جلسه هفتم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجن به استادی راهنمای ویلیام همسفر فرزانه، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر صغری با دستورجلسه «دخانیات: (سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ)» روز دوشنبه ۱۱خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز، دخانیات: (قلیان، سیگار، ناس، پیپ، ویپ و هر چیزی که شامل نیکوتین است) میباشد. قلیان را اول گفتم چرا که همه فکر میکنند قلیان یک چیز خیلی عادی است. مهمترین قسمت بدن ریه است که دارای حبابچههایی است که هوا را وارد ریه میکنند و این حبابچهها یک سری پاکبان دارند که کار پاکسازی ریه را به عهده دارند. زمانی که فردی سیگار و قلیان میکشد باعث میشود که این پاکبانها خیلی سیاه و مثل قیر شوند و به درستی نتوانند ریه را پاکسازی کنند. زمانی که ریه درست پاکسازی نشود اکسیژن کافی وارد ریه نمیشود، سیستم ایمنی بدن از کار میافتد و بدن در مقابل بسیاری از بیماریها سازندگی لازم را ندارد.
سیگار، قلیان و هر چیزی که نیکوتین داشته باشد از سدخونی مغز عبور کرده و وارد مغز میشود؛ زمانی که فرد سیگار و قلیان میکشد نیکوتین که از بیرون وارد میشود جایگزین نیکوتین طبیعی شده و این عمل جایگزینی آرامش خاصی به انسان میدهد و عدم مصرف آنها باعث بهم ریختگی در انسان میشود. اثر نیکوتین در فرد ۲۰ دقیقه است که بعد از ۲۰ دقیقه بدن دوباره نیاز پیدا میکند؛ پس دلیل اصلی و اساسی اعتیاد به سیگار و قلیان همان عملیات جایگزینی است و یک راه درمان دارد اینکه ما نیکوتین را به صورت خوراکی جایگزین آن کرده و به مرور آن را کاهش دهیم تا سیستم مغز دوباره به حالت طبیعی و اولیه برگردد.
زمانی که ما به عنوان همسفر وارد کنگره میشویم اولین توصیهای که به ما میشود این است که از ضدارزشها دوری کنیم؛ قطعاً هر چیزی که برای جسم و روان ما ضرر دارد یک ضدارزش است. اصلاً کاری به نگاه جامعه و اینکه دیگران در مورد من که قلیان یا سیگار مصرف میکنم چه فکری میکنند، ندارم؛ خیلی مهم است که من بدانم تا چه حد به جسم خود آسیب میرسانم. اگر فردی باشم که در کنگره آموزش میگیرم، آموزشها را کاربردی کنم و درک کنم که این عمل یک ضدارزش است و به جسم خودم آسیب میرسانم حتی یک لحظه هم برای درمان خودم درنگ نمیکنم.
با توجه به اینکه بخش همسفران، درمان نیکوتین دارد و رهجو راحت میتواند به راهنما مراجعه کرده و کار درمانش را به طور خصوصی انجام دهد؛ حال چرا من باید سالهایی که میتوانستم پوست خوب، دندانهای سالم و ریه سالمی داشته باشم و از اعصاب و روان متعادلی برخوردار باشم، اینها را از خودم دریغ کنم. وقتی این خواسته درون ما به وجود آید که نیکوتین را درمان کنیم و از مصرف قلیان و سیگار خودداری کنیم باید این خواسته را ببینیم و دنبالش کنیم نه اینکه از آن بگذریم.
مصرف قلیان و سیگار همیشه حس آرامش و حال خوب نمیدهد؛ بلکه از یک جایی به بعد باعث ایجاد تپش قلب، استرس و اضطراب میشود و دیگر آن حال خوش وجود ندارد. مسافر درمان میشود؛ ولی همسفر هنوز روی مصرف خود مانده و از همه جا بیخبر و شاکی از این موضوع؛ پس زمانی که میخواهیم ضدارزشی را کنار بگذاریم و وارد یک مسیر درست شویم ذهن ما شروع به استدلال با دلایل مختلف میکند که چرا من باید این کار را انجام بدهم؟ نمونهای از این استدلالها این است که ما گاهی ضدارزشها را ارزش و گاهی ارزشها را ضدارزش میدانیم.
زمانی که در فضای باز قلیان یا سیگار میکشیم مهم نیست کسی ببیند و خجالت نمیکشیم؛ ولی الان که میخواهیم این ضدارزش را کنار بگذاریم و تبدیل به ارزش کنیم این مسئله در ذهن ما خطور میکند که خجالت میکشم، ممکن است آبروی من برود و فلانی بفهمد؛ البته من بعید میدانم که این تفکر فردی باشد که در کنگره در حال آموزش گرفتن است. خیلی وقتها ترس به سراغ ما میآید ترس از قضاوت، ترس از اینکه دیگران در مورد ما چه فکری میکنند، ما باید حافظ حرمت کنگره و حرمت همدیگر باشیم و به عنوان عضوی از کنگره کاری نکنیم که به واسطه نگاه، رفتار و یا حرکتمان کسی از مسیر درست منحرف شود. اشتباهی که میکنیم این است که ما فکر میکنیم همیشه وقت هست. من که از فردای خودم خبر ندارم؛ پس این خیلی خوب است که ما سر بزنگاه زندگی، خودمان را بشناسیم و بدانیم وقتی خواسته به سراغ ما میآید که دیگر مصرف سیگار و قلیان نداشته باشیم؛ باید پیگیر باشیم و در لحظه انجامش دهیم. اگر به دنبال آرامشیم اگر دائماً شکایت داریم باید بساط دود را از خانهمان جمع کنیم.
همسفری میگفت: تنها دلیلی که من میخواهم سفر کنم این است که سفر مسافرم تمام شده و ترس از این دارم که دود قلیان من باعث شود مسافرم دوباره برگشت کند؛ پس من همسفر باید حواسم را جمع کنم که اگر میخواهم آرامش در زندگی داشته باشم بساط دود و قلیان و سیگار را از خانهام جمع کنم چرا که همه فکر میکنند که قلیان یک عمل ساده و عادی است در صورتی که ضررش از سیگار بدتر است.
مصرفکنندهای که تکلیفش با خودش روشن نیست هیچ وقت خدمتگزار صادقی نمیشود حال خوب و مسیر مشخصی هم ندارد؛ پس وقتی وارد کنگره میشویم دست خالی بیرون نرویم. کنگره سفرهای است که خداوند برای ما انداخته؛ پس باید روزی خودمان را برداریم. اگر همیشه بهمریختهایم و حال خوشی نداریم دلیلش مصرف سیگار و قلیان است؛ پس باید پا روی ترسمان بگذاریم چرا که رهایی از بند نیکوتین مثل خود بهشت است. یک همسفر با رهایی از بند نیکوتین میتواند خدمتگزار صادقی شود و با کمک به دیگران رسالت خودش را در کنگره به انجام برساند.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر طیبه و مسافر حسین
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عفیفه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر طیبه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی بروجن
- تعداد بازدید از این مطلب :
318