دوازدهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم از کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمايندگي پروين اعتصامي اراک با استادی راهنما همسفر یاسین، نگهباني مسافر امیر و دبیری مسافر منصور با دستورجلسه: «هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا، در درمان اعتیاد مسافران» سهشنبه ۹ دی ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، یاسین هستم؛ یک همسفر.
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که امروز توفیق نشستن بر این صندلی را دارم و حال خوبی دارم؛ هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی، خدا را شکر.
از راهنمایان عزیزم، آقا حبیب عزیز، آقا منصور عزیز و آقا رضا عزیز، بابت آموزشهای ناب و ارزشمندی که به من دادند، صمیمانه قدردانی میکنم.
همچنین از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان بینهایت سپاسگزارم و هفته همسفر را در رأس، به خودِ جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، اولین همسفران کنگره ۶۰، خانم آنی، استاد امین عزیز و دختران آقای مهندس تبریک عرض میکنم.
در خصوص دستور جلسه، اصولاً انسان در درون خود هم تاریکی دارد و هم روشنایی. هیچ انسانی وجود ندارد که کاملاً عاری از تاریکی باشد. حتی پاکترین و منزهترین انسانها نیز در درون خود تاریکیهایی دارند و این موضوع الزاماً ارتباطی با مصرف مواد مخدر ندارد.
مصرف مواد ممکن است باعث کم یا زیاد شدن این تاریکیها شود، اما انسان را به تاریکی مطلق یا روشنایی مطلق نمیرساند و همسفران نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
خودِ واژه «همسفر» نشاندهنده یک سفر است؛ سفری که در درون آن جریان دارد. منِ همسفر باید از ابتدای ورود بدانم که با هدف درمان مسافرم آمدهام، برای همراهی و کمک به او.
اما در این مسیر عبور از تاریکی به روشنایی، از قهر به مهر و از اعتیاد به درمان، خودِ من نیز در حال حرکت و رشد هستم.
این مسیر شبیه حرکت دو نفر برای صعود به یک کوه است؛ کسی که از پای کوه به سمت قله حرکت میکند، مسافر است و کسی که در این مسیر همراه اوست، همسفر.
همسفر در پستیها و بلندیها، سختیها و تغییرات مسیر، همراه مسافر میماند و یک همسفر خوب میتواند نقش بسیار مؤثری در هموار شدن مسیر داشته باشد.
همسفر به هیچ عنوان درمانگر نیست و نباید گفته شود که درمان فقط با همسفر خوب شکل میگیرد؛ اما بدون تردید، حضور همسفر، مسیر درمان را آسانتر و قابلتحملتر میکند.
در این مسیر، منِ مسافر بار منفی را با خود حمل میکنم تا در نهایت آن را زمین بگذارم. یک همسفر میتواند در حمل این بار به من کمک کند.
همانطور که همسفر نامناسب میتواند خود به مانعی در مسیر تبدیل شود، همسفر آگاه و همراه میتواند مسیر را کوتاهتر و سادهتر کند.
به نظر من، این دستور جلسه به دو بخش تقسیم میشود. بخش اول مربوط به خودِ منِ همسفر است؛ کسی که شاید در ابتدا به خاطر مسافر وارد کنگره شده، اما درون خودش نیز تاریکیهایی دارد.
تاریکی فقط مصرف مواد مخدر نیست؛ تاریکی حالتی است که باعث میشود خوبیها و بدیهای درون انسان دیده نشود و فرد نتواند خودِ واقعیاش را بشناسد.
منیت، قضاوت، غیبت، خیانت و خطاهای رفتاری، در درجات مختلف، در وجود انسانها دیده میشود. انسان کاملاً بینقص وجود ندارد، اگرچه میزان این تاریکیها در افراد متفاوت است.
پذیرش وجود این تاریکیها، آغاز درمان و آموزش همسفر است؛ آموزشی که بهمراتب از آموزش مسافر دشوارتر است.
مسافر با پذیرش مصرف و تخریبهایش، تسلیم راهنما، کنگره ۶۰ و قدرت مطلق میشود و مسیر آموزش را آغاز میکند.
اما همسفر در ابتدا، به دلیل منیت پنهان، گاهی تصور میکند که فقط برای کمک آمده است و همین موضوع، آموزشپذیری او را سختتر میکند.
در بخش دوم، منِ مسافر باید بپذیرم که بخشی از تاریکیها و آسیبهای همسفرم، نتیجه مستقیم دوران مصرف من است.
خانواده مانند یک ساختار واحد عمل میکند و آسیب واردشده به یک عضو، تمام مجموعه را تحت تأثیر قرار میدهد.
اعتیاد تنها مصرف مواد نیست، بلکه ساختاری است که خانواده را درگیر مشکلات مالی، استرس، نگرانی، بیخوابی و فشارهای روانی میکند.
به همین دلیل، مصرف مسافر تأثیر عمیقی بر همسفر میگذارد و این تأثیر، انکارناپذیر است.
هفته همسفر فقط به معنای پاکت دادن نیست. پاکت یک نماد است؛ نماد قدردانی، دیده شدن زحمات و همراهی همسفر در مسیر درمان.
مهم مبلغ نیست، بلکه پیام سپاس و احترام نهفته در آن است.
اما مسئله مهمتر از پاکت، تغییر خودِ ماست.
تغییر در رفتار، گفتار، ظاهر، نوع برخورد با خانواده و مهمتر از همه، تغییر در نگاه و عشق درونی، میتواند بخشی از خسارتهای گذشته را جبران کند.
کنگره مانند یک رود جاری است. نباید بهصورت تکنفره در این مسیر حرکت کنیم؛ نباید خودمان آموزش ببینیم، حالمان خوب شود، اما خانوادهمان همچنان درگیر مشکلات باشد.

همه ما باید در این مسیر آموزش بگیریم و در کنار آن، خانوادهمان را نیز همراه کنیم تا آنها هم بتوانند از این رود، از این چشمه زلال، بهرهمند شوند و آموزش ببینند.
یکی از نکاتی که امسال به دستور جلسه اضافه شده است، حضور همسفران خانم و آقاست. در شهر اراک، متأسفانه در سالهای گذشته، حضور همسفران آقا ضعیف بوده است.
من این موضوع را از تجربه شخصی خودم بیان میکنم؛ شاید بتواند کمکی برای افزایش حضور همسفران آقا باشد.
کنگره 60 معتاد را ترک نمیدهد؛ کنگره ۶۰ جمعیت احیای انسانی است، چه در صورت ظاهر و چه در صورت پنهان.
همسفر آقا نیز بهمراتب مسائل و مشکلات خاص خودش را دارد و در مسیر آیندهاش با چالشهای متعددی روبهرو خواهد بود که با حضور در کنگره و دریافت آموزشها میتواند بسیار از آنها عبور کند.
این آموزشها در زندگی من تأثیر بسیار زیادی داشت؛ چه در مسائل کاری و چه در مسائل خانوادگی.
امیدوارم بتوانیم همسفرانمان را با خود به کنگره بیاوریم و با تغییر در خودمان، زمینه حضور آنها را فراهم کنیم تا آنها نیز آموزش ببینند و حالشان بهتر شود.
در نهایت، بتوانیم بخشی از خسارتها و آسیبهایی را که در گذشته وارد کردهایم، جبران کنیم؛ ابتدا از خودمان و سپس در قبال خانواده.
از اینکه به من فرصت خدمتگزاری دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
تایپ و عکس: مسافر محمدرضا (لژیون دوازدهم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین (لژیون یازدهم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
299