کنم. صبر، تحمل جای ترس و ناامیدی را گرفت؛ دیگر عجول نبودم و نگاهم نسبت به خودم، خانواده و زندگیام تغییر کرد، آرامش آرام آرام به خانهام برگشت. متوجه شدم تنها رهایی جسم نیست؛ بلکه بازسازی تفکر و احساس است.
با گذشت زمان امیدی عمیق در وجودم شکل گرفت که ریشه در آموزش صحیح داشت. قدردان آقای مهندس هستم که بنیان گذار این مسیر هستند و خانوادهها را به آرامش میرسانند، قدردان راهنما و تمام خدمتگذارانی که با عشق و تعهد این مسیر را هموار میکنند. کنگره به من آموخت شکرگذار باشم حتی در سختترین شرایط. امروز باور دارم که رهایی یک اتفاق ناگهانی نیست؛ بلکه نتیجه تکرار و تعهد است، تعهد به آموزش و کاربردی کردن آموزشها برای بهتر زیستن. اکنون با اطمینان بیشتری حرکت میکنم؛ چون این حرکت برگرفته از آموزش و مسیر صحیح، درست است.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
رابطخبری:همسفر شراره رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیوندوم)
عکاس: همسفر فاطمه.ج رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیوم هفتم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
76