امروز میخواهم دربارهی درکی صحبت کنم که از سیدی «ساختار درون» به دست آوردم؛ درکی که مسیر برخورد من با چالشها را کاملاً تغییر داد.
قبلاً هرگاه دچار ترس، ناامیدی یا خشم میشدم، اولین واکنشم این بود که چرا این اتفاق افتاد؟ چه کسی باعث شد من این حس را پیدا کنم؟ و متأسفانه همیشه انگشت اتهام را به سمت دنیای بیرون میگرفتم؛ چه شرایط اقتصادی، چه مسافرم یا هر چیز دیگر. در واقع، آرامش و شهر وجودیام را به دست عوامل بیرونی سپرده بودم و خودم را در زندان شرایطی که داشتم میدیدم.
اما سیدی «ساختار درون» به من یادآوری کرد که دنیای اصلی من، شهر درون من است و تنها کسی که کلیدهای آن شهر را در دست دارد، خود من هستم. این برایم مثل یک شوک بیدارکننده بود؛ فهمیدم که آن حس ناتوانی که بارها مرا وادار میکرد بگویم «من داغونم»، ناشی از ضعف من در مدیریت نیروهای درونی خودم بود، نه قدرت دشمنان بیرونی.
برداشت من از «ساختار درون» این است که اگر دیوارهای شهر درونم را با خشم و افکار منفی ساختهام، نباید انتظار داشته باشم دیگران بیایند و آن را برایم بازسازی کنند. این کار شبیه آن است که خانهام را با چوب پوسیده بسازم و بعد از آتشسوزی، دیگران را مقصر بدانم.
کنگره۶۰ به من یاد داد که باید مانند یک معمار عمل کنم؛ پایههای ایمان و توکلم را محکم کنم و بدانم که منبع قدرت من در بیرون نیست، بلکه در درون من است و با ایمان و تلاش منظم میتوانم آن را آباد نگه دارم.
امروز دیگر به جای کلنجار رفتن با مسافرم یا دیگران، از خودم میپرسم: «چگونه میتوانم در این شرایط، شهر درونم را زیبا نگه دارم؟» این مسئولیتپذیری نه تنها باعث آرامش من شده، بلکه به من قدرت داده است تا مسائل و مشکلات نتوانند بهراحتی آرامشم را بر هم بزنند.
نویسنده: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
75