روز پنج شنبه مورخ 19/02/1392 نمایندگی فلاح، سری كارگاه های آموزشي عمومي به استادی آقای علی خدامی (دیده بان تحقیقات کنگره 60)، با دستور جلسه كتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاوير آن و نيز جشن سومین سال رهایی حسن فراهانی و حسين شعبانی با شكوه بسيار برگزار گرديد.

خلاصه سخنان استاد:
تجربيات لحظه ای آقای مهندس در طول درمانش به روش تدريجی كه با الهام از رمضان سال 1375 آغاز شده بود در كتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر جمع آوري گرديد و هم اكنون اين كتاب به چاپ هفدهم خود رسيده است و پرفروشترين كتاب در حوزه درمان اعتياد می باشد و خودآموز و راهنمای درمان اعتياد است كه گره های كور بسياری را در اين حوزه باز می كند. در اين كتاب علاوه بر متن از موسيقی و تصاوير هم برای انتقال مفاهيم عظيم آن استفاده شده است.
موسيقی روز چهارشنبه كه در نمايندگی آكادمی برای اعلام رهايی نواخته می شود مربوط به آخرين تصوير كتاب كه تصوير اسكی بازان است می باشد، خواندن و مسلط بودن بر كتاب، برای تمامی اعضاء كنگره لازم و ضروری است، اين كتاب مادر تمام آموزشهاست، تمام مقالات، جهان بينی و مكتوبات موجود در كنگره با الهام از كتاب شكل گرفته است و اما تصاوير كتاب:
تصوير روی جلد: نمادی از قدرت خداوند است، مجاورت كوير و دشت با اين فاصله كم در طبيعت غير ممكن است ولي در طبيعت آدمی، كوير لم يزرع و منطقه سرسبز در مجاورت يكديگر قرار دارند و ما هر لحظه با اعمالمان تعيين می كنيم كوير باشيم يا دشت، بهشت باشيم يا جهنم، در كسری از ثانيه می توانيم وضعيت را تغيير دهيم، جمع اضداد را در اين تصوير می بينيم.
تصوير پشت جلد: فراخوانی است برای خدمت، بياييد اين آتش ويرانگر را مهار كنيم، مربوط به كسانی است كه رها شده اند و به سفر دوم پا گذاشته اند.
تصاويری كه مربوط به يخبندان است شرايط سفر اول را نشان می دهد، تصوير صفحه 70 مربوط به آغاز سفر است كه با اتومبيلی نه چندان سالم در مسيری خطرناك در حال حركت است و اين حساسيت و شرايط سخت اوايل سفر و درمان را بيان می كند، در تصوير دوم كمی شرايط بهتر شده است و نورخورشيد ديده می شود و اين نشان از باز شدن حس هاست هر چند هنوز، شرايط مساعد نگشته است و احتمال سقوط وجود دارد، در تصويری كه گل چسبناك است (نزديك رهايي) در نهايت به اسكی بازی می رسيم كه آغاز فصل جديدی در سفر است (آغاز سفر دوم ) و ديگر سمبل ها كه با تصاوير زيبا مفاهيم را انتقال می دهند از جمله درخت پوسيده كه جسم آلوده را و اسب بازيابی نيروهای از دست رفته است.
دسته ديگر از تصاوير مربوط به نبرد درون است كه از زيباترين تصاوير كتاب است و مربوط به جهان بينی و انديشه و تفكرات انسان است و اوج فشارها و جدال نفس و عقل را به تصوير می كشد كه امداد خداوند به وسيله نوری بر فراز آسمان ظاهر می گردد كه راه را نمايان می سازد. تفكر روی تصاوير و الهام و برداشت حقيقت و پيامها از اين تصاوير برای سفر اولی ها از اهميت بالايی برخوردار است و در هر مقطع از سفر بايد انطباق خود با يكی از تصاوير را تشخيص دهيم.
سخنان استاد در مورد حسن فراهانی:
تمام ما حكم نيروهايی را داريم كه زمانی يكديگر را گم كرده بوديم و دوباره يكديگر را پيدا می كنيم، گويی بچه های كنگره هزاران سال است كه يكديگر را می شناسند، اين پيدا كردن زمانی اتفاق می افتد كه در صراط مستقيم باشيم، برای اين كه خود را بيابيم علاوه بر تفكر و تلاش بايد در صراط مستقيم باشيم، پيدا كردن خود يكی از لذت بخش ترين اتفاقاتی كه در زندگی انسان رخ می دهد و تمام بچه هايی كه به كنگره می آيند اين لذت را تجربه خواهند كرد.
حسن وقتی آمد مصرف كننده بالای ترياك و بيش از 100 قرص ديفنوكسيلات بود، بعد از تيپر كردن قرص ها، مواد مصرفی اش را هم كم كرد، او علاوه بر سفر، هم دانشجو بود، هم سر كار می رفت، انجام دادن همه اين كارها با هم ساده نيست ولي بسيار خوب از عهده اش برآمد و در امتحان كمك راهنمايي شركت كرد، يك دوره مرزبانی را با موفقيت پشت سر گذاشت و الان لژيون دارد و شاگردان خوبی را پرورش می دهد و همه اين ها نشان دهنده اين است كه شخص مسيرش را درست طی می كند و در صراط مستقيم است و كارهايش را به درستی انجام می دهد و اين زمان است كه پاداش های خداوند در زمان خود می رسند، در 11 ماه به رهايی می رسی.
اگر كارهايمان را درست انجام ندهيم در رسيدن موفقيتها و پاداشها تأخير به وجود می آوريم، تمام كسانی كه طول سفرشان به يك سال و يا بيشتر می رسد بخشی از كار درمان را درست انجام نمی دهند، حسن بسيار خوب عمل كرد و موفقيتهايش در زمان مقرر اتفاق افتاد، هيچ وقت صندلی اش در لژيون خالی نبود، خداوند سريع الحساب است و در جا پاداش می دهد، شايد گناهان را ديرتر پاسخ دهد ولي پاداش ها را سريع می دهد، همان زمان كه پله كم می كنی لذتش را احساس می كنی، لذت رهايی و كمك راهنمايی و رهايی شاگردانت و ... را در همان لحظه تجربه می كنی.
سخنان استاد در مورد حسين شعبانی:
زمانی كه برای اولين بار او را ديدم، آشنا بودن او را احساس كردم، در شرايط بحرانی و بدی قرار داشت و با مصرف بالای شيشه وارد كنگره شد، با خواست خداوند و تلاش خودش سفرش را با OT آغاز كرد و سر موعد به رهايی رسيد، دوره مرزبانی را خيلی خوب پشت سر گذاشت و در قم لژيون بزرگی تشكيل داده است، اين كه با حال خراب آمده و الان كمك راهنما شده به كلام ساده است ولی در عمل بسيار مشكل است، اگر احساس كنيم در چه مكانی هستيم و از چه شرايط و امكاناتی بهره می بريم كه انسانهای ديگر قادر به ديدن و دركش نيستند، قدردان خواهيم بود. در زمان قرار گرفتن در صراط مستقيم، هيچ دری به روی انسان بسته نخواهد ماند و اگر دری بسته است به دليل آن است كه زمان باز شدنش نرسيده است.

اعلام سفر حسن فراهانی:
آنتی ايكس مصرفی قرص و ترياك، طول سفر 12 ماه، روش درمان DST با داروی OT، رشته ورزشی شنا، مدت رهايی و آزادی از اعتياد سه سال.
آرزوی مسافر فراهانی:
همه مصرف كننده ها در هر جای كره خاكی طعم شيرين رهايی را بچشند.
سخنان حسن فراهانی:

من همسفری نداشتم و تصور می كردم كه بدون همسفر نمی توان سفر كرد ولی آمدم و سفرم را آغاز كردم، خانواده ام در طول سفر مرا حمايت كردند ولی هميشه آرزو داشتم كه كاش مادرم هم در اين مراسم حضور داشت و اين تغييرات و حال مرا می ديد، هميشه وقتی می بينم كه فردی مادرش را ناراحت می كند، تأسف می خورم.
من نيز با تخريبهای بسياری در طول مصرفم روبرو شدم، تنهايی و گوشه گيری و نفرت و خشمی كه از همه داشتم مانع از برقراری ارتباطم با ديگران می شد، كنگره با من كاری كرد كه به طور كلی تغيير كردم، در اينجا همه چيز ناب و دست اول است، آقای خدامی بهترين راهنمايی بود كه می توانستم انتخاب كنم، اميدوارم لياقت خدمت در كنگره را داشته باشم، من كاری برای كنگره نكرده ام هر چه انجام داده ام برای خودم بوده است و كنگره همه چيز من است.
از آقای خدامی، جناب آقای خان و تمامی همسفران و مسافران كنگره 60 تشكر می كنم و دستان راهنمايم را می بوسم.
اعلام سفر حسين شعبانی:
آنتي ايكس مصرفی ترياك و شيشه و حشيش، طول سفر 12 ماه، روش درمان DST با داروی OT، رشته ورزشی واليبال، مدت رهايی و آزادی از اعتياد سه سال.
آرزوی مسافر حسین شعبانی:
از خداوند می خواهم توان از خود گذشتن برای به خود رسيدن را به همه ما بدهد.
سخنان مسافر حسین شعبانی:
من در ابتدای حضورم در كنگره حال بسيار بدی داشتم و مملو از انرژيهای منفی بودم تا جايی كه وقتی آقای خدامی در جلسه اول مرا در آغوش گرفت می خواستم او را از خودم جدا سازم و حالا نمی توانم از او دل بكنم.
تاريكترين خاطره من از اعتياد مربوط به زمانی است كه پدرم را از دست دادم و زمانی كه همه در تدارك مراسم تدفين او بودند، من به دنبال جايی برای مصرف شيشه بودم و اصلاً متوجه شرايط و اوضاع نبودم.

در اوايل سفر من به دليل دوری مسير خيلی زود از كنگره خارج می شدم، روزی آقای خدامی به من فرمودند كه نرو، من با شما كار دارم، وقتي تا ساعت 9:30 منتظر بودم ايشان گفت برو كاری ندارم و اين برای من تلنگر خوبی بود و بعدها هدف ايشان از اين كار را درك كردم. از همه به خاطر حضور در اين جشن تشكر می كنم.
تهیه گزارش: همسفر صبا
منبع: وبلاگ نمایندگی فلاح
-
منبع:
- دوشنبه 23 ارديبهشت 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
2433