English Version
This Site Is Available In English

کنگره به من حیات بخشید

کنگره به من حیات بخشید

جلسه یازدهم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دزفول با استادی راهنما مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافر غلامرضا با دستور جلسه در کنگره ۶۰ چگونه قدردانی می کنیم؟ در روز یکشنبه 23 آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان مهرداد هستم مسافر.
از صمیم قلب شاکر خداوند هستم که باعث شد در کنگره باشم.

از آقا امین راهنمای لژیون دوم از آقا پژمان عزیز از همه‌ی شما سپاسگزارم و از آقای مهندس خیلی خیلی تشکر میکنم که سیستمی طراحی کردند که من بتوانم به درمان اعتیاد برسم و غیر از اینکه به درمان برسم توانستم یک سری کلمات و نکات جدید یاد بگیرم حالم بهتر بشود همانطور که استاد جلسه ی قبل گفت آدم بتواند بهتر بخندد اینها همه نعمت‌هایی هستند که جای شکر دارد.

از همه ی خدمتگزاران کنگره۶۰ تشکر می‌کنم؛ هر جای کنگره۶۰ که هستند بالاخص عزیزانی که دارند در نمایندگی دزفول خدمت می‌کنند.

دستور جلسه امروز این است که امروز چگونه در کنگره قدردانی میکنم؟
چیزی که من داشتم بهش فکر می‌کردم قبل از اینکه به این سوال جواب بدهم اینکه چگونه می‌توانم قدردانی بکنم است. اصلا چرا باید قدردانی بکنم؟ اول اگر بتوانم به این سوال جواب بدهم می‌روم سراغ سؤال بعد که به چه شکل می‌خواهم این قدردانی را انجام بدهم. چون آدم باید یکجا بنشیند با خودش حساب کتاب کند که از کنگره۶۰ چه چیزی گرفته است.

اگر بنشینم با خودم حساب کتاب بکنم آن موقع راحت‌تر می‌توانم آنگونه که شایسته است قدردانی انجام بدهم. از یک طرف این قانون هستی است که انسان مالک چیزی است که از آن قدردانی بکند. مادامی که یک نعمت به او داده شود و تا مادامی که قدردان آن باشد نعمت برایش می‌ماند. زمانی که من ناسپاس باشم به این سیستم و نعمت‌هایی که من دادند همان لحظه از من گرفته می‌شود حالا می‌خواهد این نعمت مالی باشد یا سلامتی یا هر چیز دیگری.

حالا داشتم به این فکر می‌کردم که کنگره۶۰ برای من شخصاً چه کارهایی کرده است؟

خواب خوب به من داده، دوستان خوب به من داده، خانواده به من داده، سلامتی به من داده، سیگار را از من گرفته، امید به آینده به من داده، بدن سالم به من داده، جهان بینی به من داده، من را با گره‌های درونی آشنا کرده، من را با تکبر آشنا کرده، من را با منیتم آشنا کرده و کلی چیزهای دیگر؛ روی این قضیه من فکر می‌کنم که حتماً باید قدردان سیستم باشم.

چیزی که داشتم به آن فکر می‌کردم این است که کنگره۶۰ چیزی بهم داده به اسم حیات، من ۱۰ سال پیش قبل از اینکه بیایم به کنگره نه علاقه‌ای به زندگی داشتم نه درکی از زندگی داشتم نه چیزی من را ناراحت می‌کرد نه چیزی من را خوشحال می‌کرد. یک بی حسی محض بود. چیزی که کنگره به من داد نعمت حیات بود. اگر بالای سر در کنگره۶۰ نوشتند جمعیت احیای انسانی، من خودم یک نمونه از انسانی هستم که احیا شدم. به همین دلیل واجب می‌دانم که در کنگره باشم و خدمت کنم حداقل آن یک سالی که به من خدمت شد بمانم خدمت کنم. دیگر کمترین حالت ممکن این است که می‌آیم یک سال در کنگره و به درمان می‌رسم حداقل ۱۰ تا ۱۱ ماه باید بمانم خدمت کنم.

چگونه خدمت کنم؟ مثلاً اگر به من گفتند که برو در نشریات، بگویم چشم می‌روم نشریات، اگر بگویند برو OT بگویم چشم می‌روم OT، اگر بگویند برو وبلاگ می‌گویم چشم می‌روم وبلاگ، برو مبصر کلینیک بگویم چشم.

خیلی ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش کردید تشکر می‌کنم.

تهیه و ارسال: وبلاگ نمایندگی دزفول

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .