مشارکت همسفران لژیون یازدهم در مورد دستور جلسه "کتاب 14 مقاله"
همسفر فاطمه:
طبیعتاً همهی مصرفکنندگان در زندگیشان مشکلات فراوان دارند. شغل مسافر من آزاد بود؛ و زمانی که ما ازدواج کردیم بهواسطه شغلش، با همکارانش ارتباط زیادی داشت. این ارتباطها، علیرغم میل باطنی من بود. خیلی تلاش کردم که ارتباط بین آنها فقط کاری باشد و رفاقتی نداشته باشند؛ اما موفق نشدم و درنهایت تسلیم شدم. مسافرم با دوستانش بیرون میرفت؛ و گاهی اوقات باهم به مسافرت میرفتند. هر زمان هم که اعتراض میکردم من را توجیه میکرد که رفاقت ما از زمان بچگی بوده و ادامهدار است. آن زمان من از اعتیادش بیخبر بودم؛ وقتی مواد را در بین وسایلش پیدا کردم در ابتدا قبول نمیکرد و مدام انکار میکرد و میگفت برای دوستم است او از من خواسته تا نزد خود نگهدارم.
معمولاً مصرفکنندگان در دورهی مصرفشان دروغ میگویند و اینیک امر طبیعی است. باگذشت زمان، مصرف تفریحی موادش زیاد شد و مصرف سیگار هم به آن اضافه و شرایط سختتر شد. مصرف مواد مسافرم به شغلش آسیب رساند، تا ظهر میخوابید، شب دیروقت از سرکار برمیگشت، از مهمانیهای خانوادگی فراری بود و دعواها و مشاجرههایمان شدت گرفته بود تا اینکه خودش هم از این شرایط خسته شد و دنبال ترک اعتیاد بود. در خانه میماند و مصرفش را چند روز قطع و بهاصطلاح ترک یابویی یا سقوط آزاد میکرد. روش درمان خوبی نداشت و دچار مشکلاتی از قبیل پادرد، بیخوابی، عرق کردن و عصبی شدن میشد. به یاد دارم آخرین باری که ترک کرد، هشت ماه طول کشید؛ اما دوباره شروع به مصرف کرد.
یک روز بهطور اتفاقی یکی از دوستانش را دید و او کنگره را به ما معرفی کرد. من به دلیل ترکهای مکرر و ناموفقی که داشت مخالفت کردم. چند جلسه آمد و توضیح داد که کنگره با همهجا فرق دارد و از رفتن به کنگره خیلی راضی بود. بعد از چند روزبه من هم پیشنهاد داد که همراهیاش کنم. من در ابتدا مخالفت کردم و گفتم نیاز به آموزش ندارم؛ چون عیب و ایرادی در خود نمیدیدم. بهمرورزمان در اثر آموزشهایی که میگرفت تغییر کرد و طی یازده ماه، زیر نظر راهنما درمان شد. از طریق روش DST مصرفش را کاهش داد و جدا از درمان اعتیادش، تغییراتی نظیر نظم و انضباط، نوع نگرش به زندگی، ارزش قائل شدن برای خودش، ارتقاءدادن داناییاش، تنظیم خواب، روابط اجتماعی و بهطور جمعبندی آموزش جهانبینی را گرفت. من در طول یازده ماه نتوانستم همسفرش باشم و او را همراهی کنم؛ ولی اکنون در مسیر سبز کنگره قرارگرفتهام. پایه اصلی درمان مواد مخدر، خواستن رهایی از بند اعتیاد است. مسافر من خواستار رهایی بود که خداروشکر موفق شد.

همسفر راحیل:
قبل از اینکه وارد کنگره شوم، دیدگاهم راجع به یک فرد مصرفکننده جور دیگری بود؛ وقتی به یک مصرفکننده نگاه میکردم، با خود میگفتم او مجرم است و خودش این راه را انتخاب کرده است. نوع دیدگاه من یک آدم ناتوان بود که از خود اراده ندارد. من در شهر رفسنجان زندگی میکردم و در آنجا اکثر مردم، چه زن و چه مرد درگیر مواد مخدر بودند؛ البته تعداد خانمها کمتر بود. ترکهای متفاوتی را دیده بودم ازجمله ترک در مدتزمان یکروزه، ترک محل زندگی خود و یا کمپهای ترک اعتیاد و در این نوع درمانها، افراد فقط در مدت کوتاهی میتوانستند تحمل کنند و بعد از مدت کوتاهی شروع به مصرف میکردند؛ اما مصرفشان خیلی بیشتر از قبل بود و انگار تشنهتر شده بودند.
یکی از اقوام ما سمزدایی کرد و چند روزی را نتوانست بیشتر تحمل کند، من با خودم فکر میکردم چطور ممکن است کسی با سمزدایی یا با روشهای ترک دیگر بتواند به درمان برسد؛ هیچوقت باور نکردم کسی که چندین سال مصرفکننده بوده، یکشبه بتواند به درمان برسد. بههرحال مواد مخدر بر روی جسم و روان آنها تأثیر گذاشته بود. در جامعه اعتیاد مسمومیت مزمنی است که مواد مخدر بیرونی از هر نوعی که باشند، جایگزین مخدرهای طبیعی درونی جسم شده و شخص از تعادل خارج میشود. امروزه صورتمسئله اعتیاد، توسط آقای مهندس دژاکام مشخصشده است تا درمان بیماری اعتیاد بهدرستی انجام گیرد. هنگامیکه کتاب چهارده مقاله را میخواندم به مقاله سمزدایی و سم نزدایی رسیدم.
آقای مهندس در این مقاله اشاره کردند که مصرفکنندگان را مار نیش نزده است که آنها را سمزدایی کنیم. کسی که بیست سال سابقه اعتیاد دارد و اعتیاد را باپوست، گوشت و خون خودش لمس کرده است؛ پس چطور با سمزدایی چندساعته میتواند به درمان برسد؟ علمی که تجربهشده باشد، سندی بدون نقص است و این جمله را درکنگره بسیار شنیدهایم. آقای مهندس روش سمزدایی را کلاً رد و مردود اعلام کردهاند. اگر مواد مخدر سم است، پس چرا در علم پزشکی از آن استفاده میکنند؟ بامطالعه کتاب چهارده مقاله به این نتیجه رسیدهام که اول باید مفهوم سم و اعتیاد را خوب بشناسیم. اعتیاد جایگزین مزمن است؛ چون مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر طبیعی بدن میشود. زمانی فرد به درمان میرسد که سیستم تولیدکنندهی بدن، مواد شبه افیونی را تولید کند و برای این کار 10 ماه زمان لازم است. با روش DST و شربت OT بدن به نود درصد حالت تعادل طبیعی میرسد و 10 درصد باقیمانده در سفر دوم با آموزش جهانبینی به تعادل میرسد. خدا را شاکرم که درکنگره و در حال آموزش گرفتن هستم. از آقای مهندس و خانوادهی محترمشان بسیار سپاسگزارم که ما را آگاه کردند.

همسفر شمسی:
به نظر من تمام مشکلات انسانها، از به هم ریختن سیستم ایکس شروع میشود. من بهعنوان یک مادر یا همسر وقتی بیشازحد درگیر مسافرم میشوم غم و اندوه را در وجود خود سرازیر میکنم. افکار مسموم خیلی زیرکانه به سراغ من میآید و باعث میشود سیستم ایکس بدن من از کار بی افتد و افکار منفی، جسم و روح آشفته و به هم ریختگی، برای من میماند. بهواسطهی افکار منفی، من در یک سیاهچال فرومیروم که بهتبع آن عملکردم در رفتار و اعمالم نیز نمایان میشود. بهطوریکه هر کاری را انجام بدهم بدون تفکر و تعقل انجام میگیرد و تبدیل میشوم به انسانی که فکر میکنم خیلی ازخودگذشته و فداکار هستم، با خیال اینکه اگر مسافرم نبود، موقعیت شغلی خوب و در جایگاه اجتماعی فوقالعادهای قرار داشتم؛ درواقع با تفکر نادرست بهترینها را از خود محروم کردهام.
در موقعیتهای مختلفی ازجمله مهمانیهای خانوادگی، مراسمهای مختلف دوستانه خود را محروم کردم؛ فقط به این دلیل که یک مصرفکننده دارم. دوست نداشتم کسی از من در مورد اعتیاد فرزندم سؤال بپرسد. روش زندگیام عوض شد و سبب شد، نیروهای منفی از موقعیت من با زیرکی تمام بهرهبرداری کنند و من را بهسوی نابودی سوق دهند. انسان همیشه نمیتواند در تاریکی بماند خداوند از طریق کسی یا اتفاقی راه را نمایان میکند. کنگره در مسیر من شمسی قرار گرفت و شروع به حرکت کردم. من توانستم از مرحله نفس اماره عبور کنم. این عملیات معکوس که بهمرورزمان اتفاق افتاد، کمکم ارزش و جلوه زیبای خودش را نمایان کرد. دقیقاً در کتاب چهارده مقاله مهندس عنوان کرده باید به خانوادهها درزمینهٔ اعتیاد آموزش درست داده شود تا باعث تخریب بیشتر مسافران نشوند.
وقتی من در مسیر سلامت و درمان حرکت کنم، دستهای آسمانی هم یاریگر من میشوند. سیستم ایکس بدن من وقتی به تعادل نسبی رسید، متوجه شدم دیگر نیازی به خوردن قرصهای آرامشبخش ندارم. برای تنظیم خواب هم دیگر نیازی به قرص نداشتم. من با روش DST درمان شدم و بامطالعه کتاب چهارده مقاله، روش درمان تدریجی و مواد شبه افیونی یا همان مخدرهای جسم را آموختم. در کتاب چهارده مقاله گفتهشده یکی دیگر از اساسیترین مؤلفههایی که به درمان اعتیاد و دیگر بیماریها کمک میکند، ورزش متداوم گوش دادن به موسیقی مناسب، خواندن کتابها و دیدن فیلمهای آموزنده است همهی اینها در سبک زندگی انسان، تأثیرگذار است و ذرهذره سیستم ایکس انسان به تعادل میرسد؛ وقتی سیستم ایکس متعادل شود؛ حتماً بهواسطهی آن جهانبینی همتغییر میکند و طرز نگرش ما به اطراف و درون خودمان در مسیر تکامل قرار میگیرد. من معتقدم، سیستم ایکس و جهانبینی مکمل هم هستند.
همسفر سمیه:
همانطور که میدانیم برای حل مسئله باید قفل و کلید مسئله را پیدا کنیم، در مورد اعتیاد هم این موضوع صدق میکند. تریاک یکی از قویترین نوع مواد است و عوارض شدیدی دارد که بر جسم و روان شخص تأثیر میگذارد. من و مسافرم قبل از آمدن به کنگره برای درمان اعتیاد راههای مختلفی را امتحان کرده؛ ولی به هیچ نتیجهای نرسیده بودیم. بعد از شرکت در جلسات و کلاسهای آموزشی کنگره به این مهم دستیافتیم؛ که راههای درمان مسافرم کاملاً اشتباه بوده است. ما هیچ اطلاعی از مواد و عوارض آن نداشتیم. مصرف مواد مخدر سیستم ضد درد بدن را ضعیف میکند و باعث عدم تولید مواد شبه افیونی در بدن میشود. موردی که برای ما خیلی جالب بود؛ این بود که برای درمان اعتیاد از خود مواد مخدر به نام شربت OT و روش DST استفاده میشود.
بامطالعه کتاب ارزشمند چهارده مقاله متوجه شدم مدتزمان لازم برای درمان 10 الی 11 ماه است. برای درمان اعتیاد درکنگره مهمترین اصل تغییر جهانبینی است که اعتقاددارند اگر جهانبینی شخص درمان نشود شخص نمیتواند به تعادل برسد. خدا را شاکرم که در مسیر زندگی با کنگره آشنا شدم تا بتوانم با افزایش سطح دانایی و آگاهی خود به تزکیه و پالایش خودم بپردازم تا به تکامل برسم و به قدرت مطلق و فرمان عقل نزدیک شوم.
تایپ و ویرایش: رابط خبری همسفر مهتاب لژیون کمک راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویراستار و ارسال: کمک راهنما همسفر الهام (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی شهرری
- تعداد بازدید از این مطلب :
566