English Version
This Site Is Available In English

شرط بزرگ شدن، رعایت ادب است

شرط بزرگ شدن، رعایت ادب است

جلسه هشتم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی بروجن به استادی همسفر اعظم، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر زهرا با دستور‌جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

این دستور‌ جلسه چه چیزی را می‌خواهد به من برساند و آموزش دهد و این‌که من در کجا قرار گرفته‌ام؟ دستور‌ جلسه این هفته سه کلمه کلیدی را با خودش به همراه دارد که در مورد هر کدام می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد: آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی.

در ابتدا باید عرض کنم که آداب از کلمه ادب می‌آید و مجموعه ادب را آداب تشکیل می‌دهد. کسی که تعادل نداشته باشد نمی‌تواند ادب را رعایت کند و برعکس کسی که تعادل دارد یقیناً انسان با‌ادبی است. همه ما رسم و رسوم هر چیزی را می‌دانیم و باید ادب هر چیزی را رعایت کنیم. من در جمعیت احیای انسانی کنگره‌۶۰ یاد گرفته‌ام که انسان از دو بخش تشکیل شده است: یکی جسم و دیگری جان؛ قسمت جسم را که همه رؤیت می‌کنیم؛ ولی قسمت جان همان صور پنهان است که این دو به صورت مساوی با هم رشد می‌کنند و تعادل در آن‌ها وجود دارد؛ چرا که در کتاب ادموند و هلیا گفته شده است: «شرط بزرگ شدن رعایت ادب است.»

همه ما متوجه هستیم اولین محیطی که افراد می‌توانند در آن رشد کرده و آداب معاشرت را رعایت نمایند خانواده است و این خانواده باید ارتباط سالمی را داشته باشد؛ چرا که اعضاء خانواده از هم الگو می‌گیرند و اگر یک خانواده سالم باشد می‌تواند در جامعه با افراد ارتباط خوبی برقرار کند و این‌که ارتباط سالم در خانواده داشتن، روی سلامت جسم و روح افراد خانواده تأثیر زیادی می‌گذارد.

ما در کنگره‌۶۰ خیلی از آموزش‌ها را یاد گرفته‌ایم. در سی‌دی آداب معاشرت مطلبی بود که آقای مهندس حسین‌ دژاکام فرمودند: «درمان، فوق ترک و تعادل، فوق درمان است.» این مطلب چه معنایی دارد؟ یعنی کسی که برای درمان به اینجا می‌آید تنها کافی نیست و همواره به دنبال درمان باید تعادل را هم داشته باشد؛ اگر تعادل باشد می‌تواند به درمان برسد؛ ولی اگر از طریق جهان‌بینی به تعادل نرسد درمان هم صورت نمی‌گیرد مثل خیلی از NGOهایی که برای ترک اعتیاد می‌روند ترک هم انجام می‌شود؛ ولی مهم‌ترین گزینه که همان تعادل است را ندارند و متأسفانه دوباره به مصرف خودشان برمی‌گردند.

کنگره‌۶۰ خیلی زیبا بیان می‌کند که ما باید در هر زمینه‌ای به تعادل برسیم و این تعادل در زندگی خیلی مهم است. زمانی‌که یک مصرف‌کننده شروع به مصرف می‌کند بی‌‌تعادلی در او به‌ وجود می‌آید، از خانه و خانواده دور می‌شود و ارتباطش با خانواده تنگ‌تر می‌شود و این ارتباط خیلی بد شکل می‌گیرد؛ چون دیگر تابع قانون مصرف شده است و هیچ تعادلی در وی نیست و حتی نمی‌تواند هیچ‌گونه ارتباط و آداب معاشرتی برقرار نماید.

مصرف‌کننده سال‌ها با رفتار، گفتار و کردارش بی‌احترامی و بی‌تعادلی را در خانواده به وجود آورده است؛ ولی وقتی در جلسات کنگره شرکت می‌کند و درمانش را به صورت درست انجام می‌دهد و به تعادل می‌رسد می‌تواند به دیگران احترام بگذارد، مسئولیت‌پذیر باشد و قدرشناسی و گفتگو با دیگران را هم یاد می‌گیرد و از همه مهم‌تر اصول صحبت کردن با افراد جامعه را می‌آموزد و این خیلی قشنگ است که جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ یک تکنیک خاصی را برای خودش دارد و ما هیچ‌کدام از انجیوهای دیگر را ندیده‌ایم که این‌گونه باشند.

این‌ها همه مسائل یک مصرف‌کننده بود که ما خودمان می‌دانستیم به خاطر مصرفش چه اتفاقاتی برایش می‌افتد؛ ولی من که این‌جا آمدم تابع چه چیزی بودم؟ مسافرم که مصرف خودش را می‌کرد این من بودم که آداب معاشرت را بلد نبودم، تفکر خودم را بلد نبودم، خیلی دوست داشتم حرف بزنم و دیگران زیردست من باشند، به یک مصرف‌کننده احترام نمی‌گذاشتم؛ چون همیشه می‌گفتم او مصرف‌کننده است و برای خودش یک فرد بی‌ارزشی است.

در کالبد من به هیچ عنوان ادب نبود. بی‌ادبی را خوب یاد گرفته بودم و همیشه در زندگی به دنبال بهانه بودم فکر می‌کردم که هیچ مشکلی ندارم؛ ولی با آموزش‌های کنگره‌۶۰ فهمیدم که من بی‌‌تعادل هستم. راه رفتن، لباس پوشیدن و حتی خنده‌های بی‌موردم قبل از آموزش‌های کنگره‌۶۰ همگی نشان دهنده بی‌تعادلی در من بود. من اینجا آرامش گرفتم و توانستم روی خودم کار کنم.

مصرف‌کننده تحت تأثیر مواد بود و من تحت تأثیر افکار و اندیشه‌های خودم که از تعادل خارج شده بودم؛ چون صور پنهان من به هیچ عنوان تزکیه نشده بود و جلوی هر کاری را در وجود من گرفته بود. من در خود می‌دیدم که آرام باشم؛ ولی از تعادل خارج شده بودم. در آموزش‌های جمعیت احیای انسانی کنگره‌۶۰ یاد گرفتم که باید روی خودم کار کنم تا بتوانم به بعد معنوی برسم تعادل را بلد شوم و انسانی مفید باشم؛ چرا که سفر اول فقط سفری است که ما در آن آشنا می‌شویم و سفر دوم سخت‌تر است؛ چرا که می‌خواهیم به راه خودشناسی و خداشناسی برسیم.

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر حسین
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون هشتم) نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر طیبه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .