انضباط شخصی مستلزم این است که لذتهای کوتاهمدت را به خاطر دستیابی به لذتهای بلندمدت به تأخیر بیندازیم. شاید اینکه امروز عصر با دوستانمان به مهمانی یا گردش برویم را ناچار باشیم به تأخیر بیندازیم و مجبور باشیم که کارکنیم؛ اما نتیجه بلندمدت این تأخیر انداختنها آنقدر عالی است که ارزش چشمپوشی از لذتهای کوتاهمدت را داشته باشد. این نظم و انضباط یکی از آموزشهای مهم کنگره است که در کنار احترام و حرمتها نقش بزرگی را در درمان ایفا میکند. همسفر بنفشه ازجمله پرچمدارانی است که بهطور خاص حافظ این نظم و انضباط و حرمتها بوده و هست. در این دیدار او را باوقار، پیراهنی از جنس نور بر تن و شالی به سرخی آلالههای وحشی یافتم. با او همکلام میشوم و چه زیبا و دلنشین سلامم را پاسخ میدهد و به گرمی مرا در آغوش میکشد. صندلی میآورد و به نشستن در کنارش دعوتم میکند. بااینکه با تخریبی 30 ساله، با انواع آنتی ایکس و سفری 10 ماهه و 10 روزه به راهنمایی مسافر اشکذری و همسفر نرگس از تاریکیها عبور کرده و به روشنایی و رهایی حدود 10 سال رسیده؛ ولی هرگز چهره او را بدون لبخند نمیتوانم تصور کنم.
با ایشان به گفتگو مینشینیم تا از تجربیاتشان در کنگره و خدمتهایی که در کارنامه خود ثبت نمودهاند همچون دبیری و نگهبانی کارگاههای آموزشی همسفران، مرزبانی و درنهایت «اسیستانت آموزش گروه خانواده» نیز بهرهمند گردیم.
در ابتدا بفرمایید چگونه میتوانیم نظمی که در جهان هستی برقرار است و نمونه این نظم در کنگره اجرا میشود را در زندگی خود کاربردی کنیم؛ ضمن اینکه چرا اصلاً انسان از طبیعت الگو میگیرد؟
برای اینکه به سؤال شما پاسخ بدهم ابتدا در مورد قسمت دوم سؤال شما صحبت میکنم تا بتوانیم به جواب قسمت اول هم برسیم. در قسمت دوم مطرح کردید که «چرا اصلاً انسان از طبیعت الگو میگیرد». انسان بخشی از طبیعت است و میزان آگاهی و شناخت او از طبیعت و قوانین حاکم بر آن میتواند به انسان کمک کند که همگام با طبیعت حرکت کند؛ بنابراین تعریفی که هر شخص از طبیعت دارد به نوع نگرش و دانش او برمیگردد؛ یعنی در اکثر موارد انسانها هر چیزی را که حوزه حواس پنجگانه هستند به طبیعت مرتبط میدانند و هر چیز را که نمیشناسند در دسته ماوراء طبیعت تقسیمبندی میکنند؛ ولی در حقیقت قوانین ثابت و مشخصی بر کل نظام هستی حاکم است که این قوانین بر مبنای فرامین الهی و خرد جهانی هستند؛ بنابراین بعد فیزیکی (جسم) و بعد غیر فیزیکی (جان) انسان هم خارج از این قوانین نیست و عملاً نمیتواند خارج از چهارچوبهای طبیعت و هستی عمل کند. مفهوم سؤال شما هم الگوبرداری مثبت و سازنده از طبیعت است. پس انسان بهعنوان جزئی از طبیعت، باید از خود طبیعت و هستی که مادر مخلوقات است الگوبرداری کند و این روند الگوبرداری از طبیعت در تمام حوزهها و زمینهها اتفاق میافتد. هرچند ترتیب و نظم زیباترین و محکمترین قانون طبیعت است.
اما میرسیم به بخش اول سؤال شما که کاربردی کردن این قوانین و نظم است. تا زمانی که انسان نتواند به این قوانین آگاهی پیدا کند قادر به اجرای آنها نیست. قدم اول این است که ما بتوانیم درستی یا نادرستی، بدی یا خوبی عملکرد خود را درک کنیم (قدرت تشخیص) که همان رسیدن به نفس لوامه در آن عمل است؛ در این مرحله ممکن است هیچ شناختی به قوانین نداشته باشیم؛ ولی استارت کار یعنی «تشخیص» را انجام دادهایم. ازاینجا به بعد باید با آموزشهای درست، تفکر سالم و با تکیه بر تجربیات گذشته و حال خودمان و دیگران، قوانین را بشناسیم و بهتدریج آن را در زندگی خود پیاده کرده و از آن استفاده کنیم. کاربردی کردن نظم زمانی اتفاق میافتد که ما با تمام وجود بینظمی را تجربه و نتیجه آن را لمس کرده باشیم. این مسئله در تمام صفات انسان صادق است و بهترین جملهای که آن را توصیف میکند «تا انسان تاریکیها را تجربه نکرده باشد به عظمت روشنایی پی نخواهد برد.»
ما در کنگره بارها کلمه «ظرف وجودی» را شنیدهایم. بهراستی درون این ظرف چه چیزی باید وجود داشته باشد و چرا هر چه از دانش و آگاهی خودمان به دیگران میبخشیم، ظرف وجودی ما بزرگتر میگردد؟
ظرف وجودی همان میزان آگاهی، قابلیت، توانایی و پتانسیل افراد است. به زبان سادهتر «میزان دانایی» است و اینکه گفته میشود با بخشیدن آگاهی و دانش میتوانیم ظرف وجودی خودمان را بزرگتر کنیم به این معنی است که دانایی خودمان را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم یا به عبارتی دانستههای خود را از مرحله فعل به مرحله عمل درآوریم. میخواهم توضیح دهم که چگونه بخشیدن آگاهی و دانش باعث این اتفاق میشود. در دوران تحصیل خودمان یکی از راههایی که توصیه میکردند این بود «اگر میخواهی درسی را کامل و درست یاد بگیری آن را به دوستت توضیح بده.» در حقیقت وقتی میخواهیم مطلبی را به کسی آموزش بدهیم سعی میکنیم که تمام موارد و جنبههای آن را خوب یاد بگیریم تا قادر به توضیح و تدریس باشیم. در حین آموزش به دیگران، از ما سؤالاتی میشود که ممکن است در همان لحظه قادر به پاسخگویی نباشیم؛ ولی در مورد آنها فکر و مطالعه میکنیم تا به جواب برسیم. بهاینترتیب میزان تسلط و آگاهی ما در آن درس یا مطلب گستردهتر و عمیقتر میشود تا جایی که بعد از چند بار توضیح دادن تقریباً بهطور کامل به مطلب مسلط شده و بهصورت خودکار جواب سؤالات را میدهیم. تا زمانی که به جزئیات انجام کار فکر میکنیم در مرحله فعل هستیم و وقتی بهصورت خودکار آن را انجام میدهیم به مرحله عمل رسیدهایم. در اینجا است که ما آماده یادگرفتن مطلب جدید هستیم که همان «بزرگ شدن ظرف وجودی» یا رسیدن به «دانایی مؤثر» است. مثل دوچرخهسواری که در ابتدا به تمام حرکات دستوپا و بدن توجه میکنیم و شاید از آن لذت چندانی نبریم؛ ولی وقتیکه به آن تسلط پیدا کردیم بدون توجه به حرکات بدن، رکاب میزنیم و از محیط اطراف لذت میبریم و حتی میتوانیم حرکات پیچیدهتری را انجام بدهیم.
هرماه در کنگره امتحانی برگزار میشود. هدف از این آزمونها چیست و چگونه میشود از نتایج این امتحانات در راهبرد بهتر اهداف کنگره استفاده کرد؟
برگزاری آزمونهای هماهنگ و برنامهریزیشده ماهانه با اهداف مختلف انجام میگیرد و یکی از هدفهای آن این است که هر رهجو بهتدریج مطالب و منابع آموزشی پایه کنگره را مطالعه کند و فرصت فکر کردن و یادگرفتن مطالب را در یک بازه زمانی یکساله داشته باشد. امتحانات به شکلی برنامهریزیشدهاند که رهجو در طول سال سه بار مطالب را مرور میکند. در بسیاری از مواقع فرصت مرور منابع آموزشی کنگره در لژیون در طول یک سال اتفاق نمیافتد و رهجویان هم قادر به برنامهریزی و مطالعه نیستند؛ بنابراین برگزاری این آزمونها میتواند کمک شایانی به راهنمایان و رهجویان کند تا هم بتوانند با پیش مطالعه و زمینه مناسب خود را برای امتحان کمک راهنمایی آماده کنند و هم رهجویانی که به هر دلیل نمیتوانند در امتحان کمک راهنمایی شرکت کنند، با توشهای از مطالب مفید و سازنده بتوانند نکاتی را که آموختهاند در زندگی خود پیاده کنند. در همین راستا از این ماه گزارشهای عملکرد سهماهه هر شعب برای ایجنتهای محترم ارسال میشود. این گزارشها بر اساس تحلیلهای آماری و اطلاعاتی است که از هر شعبه در امتحان بهدستآمده است. به کمک این تحلیلها و گزارشها، هر راهنما و هر شعبه میتواند نقاط ضعف و قوت خود را پیدا کند. شاهد بودهایم که کیفیت آموزش منابع و میزان بهرهگیری از سیدیهای هفتگی رابطه بسیار نزدیکی در نحوه عملکرد رهجویان شعبه و مشارکت اعضا در تمام بخشهای کنگره داشته است؛ بهعبارتدیگر هر چه کیفیت آموزش بالاتر باشد، مجموعه کنگره60 میتواند راحتتر و سریعتر به اهداف خود دست پیدا کند.
در کنگره درمان مسافران با مصرف داروی OT و بر اساس روش DST انجام میگیرد. این نظم و انضباط در مصرف دارو و احترامی که به شربت OT گذاشته میشود چگونه به مسافران آموزش میدهد که در زندگی شخصی خود نیز از همین نظم و انضباط پیروی کرده و همواره بر هر چیزی که در زندگی آنان نقش مثبت دارد احترام بگذارند؟
شاید بهتر باشد که این سؤال از بخش مسافران پرسیده شود و من بر اساس تجربه و مشاهداتی که در کنگره داشتهام پاسخ آن را میدهم. مصرف مواد مخدر باعث میشود که نهتنها جسم مصرفکننده دچار تخریب گسترده و وسیع شود؛ بلکه بر روی نوع تفکر و احساسات او تأثیر بسیار منفی و مخربی دارد. درواقع یک فرد مصرفکننده نظم، اولویتها، سلامتی، تفکر سازنده و مثبت و غیره را از دست میدهد. به قول آقای مهندس اولین چیزی که اعتیاد از انسان میگیرد، شناخت زمان است که این مسئله در تمام ابعاد زندگی فرد مشاهده میشود. ندانستن زمان یعنی از دست دادن نظم. اولین اتفاق بزرگ در استفاده از داروی OT بر اساس روش DST برگرداندن این نظم و زمان به مسافر است. همانطور که میدانید راهنمایان مسافر تأکید میکنند که شربت خود را سر ساعت مصرف کنند و حتی دقیقهای هم زودتر یا دیرتر نباشد. این به معنی هوشیار کردن مسافر نسبت به محیط اطراف و جسم خود است. در حقیقت مسافر آموزش میگیرد که جسمی که سالها به آن بیحرمتی کرده را موردتوجه قرار دهد و تفکر و اندیشهای که سالها بیهدف و بیبرنامه در هر جهت برای خود حرکت میکرد را آگاهانه کنترل و مدیریت کند. مسافر متوجه میشود که در سایه این نظم و احترام به OT و DST است که میتواند خودش را دوباره باز پس بگیرد و هر دو این ابزار، نیروهای مثبتی هستند که به کمک آنها میتواند به آرزوها و رویاهای خود (مثل احترام در بین اعضاء خانواده و جامعه، کسب جایگاه اجتماعی مناسب، توان حرکت در مسیرهای جدید و غیره) برسد. تجربه رهایی، آموزشهایی که در سفر دوم ادامه مییابند و خدمت کردن همگی ابزارهایی هستند که میتوانند ارزش نظم و انضباط را برای مسافران روشن کنند.
شما در حال حاضر در جایگاه «اسیستانت آموزش گروه خانواده» هستید. بفرمایید چگونه میتوان در این خدمت درمان را هموارتر کرد؟
یکی از بزرگترین خلأهایی که در میان مسافران و همسفران میبینیم این است که به آموزشهای صحیح دسترسی نداشتهاند و به همین دلیل آسیبهای جدی را تجربه کردهاند. از طرفی ترکشهای اعتیاد، همسفران را هم تحت تأثیر قرار داده است و آنها فقط ازنظر مصرف نکردن مواد مخدر از مسافران جلوتر هستند؛ اما گاهی میبینیم که آسیبهای جسمی و روانی بهمراتب شدیدتری را تجربه کردهاند؛ اما همانطور که خودتان گفتید من در بخش همسفران فعالیت میکنم و برنامههای آموزشی این گروه از دوستان بر عهده من است و همه کارهای ما بر مبنای آموزشهای کنگره است. یکی از مهمترین مسائلی که کنگره را از سایر روشها و مراکز متمایز میکند، همین آموزشهایی است که توسط آقای مهندس و استاد امین به ما منتقل میشود. بهرهگیری از آموزشهای جهانبینی در حقیقت اصلاح تفکر و اندیشه است و جایگاه اسیستانت آموزش مانند ابزاری است که این آموزشها را در بخش همسفران در دورههای یکساله تنظیم میکند. با برگزاری امتحانات به همسفران کمک میکنیم که هم بتوانند خود را برای امتحان کمک راهنمایی آماده کنند و هم بتوانند بعضی گرههای خود مانند ترس، بیبرنامگی روزانه، منیت، آشفتگی ذهنی، عدم تمرکز، رقابت ناسالم را حل کنند. در طول برنامههای یکساله، منابع مکتوب کنگره، 40 سیدی برای گرفتن گل رهایی و سیدیهایی که با نظر و تائید خانم کماندار و استاد امین برای گروه خانواده توصیهشدهاند، استفاده میکنیم.
درمان در بخش همسفران به معنی بالا بردن نقطه تحمل، حفظ آرامش، ایجاد فضای صمیمی در خانواده، همراه و همزبان کردن همسفران و مسافران با یکدیگر و بالا بردن اعتمادبهنفس سالم است. تمام این موارد در سایه آموزشهای کنگره امکانپذیر است و بخش آموزش سعی دارد بهعنوان یک ابزار و نیروی کمکی در کنار همسفران قرار بگیرد.
در نوبتی بودن خدمتها در کنگره یک نظمی است که در سایه آن آموزشی قرار دارد که در انتها به احترام متقابل میرسد. به عقیده شما این اولویتبندی و نظم حاکم بر آن از چه نقطه تفکری نشأت میگیرد و دلیل آن چیست؟
ازنظر من نوبتی بودن خدمتها در کنگره از دو منبع الهام میگیرد: اول از طبیعت و دوم تجربه و درس گرفتن از خاصیت انسان که وادی سیزدهم این مفاهیم را به بهترین شکل بیان میکند. اگر به ساختار هستی و خلقت نگاه کنید تمام مخلوقات اعم از جمادات، گیاهان، حیوانات و انسانها خاصیت تولد، تکثیر و مرگ را دارند. اگر خاصیت تکثیر و پویایی را از هر موجود و سیستمی بگیریم فقط یک خط تولد تا مرگ باقی میماند که به معنی بیثمری و عدم بازدهی است؛ یعنی همه جهان فیزیکی، محدود به زمان است و ثمره و نتیجه عمل است که به اشکال مختلف باقی میماند. هر موجودی به دلیل خاصیت و یا رسالتی به این جهان آمده است و سعادتمند کسی است که از قابلیت، توانایی و فرصتی که در اختیار او قرار دادهشده است در جهت رشد و بهبود زندگی خود و دیگران استفاده کند. کنگره60 این فرصت و بستر را برای ما فراهم کرده است و هر کس با توجه به قابلیت و توانایی خودش میتواند به سیستم خدمت کند تا برای خود و زندگی دیگران مفید باشد.
نکته دوم این است که اگر هر فردی بیشتر از زمان معین و بدون ثمره و نتیجه مثبتی در یک جایگاه بماند باعث تخریب خود و دیگران خواهد شد و فساد به بار خواهد آورد. احترام متقابل، نتیجه مطالبی است که در کنگره یاد گرفتهایم و میدانیم چرخشی بودن خدمتها هم مانع فرسودگی خود ما میشود. هم فرصت رشد و تجربه را در اختیار دیگران قرار میدهد و هم مانع ایجاد تخریب و فرسودگی سیستم خواهد شد. هر یک از ما جایگاههای مختلفی را تجربه کردهایم که قبل از ما دیگران در آن خدمت کردند و بعد از ما هم افراد دیگر خدمت میکنند. این چرخش خدمتها، فرصت مناسبی را در اختیار تمام کسانی که تمایل به خدمت دارند فراهم میکند. مهم این است که بتوانیم درست و ثمربخش خدمت کنیم.
در حال حاضر امتحانات کمک راهنمایی در کلینیکها هم برگزار میشود. با توجه به اینکه روش ارائه مباحث جهانبینی در کلینیکها با شعب کنگره متفاوت است، این آزمونها را تا چه حد تأثیرگذار درروند درمان اعتیاد میبینید؟
با توجه به اینکه من همسفر هستم و در بخش همسفران فعالیت میکنم؛ بنابراین هیچ نظر تخصصی درباره درمان مسافران ندارم؛ اما بهطورکلی برگزاری امتحانات با شیوه و اهداف خودش در حال حاضر در بخش همسفران اجرا میشود. در مورد بخش مسافران اطلاع خاصی ندارم؛ ولی اگر منظور شما کمک به همسفرانی است که در کلینیکها حضور دارند باید بگویم که بعضی از آنها با بخش آموزش همسفران هماهنگ هستند و هرماه مطابق برنامهریزی تمام شعب در امتحان شرکت میکنند. بازخوردی که از کلینیکها دارم این است که همسفران بهخصوص سفر دوم مشتاق شرکت در این برنامه هستند. همانطور که میدانید برگزاری کارگاه و جلسه آموزشی در کلینیکها محدودتر از شعب کنگره است و همسفران مایلاند با شرکت در امتحاناتِ هماهنگ هر چه بیشتر خودشان را به فعالیتهای شعب نزدیک کنند. البته ساختار برگزاری امتحان هماهنگ در کلینیکها و شعب تازه تأسیس ویژگیهای خود را دارد که باعث سهولت کار امتحان در این مراکز میشود.
بفرمایید خدمت اسیستانت آموزش چگونه میتواند در بالابردن سطح کیفی آموزش کنگره تأثیرگذار باشد؟
در پاسخ به سؤالات قبلی تا حدی در مورد اهداف برگزاری امتحانات و آموزش صحبت کردم. اهداف در نظر گرفتهشده، همگی در راستای بهبود کیفیت آموزش هستند که در اینجا سعی میکنم مهمترین اهداف و نتیجه کار بخش آموزش را بهطور مختصر توضیح دهم تا بتوانید با عملکرد این بخش آشنا شوید.
1. رهجویان برای شرکت در امتحان کمک راهنمایی آماده شوند؛ چون با شیوهای که در حال برگزاری امتحان هستیم، سه بار در سال مطالب مرور میشوند.
2. بار کاری راهنما در لژیون کمتر میشود و رهجو با مفاهیم پایه آشنا میشود.
3. رهجو میتواند زمان تلفشده کمتری در طول روز داشته باشد زمان آزاد خود را به فعالیت مفید و سازنده اختصاص دهد.
4. مطالعه منابع آموزشی باعث میشود که فکر و ذهن رهجو نظم و آرامش بیشتری پیدا کند و کمتر دچار تنش شود.
5. سطح مشارکت راهنما در شعبه افزایش مییابد؛ چون تمام راهنمایان در طراحی سؤال همکاری میکنند.
6. برای رهجوی سفر اول فرصت تمرین عبور از ترس، منیت، رقابت ناسالم و قضاوت را فراهم میکند.
7. مطالعه تدریجی مطالب باعث میشود که بسیاری از مفاهیم بهتر درک شود.
8. هرماه سؤالات تمامی شعب از جنبههای مختلفی توسط من و دستیاران بررسی میشود و توصیههای لازم به مسئولین امتحانداده میشود. سطح، کیفیت، نمره دهی، نحوه تایپ و چیدمان سؤالات، ترکیب نوع سؤالات، تعداد سؤالاتی که از منابع هرماه باید طراحی شوند و بسیاری از موارد مورد بازبینی قرار میگیرند و هرماه گزارش هر شعب در زمان مشخصی برای ما ارسال و بررسی میشود.
9. گزارشهای ارسالی توسط ما تحلیل میشوند و بسته به شرایط شعب، علت مشکلات پرسیده میشود و سپس راهحلهایی را به مسئولین پیشنهاد میدهم. با ارائه گزارش عملکرد سهماهه به ایجنتها سعی دارم که چشمانداز بهتری را در اختیار عزیزان قرار دهم.
لطفاً بفرمایید آیا رعایت قوانین کنگره میتواند رابطه مستقیمی با دانایی شخص داشته باشد و یک اسیستانت چگونه میتواند حافظ اصول، قوانین و حرمت کنگره باشد؟
موضوع مهم این است که همه ما، در هر جایگاهی در حال آموزش گرفتن هستیم و رعایت حرمت و قوانین کنگره دقیقاً به شناخت و آگاهی مرتبط است. فرد تازهوارد از قوانین و حرمت کنگره اطلاعی ندارد و در ابتدا یاد میگیرد که باید به آنها پایبند باشد تا خودش و دیگران بتوانند فضای آرامی را در کنگره تجربه کنند. شاید در ابتدای ورود علت بسیاری از موارد را نداند و یا حتی برایش عجیب به نظر برسد؛ ولی بهتدریج که با مفاهیم آشنا شد، مشتاقانه آنها را رعایت میکند.
هر یک از ما در طول زمان و با گرفتن آموزشها شناخت بهتری نسبت به خودمان پیدا میکنیم و هر جا خواستیم برخلاف قوانین و حرمت حرکت کنیم باید به درون خود برگردیم و علت را پیدا کنیم. اسیستانتها سالها در کنگره تحت آموزش بودهاند و در جایگاههای مختلف خدمت کردهاند و بنا بر تشخیص آقای مهندس، دیدهبان خانواده، خانم کماندار در این جایگاه خدمت میکنند. همه ما تلاش میکنیم با رفتار و عملکرد خود پاسخ اعتماد ایشان را بدهیم. یک اسیستانت تلاش میکند که رفتار و عملکرد خود را به الگوهای کنگره شبیهتر و نزدیکتر کند؛ چراکه ما هم الگویی برای دیگران محسوب میشویم. اسیستانتها با توجه به قوانین و حرمتهای کنگره، مسائل را بررسی و بازبینی میکنند و در صورت مشاهده مشکل، آن را با ایجنتها و دیدهبان خانواده در میان میگذارند تا اشکالات احتمالی برطرف شوند. بررسی مسائل هم در حوزه تخصصی ایشان و هم در کل روند اداره شعبههایی که تحت پوششدارند، اتفاق میافتد. این کار باعث میشود که اصول و قوانین و حرمت کنگره همیشه بینقص و کامل رعایت شوند و تغییری در آنها ایجاد نشود.
به نظر شما خدمت دبیری و نگهبانی کارگاههای آموزشی بیشتر بر روی کدام گره درونی انسان کار میکند که ممکن است با خدمتهای دیگر به وجود آنها پی نبریم؟
در کنگره همه ما تحت یک آموزش یکسان قرار میگیریم و کسب جایگاه دبیری و نگهبانی اولین تجربه مسئولیت بزرگ افراد، در کنگره است؛ یعنی عملکرد نگهبان و دبیر بر روی جمع زیادی تأثیرگذار است. اگر به شرح وظایف دبیر و نگهبان نگاهی بیندازیم، متوجه میشویم که در این جایگاه باید مدیریت کردن، نظم و انضباط، وقتشناسی، ثبت دقیق وقایع، تسلط به قوانین و حرمتها، ادب و احترام، فرمانبرداری، تیزبینی و قاطعیت را رعایت کنیم. حال ممکن است که در این شرایط با تضادهای درونی مانند گره قدرت، گره مسئولیت، ترس، منیت، عدالت، صبر، هوشیاری، وقتشناسی و غیره مواجه شویم. ازنظر من فقط یک گره و یا ضد ارزش مطرح نیست؛ بلکه هر کس بنا بر نوع شخصیت و میزان دانایی خودش ممکن است با این گرهها مواجه شود. هر خدمت، حتماً آموزش ارزشمندی برای ما دارد که با هوشیاری میتوانیم آن را متوجه شویم.
افرادی که به خواست خود در کنگره حاضرشده و وارد سفر میشوند در زندگی روزمره خود دچار استرسها و ناهماهنگیهایی هستند. به نظر شما «نظم، انضباط و احترام» در کنگره چگونه میتواند بر استرس آنها غلبه کند؟
همانطور که قبلاً هم اشاره کردم بزرگترین مشکلی که اعتیاد برای افراد به وجود میآورد نشناختن زمان است. زمان کار کردن، خوابیدن، صحبت کردن، غذا خوردن و غیره. این یعنی بینظمی و آشفتگی و اولین چیزی که سفر به مسافر یاد میدهد، شناخت زمان است که نتیجه آن نظم و انضباط میباشد. مثل زمان مصرف دارو، زمان به لژیون آمدن، زمان خوابیدن، زمان گوش کردن و صحبت نکردن، زمان صحبت کردن و مشارکت کردن. بهتدریج مسافر و همسفر آموزش میبینند که برای هر کار زمان مشخص و درستی وجود دارد و اگر خارج از آن عمل کنند به نتیجه نمیرسند و دوباره آشفتگی ایجاد میشود. بینظمی و وقتنشناسی از بزرگترین عوامل استرس و اضطراب هستند. پس بهاینترتیب تا حد زیادی مشکلات شروع به حل شدن میکنند.
همچنین در محیط کنگره همه با یک مشکل مشترک واردشدهاند و میبینند که برخلاف جامعه به افراد احترام گذاشته میشود و مورد قضاوت و توهین قرار نمیگیرند؛ چون همه این افراد قصد کردهاند که در مسیر درست حرکت کنند. حرکت در مسیر درست، ارزشمند و قابلاحترام است. وقتی افراد محترم شمرده میشوند و احساس امنیت میکنند، احساس آرامش در آنها ایجاد میشود. همسفر و مسافر این احساس را به خانواده منتقل میکنند و یاد میگیرند برای تداوم این آرامش باید رفتار و منشی که در کنگره وجود دارد را ادامه دهند. مسلماً این اتفاق ظرف مدت کوتاه نمیافتد و همسفر و مسافر هردو باید یاد بگیرند مواردی را در خود تغییر دهند و گرههای خود را بشناسند.
در طول سفر اول تمام تمرکز مسافر و همسفر رسیدن به رهایی است؛ اما مشاهده میکنیم که بعد از رهایی، همسفر و مسافر دچار یک سری مشکلات و تنشها میشوند. علت این است که فکر میکنند اعتیاد تنها معضل زندگی آنهاست؛ اما ازنظر من اعتیاد مانند یک دیوار بلند است که سایر تخریبها و گرهها در پشت آن قرارگرفتهاند. با رهایی از اعتیاد، این مسائل خود را نشان میدهند و همسفر و مسافر باید بدانند که مسیر جدیدی را در پیش دارند تا مشکلات فردی و بین فردی خود را که همان نوع رابطه آنهاست برطرف کنند. ازآنجاییکه ایماندارم کنگره برای تمام مشکلات و گرهها راهحلها و مسیرهای درست را ترسیم کرده است، باید هم مسافر و هم همسفر سفر دوم خود را حتماً ادامه دهند تا بتوانند به قدرت تشخیص مسئله برسند و راهحل مناسب را پیدا کنند.
یک همسفر واقعی کیست و چرا تخریبهای یک همسفر بهاندازه خود مسافر و شاید هم بیشتر از یک مسافر است؟
همانطور که اشاره کردید تخریبهای یک همسفر هماندازه و گاهی بیشتر از مسافر است؛ چون فرد مصرفکننده یا از اعتیاد خود لذت میبرد (حداقل در زمان مصرف) و یا اینکه میداند اگر مصرف نکند، نمیتواند حتی به جزئیترین و سادهترین کارهای خودش رسیدگی کند؛ بنابراین خود را محق میداند که مواد مصرف کند. او شاید از مصرف مواد خسته باشد؛ ولی چون زندگی او درگرو مصرف مواد است احتمالاً احساس عذاب وجدان نمیکند؛ چون هنوز راه رهایی را نیافته است. در تمام این مدت همسفر شاهد به هم ریختن زندگی است و از طرفی راههای مختلفی را هم امتحان کرده و به نتیجه نرسیده است که باعث احساس شکست، ناامیدی و افسردگی عمیق او میشود. در همین حین فرد مصرفکننده تمام فکر و ذهنش درگیر تهیه و مصرف مواد است و در مقابل کوچکترین خواستههای دیگران واکنش نادرست نشان میدهد؛ درنتیجه حس خشم، کینه، افسردگی و عدم تعادل را در همسفر و اطرافیان خود به وجود میآورد. با توجه به مسائل گفتهشده، همسفر بسیار درهمشکسته، فرسوده و نامتعادل خواهد شد.
همسفر واقعی کسی است که مفهوم پیام «مصرفکننده کیست؟» را بهدرستی درک کند. در این پیام گفته میشود «مصرفکننده فرد بیماری است که».
من فکر میکنم درک همین یک عبارت نقش بسیار مهمی در نگرش همسفر دارد. او به کنگره و روش درمان اعتماد میکند و مسافرش را به کنگره میسپارد. او متوجه میشود که خود مسافر باید به دنبال درمان خودش باشد و همسفر فقط باید او را همراهی کند نه اینکه بار درمان مسافر را به دوش بکشد. همراهی کردن به این معنی است که بتواند وضعیت سفر را بشناسد و در طول سفر نسبت به بیمار واکنش درستی انجام دهد و وظیفه درمان شدن را به خود مسافر بسپارد. همسفر واقعی، سفر جهانبینی خود را آغاز میکند تا در درجه اول از خودش جبران خسارت کند و وقتی به تعادل نسبی رسید بتواند آگاهانهتر در کنار مسافر و خانواده خود باشد. همسفر و مسافر در این مسیر میتوانند به درک درست و متقابلی نسبت به یکدیگر برسند و هر دو به دنبال جبران خسارتهای سهگانه باشند.
با لبخند محبت آمیزش گفتگو را به پایان میبریم. در دل با خود میگویم؛ مطمئنم با همین عشق و محبت از تاریکیها عبور کرده و قدمبهقدم با هر خدمت، آرامشی از جنس آسمان را تجربه کرده و به روشنایی رسیده است. برای نور هرگز پایانی نیست چون سرآغازش نور دوباره است.
گروه سایت همسفران آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1455