English Version
This Site Is Available In English

بی‌ادبی یکی از ریشه‌های حال بد ما

بی‌ادبی یکی از ریشه‌های حال بد ما

این دستور جلسه از سه بخش تشکیل شده: آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی. برای اینکه مفهوم این دستور جلسه را درک کنیم؛ باید معنای لغوی هر یک از کلمات را بدانیم ادب در لغت به معنای ظرف و یا ظرافت زبان و یا همان نیک گفتاری و نیک رفتاری است و آداب مجموعه‌ رفتارها و گفتارهاست.

معاشرت به مفهوم همزیست کردن با دیگران زندگی اجتماعی و روابط اجتماعی، تعادل، پایداری، برابری و توازن، حد و اندازه هر چیزی را دانستن، یعنی شخص در درون خودش به جهان بینی رسیده باشد و مسائل را با نگاه واقع بینانه بنگرد و خداوند را ناظر بر افکار و اعمال خود بداند‌

مسئله تعادل و بی‌تعادلی یک مسئله مهم و حائز اهمیت است، زمانی می‌گفتیم ترک اعتیاد ولی بعد گفتیم درمان اعتیاد. درمان معمولا در قسمت فیزیولوژی انجام می‌گیرد و مسئله درمان یا روانی است و یا فیزیولوژی باید شخص به تعادل برسد.

درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان می‌باشد. درمان و رسیدن به تعادل رمز پایداری ما در زندگی است و طریقه درست زندگی کردن نیز بخشی از پروسه درمان و تعادل است

مشکلی که بشر دارد این است که ذره ذره از تعادل خارج شده است و این بی‌تعادلی مختص به گروه خاصی مثل مصرف کنندگان نیست، بلکه خیلی از انسان‌ها هستند که تحصیلات خیلی بالایی دارند و یا در مراتب بالا از لحاظ پول، اداره و یا کارمند دولتی می‌باشند؛ ولی بی تعادل هستند .

وقتی کسی تعادل نداشته باشد باعث رنج و عذاب اطرافیان و خود می‌شود، یک موضوع مهم دیگر آداب و معاشرت می‌باشد که باز هم به تعادل و بی‌تعادلی ربط دارد چون کسی که ادب دارد یعنی تعادل دارد و کسی که بی‌ادب است تعادل ندارد.

در همه فرهنگ‌ها ادب و مؤدب بودن جایگاه بالایی دارد و به استناد خرد جهانی تمام انسان‌ها مؤدب بودن را دوست دارند بی‌ادبی را نمی‌پسندند، ادب و رعایت آن می‌تواند سازنده زیباترین لحظات زندگی ما باشد و بی‌ادبی می‌تواند یکی از ریشه‌های حال بد ما باشد.

وقتی ما وارد مرحله انسانی می‌شویم هر چیزی تعریف شده است یعنی ما هیچ چیز نداریم که قانون یا روش نداشته باشد
آداب معاشرت مبحثی است بسیار گسترده که تقریباً تمام جنبه‌های زندگی ما را در بر می‌گیرد که آقای مهندس حسین دژاکام به چند نمونه‌ از آن‌ها اشاره کرده اند:

۱.غذاخوردن، چقدر غذا خوردن و چگونه غذا خوردن هم آداب خود را دارد. بعضی‌ها در مهمانی‌ها بشقابشان را از همه مدل غذا و خورشت پر می‌کنند و در آخر هم نمی‌توانند آن‌ها را بخورند؛ باید یک نوع غذا را تعیین کنیم یا غذای گوشتی و یا غذای گیاهی که معده بتواند آن‌ را هضم کند و چند رقم غذا و خورشت در مهمانی برای این است که اگر کسی یک نوع خورشت را دوست ندارد، خورشت دیگری باشد تا بخورد موقع غذا خوردن صحبت نکنید با دهان بسته غذا را بجوید در غذا خوردن حد تعادل را نگه دارید امساک و یا زیاده‌روی نکنید کسی که این‌ آداب را رعایت کند انسان با ادب کسی که این آداب را رعایت نکند انسان بی‌ادب است.

۲.راه رفتن
چگونه راه رفتن هم رسم و روشی دارد اگر غلط راه بروید آرتروز گردن کمر یا دیسک می‌گیرید اگر پاها خیلی خیلی باز باشد دچار مشکل دیگری می‌شوید، راه رفتن در مکان‌های شلوغ مثل بازار اگر آرام باشد سد معبر می‌کنید و اگر خیلی تند بروید به آدم‌های دیگر برخورد می‌کنید.

۳.سخن گفتن:
سخن گفتن هم آدابی دارد انسان باید موقع صحبت‌ کردن به حرف‌ها و گفته‌هایش کاملاً مسلط باشد، باید بداند که چه حرفی را بگوید و چه حرفی را نگوید‌ یک‌ مرتبه حرف زشتی از دهانش بیرون نیاید، وقتی حرف می‌زند شمرده و لغات را کامل بیان کند، وسط حرف‌ زدن کسی نپرد، اگر این‌ها را رعایت نکند کاملاً بی‌ادب اطلاق می‌شود (هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد).

۴.مهمانداری:
مهمان‌داری نیز آداب خاص خودش را دارد، وقتی شما مهمان دارید؛ باید خودتان سر سفره با مهمان بنشینید و غذا بخورید اولین کسی که غذا را شروع می‌کند باید صاحب‌خانه باشد و آخرین نفری هم که غذا را تمام می‌کند باید صاحب‌خانه باشد؛ بنابراین باید غذای خودش را خیلی آرام شروع کند تا مهمان هم خجالت نکشد و شروع به خوردن کند
صاحب‌خانه باید طوری غذاخوردن خود را تنظیم کند زمانی‌ که مهمانش دست از غذا کشید آن موقع او هم دست از غذا بکشد.

۵.ماشین سواری
ماشین‌سواری هم آداب‌ معاشرتی دارد. ویراژ دادن، تند رفتن، بوق زدن، پارک‌ کردن وسط خیابان یا دوبله و یا جلوی پل سد معبر کردن، آشغال‌های ماشین را در خیابان یا اتوبان خالی کردن، بی‌ادبی است

۶.روابط عمومی
آقایان باید بدانند وقتی با خانم‌ها صحبت می‌کنند چطور صحبت کنند از ضمیر مفرد استفاده نکند و یا به عکس آقایان با آقایان از لغات عزیزم جونم هم می‌گویم و خانم‌ها هم به همدیگر می‌گویند ولی آقایان به خانم‌ها و خانم‌ها به آقایان که نمی‌شناسند و نسبت نزدیکی ندارند نمی‌توانند این لغات را به کار ببرند. دوست و آشنا، بقال، کودک، پیر و جوان هر کدام یک جور است .

۷.ادارات:
مراجعه به ادارات یک شرایط و دیپلماسی دارد که اگر شما آن شرایط را رعایت نکنید کارتان را انجام نمی‌دهند و در کار شما مشکل ایجاد می‌کنند. شما وقتی وارد اداره می‌شوید اجازه ندارید روی صندلی بنشینید، مگر اینکه مسئول آنجا به شما بگوید بفرمایید بنشینید.

در اداره و یا حتی بقالی باید نوبت را رعایت کنیم، اگر دو نفر با هم صحبت می‌کنند مزاحم نشویم تا حرف‌هایشان تمام بشود شاید یک حرف خصوصی دارند، انسانی که دروغ می‌گوید بی‌تعادل است. انسانی که سخن چینی می‌کند بی‌ادب است. انسانی که تجسس می‌کند بی‌ادب است. انسانی که حریم شخصی دیگران را نگه نمی‌دارد بی‌ادب است چون فلز خودش خراب است.

هر انسانی چه مذکر و چه مؤنث و چه کوچک و چه بزرگ یک حریم دارد که باید این حریم به وسیله دیگران محترم شمرده شود، تربیت این نیست که وارد حریم یکدیگر بشویم ما باید خیلی مسائل را با رفتار و کردار درست خود به بچه‌هایمان یاد بدهیم، موبایل، جیب، کیف و وسایل هر شخص حریم شخصی فرد محسوب می‌گردد.

من به عنوان مادر و یا پدر و یا همسر حق وارد شدن به این حریم‌ها را ندارم مگر در یک شرایط خاص و به صورت نامحسوس زیرا شکستن حریم دیگران به معنای عدم اعتماد به نفس ایجاد فاجعه و یک نوع بی‌ادبی است.

۸.زمان:
وقت شناسی جز ادب و وقف نشناسی بزرگترین بی‌ادبیست، در لژیون داری یک سری آداب معاشرت وجود دارد که باید آن‌ها را رعایت کنیم چه کسی حرف بزند؟ چه موقع حرف بزند؟ چه موقع حرف نزند؟ راهنما یک حریم دارد و باید نظم را به بچه‌ها یاد بدهد به موقع هم تنبیه کند و هم آموزش بدهد و ادب را باید در لژیون فرا بگیرد.

هیچ انسانی بد نیست اگر بدی می‌کند به دانایی و آگاهی نرسیده است، انسانی که بداند بدی نمی‌کند همه بدبختی بشر از جهل و نادانی اوست، بعضی زمان‌ها مفاهیم بعضی از واژه‌ها در یک جامعه عوض می‌شود، مثلاً دزدی کردن رشوه گرفتن و احتکار کردن را از زرنگی افراد می‌دانیم در صورتی که اختلاس، احتکار و دزدی از زرنگی نیست.

ما لغت‌ها را جابجا کردیم و اسم‌های خیلی خوبی گذاشتیم و این‌ها در یک جامعه خطرناک است، بدی را کسی می‌کند که نمی‌داند و یا خوبی را یاد نگرفته باشد انسان‌هایی بدی می‌کنند که نمی‌دانند و یا خوبی را یاد نگرفته باشند و خوبی را بلد نیستند، انسان‌ها اگر آگاه باشند گناه نمی‌کنند انسان‌ها اگر مرتکب خطا می‌شوند ریشه آن از همان نادانیست
انسان‌ها اگر دانا و آگاه باشند به نیازمندی نمی‌رسند، منظور از آگاهی و دانستن همان تفکر، تجربه و آموزش است که ما باید ذره‌ذره دانش خود را بالا ببریم.

آقای مهندس حسین‌دژاکام در سخنان خود می‌فرمایند: «من در زندگیم به گونه‌ای رفتار می‌کنم و دیگران را مجبور می‌کنم که به من احترام بگذارند» پس من می‌توانم با انجام دادن آداب معاشرت صحیح باعث شوم دیگران رفتار من را الگو قرار دهند و حد و مرز خود را در رابطه با رفتار با من رعایت کنند از این رو همیشه با من با احترام برخورد خواهند داشت و به یاد بیاورم که با انسان‌ها طرف هستم این انسان‌ها اشخاصی هستند که احساس دارند و به احتمال زیاد اشخاص دیگری هم در جهان هستند که آنها را دوست دارند و باید بدانم با دیگران همانطور رفتار کنم که دوست دارم آنها با من رفتار کنند.

منابع: سی‌دی «آداب معاشرت»
نویسنده: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فردوس رهجوی راهنما همسفر فرزانه ( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .