English Version
This Site Is Available In English

ادب ما نسبت به کنگره60 بسیار مهم است

ادب ما نسبت به کنگره60 بسیار مهم است

حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌‌فرمایند: بهترین شرافت، ادب نیکوست و نیکوترین ادب آن است که تو را از گناهان بازدارد. تعادل به معنی مدیریت زمان بهتر نیست، به معنی مدیریت بهتر حد و حدودها است. تعادل به معنی انتخاب کردن است، به معنی لذت بردن از انتخاب‌ها است. وقتی‌ ما در لحظه زندگی می‌کنیم تعادل داریم، هوشیار هستیم و می‌توانیم بفهمیم که کجا و چه موقع از تعادل خارج می‌شویم.

زندگی برای ما حکم یک‌ بندبازی را دارد و ما به‌عنوان یک‌ بند‌باز زمانی می‌توانیم از سقوط جلوگیری کنیم که بتوانیم تعادل خود را حفظ کنیم. وقتی ما درگیر گذشته‌ خود هستیم، وقتی اسیر هر آنچه از دست‌ داده‌ایم هستیم تعادل زندگی‌مان را از دست می‌دهیم.

مدام خود را سرزنش می‌کنیم که چرا چنین شد و چرا چنان شد، همین وسواس و حوزه‌ی افکار باعث می‌شود نسبت به هر آنچه که اکنون داریم، نسبت به لذت‌ها و نعمت‌هایی که اکنون و در زمان حال داریم دچار ناسپاسی و حتی بی‌ادبی شویم.

پس ادب در زندگی ما حکم یک بال را دارد ما با این بال، هم می‌توانیم پرواز کنیم هم می‌توانیم سقوط کنیم در حقیقت اگر بال ادب ما شکسته شود تعادل زندگی ما به هم می‌خورد. پس ادب و تعادل کاملاً باهم رابطه‌ مستقیم دارند و مثل حلقه‌های زنجیر به هم متصل هستند.

ادب در تمام خطوط زندگی ما نقش و جریان دارد. در حریم خصوصی و زناشویی، در برخورد با دیگران، در برخورد با شخص خودمان، در برخورد و رفتار با طبیعت، رها کردن یک زباله هر چند ناچیز در طبیعت بی‌ادبی من نسبت به محیط‌زیست است، صدا کردن فرزندم با القاب زشت، بی‌ادبی من نسبت به کودکم است، اهانت من به جسم خودم به این‌که چرا من چاق هستم یا چرا زشت هستم، بی‌ادبی من نسبت به خودم است و... ما حتی در شوخی‌های خودمان هم باید ادب را رعایت کنیم

حدود و مرز بین شوخی اگر برداشته شود تبدیل به بی‌ادبی می‌شود. در آخر ادب ما نسبت به کنگره۶۰ بسیار مهم است، احترام به پیشکسوتان، احترام به مقام بالاتر از خودمان، احترام و رعایت ادب نسبت به راهنمایان و ادب و احترام به بقیه‌ دوستان، حتماً باید رعایت شود. به اعتقاد من شروع ادب و تعادل، دادن یک سلام است آن‌هم با یک لبخند زیبا.

در مورد تعادل و بی‌تعادلی باید بگویم که جهان هستی و طبیعت با تعادل خلق‌ شده است و با رعایت کردن و  برنامه‌ریزی یک‌سری مسائل از جانب انسان و سایر مخلوقات هستی در تعادل می‌ماند. همین‌طور انسان‌ها با توجه به صور آشکار و صور پنهان باید یک‌سری مسائل را رعایت کنند تا از تعادل خارج نشوند. متأسفانه از زمان خلقت و جهان هستی تاکنون انسان‌ها با انجام دادن یا انجام ندادن یک‌سری مسائل، هم جهان هستی و هم جهان درون خودشان را از تعادل خارج کرده‌اند.

بعضی از انسان‌ها تصور می‌کنند کسانی که از حالت تعادل خارج‌ شده‌اند افرادی هستند که درگیر بیماری اعتیاد شده‌اند در صورتی‌ که شرایط دیگری نیز برای خارج شدن از تعادل وجود دارد که در حال حاضر متوجه شدم، نداشتن آگاهی و یا دانش کم باعث به وجود آمدن بی‌تعادلی در خودمان و در جهان هستی شده است.

یکی از دلایل خارج شدن از تعادل، تجاوز از حد خود و رعایت نکردن حق‌ و حقوق و حرمت خود و اطرافیان است. مثلاً آداب و معاشرت که پیرو آن ادب و بی‌ادبی را به دنبال دارد. حال اگر ما یاد بگیریم آداب هر چیزی را رعایت کنیم هم به خودمان آرامش می‌دهیم و هم به دیگران.

اگر در معاشرت خود مرزها را نشکنیم و به حرمت‌ها احترام بگذاریم می‌توانیم به تعادلی که گفته‌ شده دست پیدا کنیم، در واقع من فهمیدم تنها چیزی که باعث می‌شود هم خودم تعادل داشته باشم و هم با رفتارم تعادل جهان را بر هم نریزم عشق است؛ به عقیده من هستی بر مبنای عشق و به دنبال آن تعادل آفریده‌ شده است تا زیبایی قدرت خداوند را به ما نشان دهد همچنان با درک این مفاهیم به وجود خداوند ایمان کامل بیاوریم.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عفیفه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عفیفه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم)
نمایندگی همسفران بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .