با آموزشهای کنگره۶۰ متوجه شدم دانایی شامل سه پارامتر تفکر، تجربه و آموزش است. اگر این سه ضلع مثلث با هم رشد کنند؛ یعنی تفکر کنم، آموزش ببینم و تجربه داشته باشم میتوانم در هر زمینهای دانایی خودم را به دانایی مؤثر تبدیل کنم. دانایی مؤثر زمانی اتفاق میافتد که ما به مرحله تشخیص میرسیم و توان و قدرت به اجرا در آوردن تفکرات صحیح خود را داریم. انسانی که دانایی مؤثر داشته باشد خواستههای خود را با تفکر و تعقل انتخاب میکند و سپس به مرحله اجرا در میآورد. برای مثال من به این تفکر رسیدهام که اضافه وزن قطعا تخریبهای زیادی در زندگی و کارهای روزمره ایجاد میکند؛ اما اقدامی برای کاهش وزن و تغذیه صحیح نمیکردم. زمانیکه وارد کنگره۶۰ شدم و این دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کردم، وارد لژیون تغذیه سالم شدم و توانستم قدم بزرگی برای کاهش وزن و سلامتی خودم بردارم.
در مقابل مثلث دانایی، مثلثی به نام مثلث جهالت داریم که شامل ترس، منیت و ناامیدی است که اینها مانع رشد دانایی میشود. شاید قبلا بین دانایی و سواد فرقی نمیدانستم و فکر میکردم هرچه انسان تحصیلات بالایی داشته باشد فرد دانایی است؛ با ورود به کنگره۶۰ متوجه شدم میزان دانایی به سواد نیست، همانطور که انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. چه بسا انسانهایی که تحصیلات عالی دارند؛ اما در نفس اماره خود گرفتارند؛ بنابراین این افراد از دانایی برخوردار نیستند.
من در گذشته همیشه دوست داشتم از نظر مالی خود را قوی کنم و پسانداز داشته باشم؛ اما هیچوقت در این کار موفق نبودم. زمانیکه در لژیون سردار آموزش گرفتم و به این دانایی رسیدم که انسان باید پسانداز داشته باشد؛ حتی اگر یک سفر اولی پر از مشکلات باشد؛ اما باید برای آینده برنامهریزی و از نظر مالی خود را قوی کند. بودن در لژیون سردار نیز یک نوع پسانداز است. پساندازی که در جای خوب با حس خوب و در زمان مناسب میباشد قطعا در جای دیگر به من برمیگردد. این خدمت مالی در مقابل آن همه برداشت از کنگره، کمترین کاری است که من میتوانم در کنگره۶۰ انجام بدهم.
پدرم از کودکی همیشه من را به بخشش و انفاق تشویق میکرد؛ اما به این درک نرسیده بودم که باید تفکر، تجربه و آموزش وجود داشته باشد تا بتوانم به مرحله دانایی لازم برسم تا ببخشم. با ورود به کنگره۶۰ متوجه شدم شخصی که از مال و پول خودش که بسیار شیرین است میگذرد، صددرصد به راحتی از خواستههای نامعقول و ضدارزشها هم خواهد گذشت. زمانی که انسان بتواند نیروی بخشش را در خودش به وجود آورد و زنده کند، همزمان خداوند قدرت به دست آوردن را نیز به او خواهد داد.
در کنگره۶۰ آموختم که باید ببخشم تا دریافت بهتری داشته باشم و این بخشش در لژیون سردار آرامش بینظیری را با خود به همراه داشت. آقای مهندس میفرمایند: ببخشیم و خودمان را هرس کنیم تا زیبا شویم. زمانیکه بدون چشم داشت در لژیون سردار خدمت مالی انجام دادم، برکات در زندگیم سرازیر شد. اکنون بسیار خوشحالم از اینکه عضو کوچکی از لژیون بزرگ و با عشق سردار هستم. خدمت در لژیون سردار برایم حال خوش به ارمغان آورد؛ زیرا این قانون کائنات است هرچه بیشتر ببخشی، بیشتر به تو داده میشود.
من از این دستورجلسه نتیجه میگیرم؛ اگر میخواهم انسان دانایی باشم باید خواستههای معقول را انتخاب کنم و در راستای آنها تلاش و کوشش کنم. خداوند خود را شاکر هستم که با ایمان و باور قلبی که به کنگره دارم توانستهام روز به روز تلاشم را بیشتر کنم تا هم خدمت مالی و جانی انجام دهم؛ قطعا در این مسیر موفق خواهم شد.
نویسنده و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
54