English Version
This Site Is Available In English

جهان‌بینی در کنگره 60

جهان‌بینی در کنگره 60
جهان‌بینی در کنگره 60 بی‌نظیرترین جهان‌بینی در کل دنیا است، زیرا استاد و معلم بزرگ ما جناب مهندس دژاکام دیدشان آن‌قدر وسیع می‌باشد که از تمام قدرت‌ها و نیروهای خدادادی بهره می‌برد
 
 
مدتی بود که دست‌به‌قلم نشده بودم و دلم بسیار تنگ‌شده بود، انگار دوست عزیزی را خیلی وقت هست که ندیده بودم یادم می‌آید وقتی روز اول وارد کنگره 60 شدم چه حالی داشتم اوضاعم خیلی درب‌وداغان بود و ناامید از همه‌جا و همه‌کس واقعاً خیلی زجر کشیده بودم دیگر هیچی نداشتم باوجوداینکه تو آخرین مرحله هفت جلسه شک مغزی خورده بودم و هنوز گیج می‌زدم وقتی روز اول وارد کنگره 60 شعبه بوشهر شدم مرا در آغوش گرفتند و با صمیمیت جایی به من دادند و نشستم، نمی‌دانم چه نیرویی تو آن آغوش بود باوجوداینکه از خدا هم شاکی بودم ولی یک‌لحظه دلم شکست و بغض گلویم را گرفت، امانم نداد و اشک از چشمانم سرازیر شد وقتی نشستم چند لحظه نگذشته بود که به آنجا احساس تعلق کردم و دیگر احساس تنهایی نداشتم انگار سال‌ها بود که با بچه‌های آنجا آشنا هستم دقیقا همان احساس و نقطه مشترک بود که جناب مهندس تو سی‌دی‌ها توضیح می‌دهند و همان نیروی آغوش بود که در لحظه جواب داد و رو من اثر گذاشت، دوستانی که راهنمای تازه واردین هستند و مهمانداری که خوش‌آمد گویی می‌کند این را مدنظرش باشد واقعاً خیلی مهمه، وقتی کم‌کم با متد و روش کنگره آشنا شدم به من گفتند که درمان اعتیاد سه ضلع می‌باشد جسم، روان و جهان‌بینی، فکرش را کردم دیدم جسم و روان چیزی هست که اعتیاد روش تخریب ایجاد می‌کند کنه ولی جهان‌بینی دیگر چیست؟ با خودم گفتم مگر من می‌خواهم برم دور جهان بگردم که جهان‌بینی بخوانم، اما بعدازاینکه جزوه‌های جهان‌بینی یک و دو را مطالعه کردم دیدم که نه من اشتباه می‌کنم تمام مشکلات من تو زندگی همین ندانستن جهان‌بینی بوده که باعث دوری از خود و خدای خودم شده، کم‌کم آموزش‌ها رو که فراگرفتم تازه متوجه شدم که من چقدر نادان بودم و حالا هرچه هی جلوتر میرم می‌بینم که اصلاً هیچی نمی‌دانم، اکنون چندین ساله که از آن موقع تا حالا می‌گذرد، فقط این را بگویم که با آن حال خرابی که من داشتم هیچ جایی نمی‌توانست به من کمک کنه که حتی یک ماه دیگر هم زنده بمانم.
 
 واقعاً هرکسی به کنگره 60 آمده دیگر تا آخر عمرش رهایش نمی‌کند و غبطه می‌خورد که ای‌کاش زودتر آشنا شده بودم، ولی خوب همین‌طوری هم نیست که هر کس هر موقع دلش خواست به کنگره بیاید، کنگره 60 صاحبش خداست چون تمام کاراش خداییِ است کار خدا کردن مگر عشق و محبت نیست مگر احیای نفس کردن کار خدا نیست؟ ما این‌همه پل ارتباطی قدرتمند داریم این یعنی چی؟ جایی که دائماً دارِد عشق و محبت القاء می‌شود مگر این کار خدایی نیست؟ می‌شود کسی وارد چنین جای مقدسی بشود و خوب نشود؟ وقتی رهجو روز اول باآن‌همه رنج و مشکلات و با دل شکسته وارد می‌شود و تو آغوش می گیرنش آیا می‌شود گفت تو آن آغوش چه قدرتی نهفته است، بله عزیزان، برای آمدن به کنگره حتماً باید آن جوازش را صادر کنه و باید ارزش خودمان رو بدونیم، یک‌چیزی رو تو کنگره خوب یاد گرفتم، این‌که از تمام صفات خدا به‌قدر نقطه‌ای تو وجود همه ما هست حالا هر چه انسان بتونه آن صفات رو بیشتر شکوفا کنه کانال ارتباطی‌اش باخدا بیشتر است، درنتیجه هر وقت یک‌چیزی رو بخواهد براش فراهم می‌شود، البته این را همه ما تو وادی یاد گرفتیم که آخر امر امر اول اجرا می‌شود یعنی اینکه برای رسیدن به هر چیزی باید از قالب زمان زمینی عبور کنه تا به آن چیزی که می‌خواهد د بهش برسد و هر چیزی هم زمان خاص خودش را دارد، وقتی صفات خدایی در انسان شکوفا میشِود مگر میشود صفات خدا آرامش نداشته باشد یا ناامید باشد، هر صفاتی از خداوند که در وجود انسان شکوفا میشود خاموش شدنی نیست و همین‌طور باید ادامه پیدا کنه و کم‌کم شکوفاتر بشود تا وقتی به خود خدا برسیم که تو دعا هم میگیم به آنجایی برسیم که انشعاب یافته‌ایم.
 
کنگره مرا به گوش دادن و خواندن و نوشتن عادت داده رو هر دستور جلسه‌ای که کار می‌کنم و آنچه یاد گرفته و برداشت می‌کنم اصلاً نمی‌توانم آن را تو ذهن خودم و برای خودم نگه‌دارم، ضمناً آن طوری که استاد به من آموخته اکثراً سعی می‌کنم هر مطلب یا هر مقاله‌ای که می‌خواهد خواهم بنویسم سعی می‌کنم ظاهر و باطنش به هم نزدیک باشد، البته منظورم اینِ است که وقتی یک نفر می‌خواهد بخوانیش طوری نباشِد که بخواهد چند تا کتاب لغت‌نامه بگذارد پیش خودش تا دوباره آن را تفسیرش کنه، منظورم از ساده‌نویسی است، واقعیت انسان و مسائل زندگی هم همین است، اگر انسان بتونه نسبت به درون خودش سواد درست‌وحسابی داشته باشد خیلی راحت‌تر می‌تواند مفهوم اصلی چیزهایی که تو محیط اطراف و جهان پیرامونش هست رو بخواند و درکش کنه آن موقع می‌تواند ارتباط برقرار کنه، ولی به‌شرط اینکه حس درون با برون هماهنگ باشد، وقتی انسان قلب صاف و ساده‌ای داشته باشد به هر چیزی که با چشم درون نگاه کنه می‌تواند فلسفه حقیقی آن چیز را ببیند و ارتباطش آگاهانه باشد آن‌وقت مثلاً دنیا به تو میگه باباجان هیچ نترس اصلاً نمی‌خواهد برای پول جمع‌کردن غصه بخوری یا برای خونه زیاد داشتن حرص بخوری هر چی من دارم برای تو مهیا شده تا تو بتونی درست و بجا ازش استفاده کنی و ازش بهره ببری، ولی یک موضوع مهمی رو باید خوب بدونی که برای استفاده از هر چیزی اول باید بهای آن را بدی بعد صبر داشته باشی چون هر چیزی زمان مشخصی رو برای خودش دارِد تا آماده بشود و از آن بهره ببری، دکون بقالی که نیست.
 
 بعضی مواقع نمی‌شود از یک‌چیز قشنگ گذشت امسال جشن هفته همسفر در شعبه ما بوشهر با شورونشاط خاصی برگزار شد که با سالهای گذشته بسیار متفاوت و پربارتر بود، دانش و آگاهی‌ها در بین مسافرین و همسفران در سطح بالاتری بوده و تعادل بیشتری برقرار بود، همسفران نسبت به روش dst ایمان بیشتری داشته و نسبت به درمان مسافرشان امیدوارتر بودند که نتیجه همه این‌ها جهان‌بینی است نور ایمان به قدرت مطلق در دل تک‌تک افراد شعبه به‌وضوح نمایان بود و پیوند محبت در خدمت و رفتار اعضا باعث انرژی بیشتری شده بود، گر چه شعبه ما ازنظر ظاهر کوچک می‌نمود، اما در آن محفل، انسان‌هایی بودند که قلبشان به وسعت تمام عالم بود و از وجودشان اکسیر عشق طنین‌انداز می‌شد، هر مسافری که با همسفرش در جایگاه شکر گذاری قرار می‌گرفت، پس از ادای کادو با تشویق، انرژی‌ها را چند برابر می‌کرد و اشک شوق از دیدگان همه به سربالایی عرش روانه می‌شد، گویی فرشتگان آسمانی هم در آن جمع حضور دارند که برای انسان‌های پاک‌سیرت به‌وضوح قابل حس بود.
 
کنگره 60 یک معجزه است و همسفران موهبتی الهی است، کلید قفل هر دری که به سمت روشنایی باز می‌شود در عمق تاریکی‌ها است و خداوند اذن به دست آوردنش را برای انسان‌هایی صادر می‌کند که پتانسیل وجودی‌شان را برای به دست آوردنش داشته باشند، وقتی کلیدی را باهمت خود اکتساب می‌کنند بدون آنکه خود بخواهند کلیدهای بیشتر و بهتری را برای پاداش از جانب نیروهای الهی دریافت خواهند کرد که در خصوص قرار گرفتن همسفران در کنگره 60 یک پاداش و یک موهبت الهی بوده است، در روز جشن، همه مسافرینی که همسفر داشتند هرکدام به‌نوعی به‌رسم شکر گذاری و تقدیر از مقام و منزلت همسفر خود، با در دست داشتن پاکت نامه و هدایایی نفیس هم مادی و هم معنوی از آن عزیزان تقدیر و تشکر نمودند، ولی هرگز نمی‌توان ازخودگذشتگی و ایثار را با مادیات و یا یک پاکت نامه که حاوی پول یا طلا باشد جبران نمود، هیچ معیاری برای سنجش عشق و محبت در جهان خاکی وجود نخواهد داشت، اما این نوع تقدیر و تشکر آموزشی است در فرمان‌های الهی از جانب پیر این راه و این طریقت انسان‌ساز تا شکر گذاری و سپاس را در زندگی خود بیاموزیم و قدر و منزلت الطاف الهی را دریابیم، با تخریب‌ها و مشکلاتی که از جانب مسافر به همسفر می‌رسد به این راحتی جبران‌پذیر نخواهد بود زیرا نیاز به فرصت و زمان می‌باشد که بهترین و اصولی‌ترین راه و روش، روش dst می‌باشد تا بتوان کم‌کم زخم‌ها و آسیب‌ها را التیام بخشید و دید مسافر و همسفر در یک نقطه مشترک و مثبت واقع شوند، به همین دلیل است که در کنگره 60 گفته می‌شود همسفر هم نیاز به آموزش دارد تا هم بتواند مشکلات روان و جهان‌بینی خود را برطرف کند و هم بتواند بال پروازی برای مسافر خود باشد.
 
جهان‌بینی در کنگره 60 بی‌نظیرترین جهان‌بینی در کل دنیا است، زیرا استاد و معلم بزرگ ما جناب مهندس دژاکام دیدشان آن‌قدر وسیع می‌باشد که از تمام قدرت‌ها و نیروهای خدادادی بهره می‌برد و با استفاده از همه آن‌ها تلاش می‌کند تا ما را به سمت نور و قدرت مطلق هدایت کند تا بتوانیم هم در این دنیا به آرامش برسیم و هم در مراحل بعد و زندگی پس از مرگ باقدرت تمام ادامه حیات داده و رستگار شویم.
 
 
جهان‌بینی کنگره و تاثیرات آن روی من
نویسنده مسافر ابراهیم پاسالار
ویراستاری و ثبت مسافر مازیار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .