دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصندههای آسمانیست و روح ناآرام ما خواستار رهایست، نه از خلاصی؛ بلکه دیدار معشوق است، برای انجام این عمل عظیم خداوندا شکر شکر شکر
جای بسیار شکر دارد که بعد از هفت سال همسفر بودن؛ امروز همراه مسافرم در شعبه صادق هستم و خداوند را بابت حضورم در کنار مسافرم شکر میکنم. روزی که وادی سیزدهم را مینوشتم آقای مهندس در صحبتهای خودشان این بیت زیبا را خواندند...
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبهی احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
این شعر مصداق حال و روز من همسفر بود من با تمام وجود این وادی را حس، درک کردم؛ این امید را آقای مهندس به من همسفر دادند که با صبوری به مراد دل خود میرسید. امروز که در این مکان هستم خیلی خوشحالام. امیدوارم که راه برای تمام آنهایی که بیرون از این مکان به دنبال راه نجات هستند باز شود و من، مسافرم سفر خوبی را شروع کنیم و به رهایی، حال خوش برسیم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
رابطخبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیونهفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
102