در اين سیدی در مورد مثلث حس صحبت شده است. مثلث حس، مثلثی است که تمام هستی را به هم وصل میکند. همانطور که میدانید یک ضلع آن نور یک ضلع آن صوت و قاعده آن حس است. حس اولین نیروی به کار گیری قوه عقل است، پس برای راهاندازی عقل و رسیدن به دانایی باید از یک حس سالم برخوردار باشیم.حس گیرنده است؛ یعنی ما با حواس پنجگانهای که داریم مثل بویایی، شنوایی و... اطلاعاتی را از اطراف میگیریم. برای مثال در مورد حس بویایی اگر غذایی فاسد باشد، اولین نشانه آن بوی بدی است که از آن به مشام میرسد و باعث میشود ما از خوردن آن پرهیز کنیم یا حیوانات با حس بویایی خود شکار میکنند. حس بینایی هم برای کار کردن نیاز به نور دارد و اگر نوری نباشد هیچ چیزی دیده نمیشود. بعضی حیوانات نسبت به صوت حساس هستند و بسیاری از جهتیابیهایشان را با استفاده از برگشت صوت که میفرستند انجام میدهند.
پس حس یک گیرنده است که ابزارهای مختلفی مثل چشم، گوش، بینی و... دارد. پس از اینکه گیرندگی صورت گرفت موقع تجزیه و تحلیل توسط مغز صورت میگیرد که هرکدام اگر نباشد حس ما خوب کار نمیکند. ما یک حس و یک احساسات داریم. احساسات شامل درک و دریافت ما میشود. دریافت که همان حس است که از طریق گیرندهها ما دریافت میکنیم؛ مثلا باچشممان میبینیم ولی ادراک یعنی درک ما از چیزی که دریافت کردیم. اینکه درک ما عقلانی باشد، از روی تعقل باشد یا تخیل که به نظر من اینها بههمان جهانبینی و دانائی هریک از ما برمیگردد. احساسات مثل هر چیزی یک سر در درون و یک سر در برون دارد. وقتی کسی را میبینیم ابتدا اطلاعات ظاهر او مثل مرتب، منظم بودن و ... که از طریق بینایی دریافت میکنیم به نظرمان میآید و سپس از طریق حس شنوایی نحوه بیان ودکلام او را دریافت میکنیم
که آیا شخص خوشبیان و خوشزبانی است یا زبانش نیش دارد و کنایهآمیز است. حالا همه این اطلاعات که توسط گیرندهها دریافت شد وارد قسمت ادراک ما در مغز میشود و تجزیه و تحلیل صورت میگیرد که آیا این شخص درستکردار است، بعد از این تجزیهتحلیلها، همان مجموع دریافت و ادراک احساسات بهوجود میآید. دریافت و ادراک ما دوسر دارد: سر در درون آن میشود، آنچیزی که ما دریافت و ادراک می کنیم. حالا دریافتها را داریم ولی ممکن است نسبت به چیزهایی پیشینه بری داشته باشیم و این پردهای میشود که جلوی دریافت سالم رامیگیرد و باعث ادراک غلط ما میشود؛ اما اگر با مسئلهاي مشکل نداشته باشیم مقداری از این گیرندگی و ادراک ما به انرژی طرف مقابل برمیگردد. نکته دیگر در این سیدی چگونه اندیشیدن است! گاهی اوقات میخواهیم کاری انجام دهیم، تغییراتی صورت دهیم ولی نمیتوانیم یا درست اندیشیدن را بلد نیستیم که چه راهی را برویم که نتیجه درست بدهد.
مثل درمان اعتیاد که سالها راههای غلط را میرفتیم. راه حل و یا اندیشهای برای حل مشکلات درست است که بتوانیم در جواب سئوالهای مربوط به آن پاسخ منطقی داشته باشیم. برای بهتر شدن کار و انجام امورات خودمان و همچنین احیای آنها باید قدمهای سریع و ادامهدار برداریم و سعی کنیم کارهایمان راکامل انجام دهیم و نکته مهم دیگر تفکر روی انجام کارهاست. ما زندگی نداریم که هر چیزی سر جای خودش باشد زندگی ما مثل جنگل است ولی قوانین اجتماعی که گذاشتیم باعث شده بهتر زندگی کنیم ولی مشکلات جنگل مثل طوفان، سیل و آتش سوزی را به دنبال دارد. در این مقوله حس است که به کمک ما میآید. اگر ما حس قوی داشته باشیم میتوانیم خیلی مسائل را پیشبینی کنیم. این حس قوی شامل دریافت خوب و ادراک خوب میباشد؛ یعنی شاید شربت ot خوب باشد و ما را به سمت آن بکشد و بخواهیم که بیشتر از حد مجازمان مصرف کنیم.
ولی اگر دانایی باشد ادراک به ما میگوید که اگر این عمل را انجام دهم تمام برنامههایم به هم میریزد پس اینجا احساسات قوی و درست به ما کمک میکند که این کار را انجام ندهیم. در نهایت احساسات درست و قوی به ما کمک میکند که در مشکلات تصمیمات درست بگیریم؛ مثل تصمیماتی که بعد از پلمپ شدن شعبه آکادمی در کنگره اتخاذ شد که نتیجه آن این بود که شعب برای خودشان ساختمان داشتهباشند و به هیچ گروه و نهادی وابسته نباشند. نتیجه مهم این که خود ما هستیم که تعیینکننده احساسات دیگران درباره خودمان هستیم؛ چون ما هر چه باشیم خودش خودش را نشان میدهد و نیازی به توضیح نیست. (از کوزه همان تراود که در اوست.)
نویسنده: راهنما مسافر علیرضا
تایپ: همسفر حسین(لژیون سوم)
ویرایش متن: راهنما تازهواردین مسافر کریم
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
43