رمز از خود گذشتگی یک مادر یا همسر در برابر مسافری که سفر نمی کند یا سفرش را خراب می کند چیست؟
ممکن است یک سری واژهها در مصاحبههای قبل من در مورد همسفران جا افتاده باشد در مورد اینکه ماهیت زن بخشش، انعطافپذیری و به هر حال دانش عشق ورزیدن را در اکثر مصاحبههای من شنیده باشید؛ اما بخشش خود یک پروسه جداگانه است که بارها در مورد این موضوع در سیدی بخشش از استاد امین و نیز پدر برای شما صحبت کردند، درست است که ذات و یکی از قدرتهای زن بخشیدن است؛ اما بخشیدن در همه حال به معنای دادن چیزی یا گذرکردن از موضوعی نیست، زمانی ممکن است بخشیدن به معنای به دست آوردن زمان گذشته باشد، برای مثال؛ ۲۰ سال به پای کسی ماندهای، ۵ سال عاشق کسی بودهای، آن زمان گذشته، زمانی آن بخشش اتفاق میافتد که احساس کنید آن ۲۰ سال سرمایهای نبوده که به باد رفته است و آن را به دست آورید، و این امکانپذیر نیست مگر خود زن یا مرد، غالبأ همسفران، خانمها هستند و سوی سخن من با آنها است، گاهی مواقع بخشیدن ما عین خیانت است؛ زیرا زمانیکه دائماً مانند باران میبارید و از جان، مال، زمان و از همه مهمتر آن محبتی که انسان در قلب خود دارد و همانند یک چراغدان که دارای نور است میبخشی، و تا زمانی که برای انسانها صبر و گذشت پیشه میکنی تا از تاریکی بیرون آیند، چراغدان و نور شما تنها موجب میشود که آن فرد در دنیای تاریک خود ماندگار و در آن تاریکی شروع به ساختن خود کند حال چه مالی باشد چه معنوی؛ زیرا آن فرد تاریکی را نمیبیند، جنسیت مرد اصولاً به این شکل است و تا جایی که جلوی پای خود را ببینند برای آنها کافی است، آن دورنگری بسیار عمیق را ندارد؛ اما نیروی زن همانند شعاع نور است و همانند؛ مه، ابر و باران است و از دوردستها گذر میکند؛ اما نمیتواند همانند مرد ساختار سازد، در استثنائات، زنهایی نیز هستند که میتوانند ساختار سازند؛ اما نکته مهم در اینجا است که مرد ساختارسازتر و زن دور به ُردتر است به خاطر همین زمانی که شما آن بخشش را انجام میدهید داستان در عین سادگی پیچیده میشود پس نتیجهای که میگیریم این است که بخشیدن زمانی میتواند اتفاق افتد، که شما به گذشته برگشته و آن مال، جان و زمانی که فکر میکنید سرمایهگذاری کردهاید در درون خود احیا کنید و زمانی که احیا صورت گیرد، آن زمان دیگر چراغدان لازم نیست دست او باشد و تو باید آن چراغدان را دست خود گرفته و خود را احیا کنی و این به معنای؛ قهرکردن، رهاکردن نیست، بلکه به معنای یک محافظت کنترل شده است، برای مثال؛ زمانی که پدر یا مادر، با خشم به بچه سیلی زده این تربیت نیست، گاهی مواقع از بچه خطایی سر زده و شما او را با الفاظی جدی تنبیه میکنید در آن هنگام بچه از ترس به خود میلرزد؛ اما نیروی تاریکی و جن شما بر شما غلبه نکرده که باعث شود به واسطه خشم خود، آلودگی را وارد قلب او کنید، شما کاملا مهار شده و با نیروی روح از طریق نفس خود و ارتعاش کالبد فیزیکی خود فرمان را اجرا کردهاید، در این زمان بایستی برای این موارد، چراغدان دست خود شما باشد تا بتوانید آن سرمایه را احیا کنید، هیچ یک از ما نمیتوانیم زمان و جوانی را بازگردانیم تنها میتوانیم متوجه شویم که آن کار را آگاهانه و با انتخاب و خواست خود انجام دادهایم و در مسیر حرکت چه آموزشهایی را فرا گرفتهایم و چقدر قلب ما گشاده شده است، عموماً خانمها مسیر اول را بها و سختیهای آن را میپردازند؛ اما پس از مدتی به این نتیجه میرسند که مسیر را اشتباه پیمودهاند، در صورتی که عاشقی کردن موضوعی است که در لحظهِ زندگی با آن زندگی کردهای.
