جلسه هفتم از دوره ششم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابهر، به استادی مسافرمحمود (اسیستانت دیدبان ) نگهبانی مسافررضا و دبیری مسافرسعید با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من » پنجشنبه 7خرداد ۱۴۰۵ ساعت 16.30 آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر. در رابطه با دستور جلسه و «وادی سوم» باید دانست که هیچ موجودی به اندازه خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند. وقتی انسان در مسیر اعتیاد قرار میگیرد، آرامآرام توانایی انجام کار از او گرفته میشود و انتظارش از خودش کمکم به بیرون منتقل میشود؛ یعنی به خانواده و اطرافیانش. او انتظار دارد که دیگران بنشینند و همه کارها را برایش انجام دهند. همین انتظار، یکی از عوامل اصلی شکست انسان در اعتیاد است، چون دیگر نمیتواند روی پای خودش بایستد و مسئولیت زندگیاش را بپذیرد.
خیلیها در این شرایط تصور میکنند که همسرشان تا آخر وظیفه دارد آنها را تحمل کند؛ کارهایی را که انجام میدهند و شکستهایی را که در زندگی به وجود میآورند، سرافکندگیهایی را که در خانواده و جامعه ایجاد میکنند، همه را همسرشان باید به دوش بکشد. یا گاهی تصور میکنند مادر، پدر، فرزند یا دیگر اعضای خانواده باید تا همیشه این وضعیت را بپذیرند و بگویند او مصرفکننده شده و تا آخر عمر هم باید همینگونه بماند. اما واقعیت اینگونه نیست.
وقتی ما پای آموزشهای کنگره مینشینیم و قدم در این مسیر میگذاریم، آرامآرام یاد میگیریم که باید به بسیاری از چیزها فکر کنیم؛ باید بیاموزیم چگونه حرف بزنیم، به چه چیزهایی فکر کنیم، به چه چیزهایی فکر نکنیم و بسیاری نکات دیگر که از وادی اول تا وادی چهارم به ما آموزش داده میشود. در وادی سوم، نشانهای از تفکر و مسیر یا جهت تفکر مطرح میشود. پیام اصلی این وادی این است که من بدانم هیچکس به اندازه خودم به من فکر نمیکند.
شما تصور کنید یک پدر یا مادر، آیا واقعاً از فرزند خود میگذرد؟ به خدا، میگذرد. من دیدهام که میگذرد. گاهی فرزند به جایی میرسد که پدر و مادر میگویند: «خدایا، کاش خبر مرگش برسد.» این، اوج درد و رنجی است که آنها تحمل میکنند. وقتی یک همسر در اوج جوانی، به بدترین شکل ممکن خانوادهاش را عذاب میدهد و شأن مرد بودن و همسر بودن خود را زیر پا میگذارد، بهگونهای که باید در زبالهها دنبالش بگردند، همان همسر هم گاهی باعث میشود که خانواده از شدت رنج بگویند: «خدایا، خبر مرگش برسد.»
واقعیت این است که حتی همان پدر و مادر هم، هرچند از ته دل چنین چیزی را نمیخواهند، اما گاهی مجبور میشوند چنین آرزویی کنند. چرا؟ چون آن فرزند، آن پارهتنِ پدر و مادر، آنقدر آنها را در فشار و رنج قرار میدهد که میخواهند هرچه زودتر این وضعیت تمام شود. این خواسته از سر دلسوزی نیست، بلکه از شدت رنج و فشاری است که بر آنها وارد شده است. چون پدر و مادر هم میخواهند زندگی کنند و این فرزند نیز باید زندگی کند، اما او آنقدر آنها را عذاب داده که حتی به چنین فکری وادار میشوند؛ چرا که جان، شیرین است.
به عنوان یک سفر اولی، مخصوصاً در این مسیر درمانی، وظیفه من این است که از این قانون به نفع خود بهره ببرم. نباید منتظر بمانم تا برادرم به کمکم بیاید یا راهنمای عزیزم از من چیزی بخواهد. من باید روی پای خود بایستم. باید این مسئله را از این زاویه نگاه کنیم. کسی که در حال مصرف مواد مخدر است و به دنبال فازهای توهمی است، در آن لحظه نیز درگیرِ افکارِ خود و تلاش برای رسیدن به حالِ خویش است، نه اندیشیدن به دیگران.
بنابراین، با درک این قانون و اولویت دادن به خویشتن، انتظارمان را از دیگران کاهش داده و تمرکز را بر خودمان افزایش میدهیم. اینجاست که مفهوم “آرامش” برای من معنای دیگری پیدا میکند.
شخصاً شاهد بودهام؛ سالها پیش، پیرمردی صاحب مغازه که بسیار به مال و اموال اهمیت میداد، روزی بیمار شد. هنگام عیادت، دیدم که او تنها به دنبال رسیدن به آرامش بود و دیگر برایش تعداد مغازهها یا خانهها اهمیتی نداشت. این نشان میدهد که در نهایت، همه ما به دنبال همان آرامش هستیم.
اگر در مسیر کنگره ۶۰ قدم برداریم و این آموزشها را در وجود خود نهادینه کنیم، مطمئناً به آن آرامش دست خواهیم یافت. مسئولیت زندگیمان را خودمان بپذیریم و به هیچکس واگذار نکنیم. این مسیر، ما را به آرامش واقعی رهنمون خواهد کرد."
در پایان چهاردهمین سال رهایی قادر عزیز را به خانواده محترم کنگره 60 جناب مهندس و مادر محترمشان تبریک میگوییم و آرزوی موفقیت برای قادر عزیز را دارم.
.jpg)
چهاردهمین سال رهایی راهنمای محترم قادر
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تنظیم و ارسال: مسافر علی
تصویروصدا : مسافر ابوالفضل
کنگره 60 نمایندگی ابهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
198