1. برای این که با شما آشنا شویم لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

اینجانب بهنام متولد 1369 و به مدت 13 سال تخریب داشتم و آخرین آنتی ایکس مصرفی گراس، قرص، LSD، الکل و 14 ماه سفر کردم و در حال حاضر 2 ماه و 4 روز رهایی دارم.
2: مقداری از زندگی قبل از کنگره 60 برایمان بگویید؟
در اصل نمی شود گفت زندگی، بیشتر شبیه گذشت زمان و گذراندن زندگی بوده، مسلمأ در دوران مصرف مواد مخدر، من در ته چاه بودم و روز را شب و شب را روز می کردم تا زندگیم بگذرد ولی خدا را شکر از وقتی به کنگره 60 آمدم و پیش وند اسمم مسافر شد همه چیز یک رنگ و بوی تازه ای گرفت و تازه می فهمم که چه می شود و چه نمی شود و چه چیز یاد می گیرم و چه چیز یاد نمی گیرم و چه می بینم و چه نمی بینم.
3. آیا قبل از کنگره 60 به غیر از اعتیاد بیماری خاصی که در کنگره 60 به درمان رسیده باشد، داشتید؟
من از 9 سالگی قرص مصرف می کردم به خاطر این که می گفتند که پیش فعال هستم تا سن 14 سالگی که بعد از آن هم با مواد مخدر آشنا شدم و افسردگی خیلی شدیدی داشتم که خدا را شکر در طول درمان اعتیاد در کنگره 60 همه اینها خوب شدند.
4. در موقع سفر اول فکر می کردی که یک روزی مانند این لحظه در مورد سفر دوم صحبت کنید؟
هیچ موقع به این که در مورد سفر دوم صحبت کنم فکر نکرده ام ولی همیشه در سفر اولم آن حس رهایی را داشتم یعنی همان امید به رهایی را با خودم تصور می کردم و رهایی از اعتیاد همیشه با من بود.
5. 2 ماه است که در سفر دوم هستی، سفر دوم را چگونه می بینی؟
من سفر دوم را اول در سفر اول می بینم، در سفر اول مسافر آموزش می بیند که در سفر دوم آن آموزشهایش را اجرایی کند و در مواقعی که وضعیت بحرانی است بتوانیم از آن آموزشها استفاده کنیم و لحظه های سخت و مواقعی که به دانایی احتیاج است بتوانیم از آن دانایی استفاده کنیم.
6. حس شما در لحظه رهایی از اعتیاد چه بود؟
من 2 ماه است که از بند اعتیاد رها شده ام، لحظه رهایی، لحظه ای است که باید هر سفر اولی خودش تجربه کند و فقط این را می دانم که در آن لحظه من هیچ چیزی نمی شنیدم و چیزی نمی دیدم و ضربان قلبم خیلی آرام می زد و می توان گفت که اصلاً در آن لحظه روی زمین نبودم تا حتی 4 روز بعد هم من هیچ چیزی متوجه نبودم.
7. جایگاه خدمتی شما در حال حاضر چیست و دوست داری به چه جایگاهی برای خدمت کردن برسی؟
روزهای شنبه از صبح زود به کنگره می آیم و در قسمت اطلاعات و در قسمت کارت عضویت خدمت می کنم و برایم فرقی نمی کند که در طول روز در کنگره چکار بکنم و هر کاری که حالم را خوب تر کند و آموزشی برایم داشته باشد در آنجا خدمت می کنم.
8. برای بچه های سفر اول چه پیشنهادی داری؟
به عنوان یک تجربه می گویم که قدر صندلی هایی که روی آنها می نشینند را بدانند و به خودشان ایمان داشته باشند و به تمامی حرمتها و قوانین احترام بگذارند تا بتوانند فرماندهی جسم خود را به دست بگیرند و معنی سفر را متوجه شوند.
9. حس شما نسبت به راهنمایتان چگونه است؟
بعضی مواقع دوست داشتن از مرز خود می گذرد و مجذوب شخصی می شوید و شاید هم مجذوب نباشم و عاشق باشم اصلاً نمی شود چیزی گفت و بیان کرد و راهنما، موقعی که من از خود و همه چیز گذشته بودم به پای حرفهایم نشست و من را درک کرد و در حال حاضر خدا را شکر می کنم که می توانم صحبت کنم و معنی زنده بودن را بفهمم، خیلی زحمتها برایم کشیده و امیدوارم بتوانم فرمانبردار خوبی باشم.
10. آیا آموزشهای کنگره 60 در زندگی شخصی شما تأثیری داشته است؟
سعی می کنم که تا حد امکان آموزشهای کنگره را کاربردی کنم و آموزشهایی که من در کنگره 60 می گیرم اگر در زندگی استفاده نکنم که اصلاً موفق نمی شوم تا حرکت کنم و کلاً ما در همه جا در حال آموزش هستیم چه در کنگره و چه در زندگی شخصی خودمان و آموزشهای کنگره مانند کلیدی است که به همه قفلها می خورد و می شود تمامی قفلها را با آن باز کرد و جنس این کلید همان دانایی است که ما آموزش می گیریم و فقط باید صورت مسئله را پیدا کنیم تا بتوان به راحتی از آن کلید استفاده کرد.

11. آیا از نشریات کنگره استفاده می کنید و آیا نشریات در آموزش شما نقشی داشته؟
حتماً باید استفاده کرد و اگر از نشریات کنگره 60 استفاده نکنم یک جای آموزش می لنگد و من سعی می کنم که CD های کنگره 60 را بنویسم تا بیشتر متوجه آن شوم و کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر به عنوان باز کننده مشکلاتم بود و هر موقع مشکلی داشتم با پیامی که در کتاب می دیدم نیمی از مشکلم حل می شد و فقط باید حرکت می کردم تا مشکلم کاملاً حل شود و اگر نشریات را از آموزشها قلم بگیریم اصلاً شخص به درمان واقعی نمی رسد چون در مولفه درمان جسم، روان، جهان بینی است و نشریات کنگره 60 ضلع جهان بینی شخص را به تعادل می رساند، حالا تصور کنید که یک مثلث داریم که یک ضلع آن شکل نگرفته است آیا آن مثلث می تواند استواری خود را حفظ کند یا با یک تلنگور فرو می ریزد.
12. اولین تعبیری که از شنیدن این کلمات به ذهن شما می رسد را برای ما بیان کنید؟
مصرف کننده: بیمار سفر در کنگره: بهشت
کنگره 60: ورودی بهشت مهندس دژاکام: برکت
همسفر: نعمت راهنما: عشق
مسافر: در راه بهشت
13. حرف آخر شما؟
من تجربه خودم را می گویم، من سفر را به عنوان یک نعمت می دانم و شانس آخر زندگیم می دانستم و با خود می گفتم که یا باید درمان بشوم یا باز باید درمان بشوم و امیدوارم که قدر کنگره 60 را همه بدانند و با خودشان رو راست باشند و همه سفر اولی ها معنی سفر دوم را درک کنند و بچه های سفر دوم هم معنی جایگاهی که دارند را درک کنند.
تهیه گزارش: مسافر سجاد
مورخ: 25/03/1392
منبع: وبلاگ نمایندگی آکادمی
-
منبع:
- چهار شنبه 29 خرداد 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
1341