با توجه به اینکه ذات مرد یا مسافر قدرت طلبی است گاها بواسطه این خصلت قدرت اختیار را از همسفر سلب میکند و حتی اجازه حضور در جلسات را هم به یک همسفر نمیدهد مدیریت این مساله به چه شکل امکان پذیر است؟
قدرت هم در ذات زن و هم در ذات مرد وجود دارد، متأسفانه در یک سری از ساختارها نه تنها در ایران، بلکه در تمام دنیا به واسطه اینکه الگوی زنانهای وجود نداشته، ساختار مردانه قالب شده است و باعث دردسرهای فراوان شده برای آقایان؛ زیرا آقایان به شدت نیاز به قدرت زنانه دارند و هیچ تجسمی از آن ندارند به همین دلیل دچار سرگردانی شده حال چه قبول داشته باشند و چه نداشته باشند، در مورد زنان نیز این موضوع صدق میکند؛ زیرا تجسمی از نیروی قدرت زنانه نداریم، در جایی که زن یا مرد اجازه ورود یا خروج نمیدهد، غالباً در جوامع ما، جهان سوم و یا حتی در کشورهای دیگر مرد، سکاندار است، نه به دلیل تعریفهای سنتی یا ایدئولوژیهای مردانه، بلکه به دلیل اینکه اگر جنس ماهیت مرد که ساختارسازی و متراکمتر از زن است و جهان عقلی او تجزیه و تحلیل منطقی او بالقوه و بالفعلتر از زنها است، البته نه اینکه بگویم زنها از قوه عقل برخوردار نیستند، زور و بازوی هر مردی، قویتر از زن است، البته عدهای از زنان قدرتمند نیز وجود دارند، برای مثال؛ زمانی که من و امین کُشتی میگرفتیم، به من میگفت چقدر نیرومند هستی؛ اما این یک ساختار ناقصی هست در زنان، شکل، کالبد، همانند مردان درشت هیکل نیست و ما از ژنهای زنانه مختلفی برخوردار هستیم، استخوان بندی مردانه در تعریف تمام ژنتیک و تمام اقوام مختلف از یک الگو تبعیت میکند، برای مثال؛ سینه مختص زن است، پس این یک ساختار فیزیولوژی است، اکنون شما چه این ساختار را بپذیرید و چه نپذیرید، ریشه در وجود ما دارد، تمامی زنان در نهایت چه خواسته و چه ناخواسته، توان آنها به این سمت است که مرد حرکتی را انجام دهد؛ اما حقیقت دردناک این است که واقعاً زنان در جهت دادن به تصمیمات آقایان نقش کلیدی دارند و در جوامع امروز تلاش کردهاند که این موضوع را پنهان نگه دارند، به خصوص ۲۰۰ سال اخیر؛ زیرا زن همانند مه، ابر و نور است که میتواند در هر ساختاری نفوذ کند و برای شکل گرفتن نیاز به ساختار قویتر دارد، مرد همانند اسکلت یا چهارچوب فلزی است که زن برای شکل گرفتن به او نیاز دارد و اگر توان این ساختار مردانه در حد ماهیت زنانه نباشد باعث خرد شدن، ذوب شدن، متلاشی شدن و از قواره خارج میشود و بالعکس.
