در جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ هر هفته دستور جلسهای مشخص میشود تا مسافران و همسفران بتوانند پیرامون آن به مشارکت بپردازند و تجربهها و برداشتهای خود را بیان کنند. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است، یکی از مهمترین موضوعات آموزشی است؛ زیرا هم در مسیر درمان اعتیاد و هم در مسیر زندگی فردی و اجتماعی ما نقشی بنیادین دارد.
انسان موجودی است که همواره در حال یادگیری و تغییر است. ما از کودکی تا بزرگسالی در مرحلههای مختلف رشد با مسئله فرمانبرداری و فرماندهی روبهرو میشویم. ابتدا یاد میگیریم که از والدین خود فرمان ببریم، بعد در محیط مدرسه، از معلمها و قوانین مدرسه اطاعت کنیم، بعدها در اجتماع، قوانین اجتماعی، دینی و اخلاقی را میپذیریم. اگر این اطاعت و فرمانبرداری بهدرستی شکل بگیرد، فرد توانایی آن را پیدا میکند که در جایگاه فرماندهی نیز قرار بگیرد.
در کنگره۶۰ هم همین اصل جاری است. مسافری که وارد کنگره میشود، معمولاً انسانی سرکش، بیانضباط و بیبرنامه است. اعتیاد سالها او را از مسیر عقلانی دور کرده و فرمانهای اشتباه به جسم، روان و جهانبینی او داده است؛ بنابراین اولین قدم برای چنین فردی یاد گرفتن فرمانبرداری است.
فرمانبرداری یعنی تسلیم بودن در برابر قوانینی که درست هستند، تسلیم بودن در برابر راهنماییها و آموزشهایی که قبلاً توسط انسانهای آگاه تجربهشده و نتیجه مثبت داشته است. فرمانبرداری در کنگره، کورکورانه نیست؛ یعنی قرار نیست، مسافر بدون تفکر هر دستوری را انجام دهد؛ بلکه به این معناست که او باید بداند راهی که آمده، توسط دیگران آزموده و ثابتشده است. وقتی به راهنما اعتماد میکند و دستور او را موبهمو اجرا میکند درواقع از یک سیستم صحیح پیروی میکند. همین فرمانبرداری قدم اول برای ساختن یک فرمانده درونی است.
فرماندهی یعنی چه؟ فرماندهی یعنی توانایی صدور دستور درست در لحظه مناسب. هر انسانی یک فرمانده درونی دارد؛ اما اگر آموزش ندیده باشد و تجربه صحیحی کسب نکرده باشد، این فرمانده ضعیف است. فرد مصرفکننده سالها تحت فرمان نیروی منفی بوده، فرمانهای اشتباه داده و نتیجه آن ویرانی جسم، روان و خانوادهاش بوده است؛ اما وقتی فرمانبرداری صحیح را یاد میگیرد، کمکم عقل او بیدار میشود و قدرت تشخیص خوب از بد در او تقویت میگردد.
از فرمانبرداری تا فرماندهی یک مسیر تدریجی است. کسی نمیتواند بدون اینکه فرمانبرداری را یاد بگیرد، فرمانده خوبی شود. همانطور که یک سرباز در ارتش ابتدا باید سالها فرمانبرداری کند تا روزی شاید بتواند فرمانده شود. در کنگره هم مسافر ابتدا باید به راهنما گوش دهد، در جلسات حاضر شود، سیدیها را بنویسد، حرمتها را رعایت کند و تمام آموزشها را اجرا نماید. وقتی این کارها را انجام داد، کمکم میآموزد که خودش هم میتواند تصمیمات درستی بگیرد و به دیگران آموزش دهد.