اگر مسافری نسبت به همسفر خود شکاک باشد نقش همسفر در این موضوع چه میتواند باشد؟
اگر دقت کنید خانمها در اکثر مواقع خود نیز دوست دارند که آقایان را آزار دهند، و میخواهند به واسطه این محبت جلب توجه کنند؛ اما باید بدانند که این مسئله محبت نیست، بلکه انرژی است، دکتر امین؛ در مورد مبحث انرژی دزدی ۲۰ سال پیش صحبت کردند، اکثر انسانها دارای این خصلت هستند؛ اما یک تعداد از خانمها تبهر داشته و در حال دزدیدن انرژی هستند و مدام از توجه و نیروی شخص مقابل تغذیه میکنند، مسئله بعد اینکه بسته به مواد مصرفی شخص دارد، اگر فرد مصرفکننده شیشه باشد بدبین خواهد بود، آدم مصرفکننده اختیار نفس خویش را ندارد و جهان ذهن او شبیه به کاروانسرا با ماهیتها و صداهای گوناگون است، بایستی به آن دسته عزیزان توصیه کنید که سیدیهایی از جمله؛ جهانذهنی، امواج بازدارنده و جن ۹۰ را گوش کنند تا مشکلات آنها برطرف شود.
توصیه شما برای مادرانی که مسافرانی با مصرف شیشه و هروئین دارند در مورد مدیریت خانه چیست و چگونه بایستی از محبت مادرانه خود استفاده کنند؟
درست است که محبت مادرانه یک غریزه و در ذات او نهفته است؛ اما از اینکه تبدیل به یک محبت بیمارگونه شود بحثی دیگر است، محبت مادرانه سر جای خود و اما اینکه مادر فرزند را برای خود تربیت و نگهداری کند ماجرای دیگری است، این موضوع بسیار لایه پنهانی دارد ما زنها، شاید من فرزندی نداشته باشم؛ اما شاگردان بسیاری داشته و تجربیات بسیاری کسب نمودهام و از سن ۱۴ سالگی بچههای زیادی در کنار من بودهاند و درست است که با محبت مادری نمیتوان مقایسه کرد؛ اما در هر صورت مانند یک الگو است، عدهای از مادران به جای تربیت فرزند خود، آن را سرمایه خود میدانند و او را صرفاً برای خود تربیت میکند مانند یک گلادیاتور که قرار است در آینده او را به میدان نبرد هدایت کند، در جایی که شما فرزند خود را به پدر او ترجیح دهی در آن هنگام کار خراب میشود، یک زن هیچ زمان نباید فرزند خود را به همسرش ترجیح دهد؛ زیرا اولویت همسر او و در این موضوع هیچ شکی نیست، اولویت فرزند نیست؛ زیرا زمانی که آن نفر سوم تبدیل به یک میدان کشمکش، ذات قضیه این است که زن از مرد و بالعکس در هم تابیده شده و از آن رخداد نفر سوم به وجود میآید و این موضوع تنها یک رابطه فیزیولوژی نیست که از لقاح تخمک و اسپرم نوزادی متولد شود، بلکه بسیاری از کالبدها و ماهیتها درگیر شده و در هم ادغام شده و همانند رشته درون هم تنیده میشوند، همانگونه که میدانیم حس، اولین نیروی به کار انداختن قوه عقل است، زمانی که عقل این نیروی تخمک را در طی یک فرآیندی آزاد میکند و در یک نقطه ترکیب و از این انفجار ترکیب سوم به وجود میآید که همان نفس است نیروی اولیه متعلق به زن و مرد است و زمانی که اولویت زن، فرزند او شود و یا اولویت مرد فرزند او شود، دو سر باخت است؛ زیرا شما نیرویی را که بایستی بین خود تزکیه و پالایش کنید، زن ساختار مردانه، مرد را میشناسد و مرد هم بالعکس این نیرو داده میشود به زن و سپس به فرزند و نیرویی عظیم همانند آبی عظیم که آبراههای برای او وجود ندارد، مرد و زن هردو این نیرو را به فرزند میدهند و باعث گندیده و باتلاق شدن فرزند میشود، همانند بچههای زمان حال افرادی بیتربیت، بد غذا، بیادب و سپس واژه بیشفعال را به آنها نسبت میدهیم، ابتدا بایستی غذای پدر خانواده آماده شود سپس غذای بچهها، مرد خانه ابتدا بایستی به زن خانه رسیدگی کند سپس به بچهها، تمام صحبتهای من بر حسب معادلات است و نه اینکه صرفاً فرد سنتی باشم، مادری که فرزند او بالای ۳۰ سال داشته باشد در اینجا مادر دیگر معنا ندارد و با رفتارهای مادرانه خود نمیگذارد فرزند او تبدیل به یک مرد یا زن شود، از فکر کردن او جلوگیری میکند، زمانی که کار نمیکند به او در مخارجش کمک کن، زمانی که به خانه آمد و پرسید غذا چه داریم؟ در جواب بگویید؛ من و پدرت غذایمان را خوردهایم، اگر گرسنه هستی میتوانی برای خودت چیزی درست کنی و بخوری، باید یک یا دو رفتار بدون پرخاش با او داشته باشی، بایستی نیروی خود را ابتدا از جوشش و شأن زنانه خود و سپس از ارتباط با همسر خود دریافت کنید، ارتباط حسی بین مادر و فرزند همانند مصرف هروئین است برای او و مادر فرزند را مصرف میکند، زن قابلیت این را دارد که مانند اسید، مرد یا بچههای خود را ببلعد و هر مادری به شخصه میتواند فرزند یا همسر خود را داخل دیوار کند به همین دلیل است که مردان از زنان ترس دارند و این یک حقیقت است، قدرتی که زن دارد همانند یک مه است و زمانی که از کنترل خارج شود، میتواند مانند اسید همه چیز را آب کند و این بسیار ترسناک است؛ زیرا ماهیت زن این است و جهان امروزی به متعادل زنانه نیاز دارد.
لطفاً بفرمایید؛ اهمیت هفته همسفر چیست و نقش همسفر در مسیر درمان و تغییرات فردی مسافر چه میتواند باشد؟
من به مطلبی در مورد هفته همسفر اعتقاد دارم که از خانم آنی بزرگ نشأت گرفته و آن این است که، مادر من زن مستقلی بود البته نه به معنای استقلالی که اکنون معنا پیدا کرده، معنا و مفهوم استقلال خانم آنی بزرگ این بود که ایشان دو شیفت بیمارستان بودند، همزمان درس میخواندند و نیز تمام حواس ایشان به ما هم بود، مادر همیشه در رفاه و آسایش بودند به جز چند سالی که پدر در کار خود دچار مشکل شدند ایشان مجبور بودند به صورت چند شیفت در بیمارستان مشغول به کار شوند، منظور من از استقلال این است که شخصیتی وجود داشت که وابسته به پدر نبود، آن احترام و جایگاهی که تاکنون بین پدر و مادر من بوده و آنقدر آرامش و اطمینان درون وجود ایشان بود که اگر قرار بود پدر را بازخواست کنند حس میکردند که شأن خودشان زیر سؤال میرود، زن یا از خود مطمئن است یا نیست، شخصیت یک زن به زیبایی، هیکل، پروتز، دکترای روانشناسی، مدرک پزشکی، پول و ماشین نیست، این موارد نمیتواند کامل کننده یک زن باشد، تنها با پیدا کردن نیروهای درون خود و حفظ تعادلات میتواند کامل باشد.
کلام پایانی؛
آتش درون خویش را ببلعید آنگاه به سرزمین خویش خویشتن وارد شوید.
ویرایش: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
نمایندگی همسفران سلمانفارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2223