فرمانبرداری در ظاهر سخت است؛ زیرا نفس انسان میل به آزادی بیقیدوشرط دارد؛ اما آزادی بدون چارچوب مساوی است با هرجومرج. وقتی مسافر یاد میگیرد، از قوانین پیروی کند در حقیقت خودش را از اسارت نفس سرکش رها کرده و به آزادی واقعی میرسد. فرماندهی نیز به معنای قدرتطلبی یا تحکم بر دیگران نیست. فرماندهی واقعی؛ یعنی کسی بتواند ابتدا بر خودش فرماندهی کند؛ یعنی افکار، احساسات و اعمالش را مدیریت نماید.
کسی که نتواند بر خودش فرماندهی کند، هرگز نمیتواند در جایگاه فرمانده دیگران باشد. در کنگره۶۰ وقتی یک مسافر به مرحله رهایی میرسد، در حقیقت به نقطهای رسیده که میتواند فرماندهی خودش را تا حد زیادی به دست بگیرد. او یاد گرفته بهجای اینکه جسمش دستور مصرف مواد مخدر را صادر کند، عقلش فرمان دهد و او اطاعت کند. این یعنی تغییر جایگاه فرماندهی از نیروهای منفی به نیروهای عقلانی والهی.
فرمانبرداری و فرماندهی در کنگره فقط محدود به درمان اعتیاد نیست؛ بلکه در زندگی روزمره نیز کاربرد دارد. یک همسفر هم میآموزد که ابتدا فرمانبردار خوبی برای آموزشها و قوانین باشد تا بتواند، روزی فرمانده زندگی و خانواده خود شود. وقتی همسفر یاد میگیرد با صبر و محبت در کنار مسافر باشد و قوانین کنگره را رعایت کند، درواقع خودش در حال فرماندهی بر احساسات و افکار خودش است. یکی از زیباییهای کنگره این است که همه افراد، چه مسافر چه همسفر، این مسیر را باهم تجربه میکنند.
همه ما در جایگاههای مختلفی هم فرمانبرداریم و هم فرمانده. یک راهنما فرمانده لژیون خودش است؛ اما درعینحال فرمانبردار قوانین کنگره و دستورات دیدهبانها و آقای مهندس حسین دژاکام است. این یعنی هیچکس از فرمانبرداری بینیاز نیست. درواقع فرمانبرداری و فرماندهی دوروی یک سکهاند. کسی که فرمانبرداری بلد نباشد، فرماندهی بلد نخواهد بود و کسی که فرماندهی بلد نباشد، فرمانبرداری درست هم نخواهد داشت. تعادل بین این دو اصل، کلید موفقیت در کنگره و در زندگی است.
اگر بخواهیم سادهتر بگوییم، فرمانبرداری؛ یعنی یادگیری و فرماندهی یعنی بهکارگیری آموختهها. تا یاد نگیریم، نمیتوانیم چیزی را درست به کار ببریم. تا فرمان نبریم، نمیتوانیم فرمان بدهیم. از دیدگاه جهانبینی کنگره۶۰، جهان هستی بر اساس نظم و فرماندهی بناشده است. خورشید، ماه، ستارگان، انسانها، گیاهان و همه موجودات بر اساس فرمانهایی دقیق حرکت میکنند. اگر ذرهای از این فرمانها سرپیچی کنند، جهان دچار هرجومرج میشود.
پس در زندگی فردی هم همین قانون جاری است. انسان باید یاد بگیرد، فرمانهای درست صادر کند و برای این کار ابتدا باید فرمانبرداری کند. در انتهای مسیر، هدف کنگره ساختن انسانهایی است که بتوانند، فرماندهان لایق و عاقل زندگی خود باشند؛ انسانهایی که دیگر تحت فرمان مواد مخدر یا نفس اماره نباشند؛ بلکه تحت فرمان عقل، محبت و نیروی الهی زندگی کنند.
منبع: سخنان آقای مهندس حسین دژاکام و سیدیها
نویسنده: همسفر ندا رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون جونز)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون جونز)
عکاس: مرزبان خبری همسفر سمیه
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر فرزانه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
371