زمانی که به فرمان عقل گوش کنیم ، اعمال و رفتار ما که مطابق با آن فرامین است ، عملی سالم خواهد بود هر چند که ممکن است در ابتدای امر ظاهری خوب و زیبا نداشته باشد چرا که خواستههایی که شیطانی هستند و از ناحیه نفس اماره صادر میشوند برای ورود به دروازه عقل و گرفتن فرماندهی او ، نقابی زیبا به چهره میزنند و ظاهری نیکو و آراسته به خود میگیرند ، اینجاست که اعمال و رفتار و کرداری که از ما سر میزند اگرچه ظاهراً نیک هستند ولی در نهایت تخریب و تباهی برای انسان به ارمغان میآورند . هنر نفس اماره این است که میتواند زیر پوشش ارزشها،محبت،عشق ورزیدن،نوعدوستی،عدل و انصاف،رفاقت و مردانگی و بسیاری دیگر از این مفاهیم عالی خواستههای خود را به انسان و تفکرات او تحمیل نماید . و هر یک از اینها را به گونهای وارونه و معکوس جلوه گر سازد به گونهای که انسانها در تشخیص درست یا نادرست بودن هر فعل و علمی دچار اشتباه و سردرگمی نمایند . و به خاطر داشتن این لباس بسیار زیبا برتن خواستههای غیرعقلانی و غیرمنطقی ،عقل انسان کار بسیار سختی را در تشخیص و شناسایی آنها در پیش خواهد داشت و نیاز به ابزار بسیار مجهز و کارآمدی خواهد داشت . سلاح و ابزار موثر برای عقل ، سلاح آموزش و علم و آگاهی و همچنین تفکر و تجربه است که بتواند در این تشخیص سره از ناسره ، از هرگونه خطا و اشتباهی مصون بماند . که البته این کار مانند هر کار مفید و موثر دیگری زحمتها و مشقتهای خود را دارد و زمان بر نیز خواهد بود ولی به هر حال باید انسان این معرفت را بدون هیچ وقفهای کسب نماید تا در سایه آن به عمل سالم و نهایتاً به اعتدال و آرامش و حال خوش برسد.
در واقع این معرفت است که حسابوکتاب کارها را مشخص میکند . و چهارچوبها و قوانین و مقررات زندگی و حدود اعمال و رفتارها را معین میکند . مثلاً اعتماد کردن به دیگران ، رفاقت کردن ، محبت کردن بسیار خوب و پسندیده است ولی حتماً باید مطابق با قوانین و چهارچوبهای زندگی که در سایه معرفت و حکمت تدوینشدهاند باشند در غیر این صورت هدف و یا قبله خود را گم خواهیم کرد و بدون اینکه خود بخواهیم و یا متوجه شویم مفاهیم فوق ، تبدیل به ضد خود خواهند شد . و بیاعتمادی و دشمنی و کینه جای رفاقت و محبت را خواهد گرفت که نتیجه آن هم تخریبهای بسیار زیاد و عدم آرامش و آسایش هم برای خود و هم برای دیگران خواهد بود . تفکر همراه با تعقل یکی از همین قوانین زندگی است که در وادیهای کنگره نیز بدان اشاره شده است . تفکری که به فرمان عقل نزدیک است ، در انجام هر فعل و عملی علاوه بر خوبیها یا فواید احتمالی ،مضرات و خطرات آن فعل و عمل هم در نظر میگیرد . و به عبارتی دیگر عاقبتاندیشی و انتها و عمق یک کار را دیدن . یعنی اگر کاری به ظاهر برای ما خوب و دلنشین است ، آیا احتمال خطر و ریسکی در آن کار وجود دارد یا نه ؟ اگر یک کار ظاهری پسندیده داشت و یک خوشی موقت و زودگذر به همراه داشت ، آیا با انجام آن عمل هیچ خطری ما را تهدید نمیکند و آیا ما طاقت تحمل آن خطرات و مضرات را خواهیم داشت یا خیر ؟ چرا که اگر عاقبت کاری بدون هیچ خطر و تهدیدی باشد ، باعث صلح و صفا و آرامش خواهد بود و جزو عمل صالح و عمل سالم قرار خواهد گرفت . به عنوان مثال کسی که مصرف مواد مخدر دارد ، هنگامی که خمار است میتواند برای رفع خماری و رسیدن به تعادل دوباره مواد مصرف کند این یک عمل به ظاهر نیک است چون خیلی زود به نتیجه میرسد و خماریاش را هم از بین برده و به یک سرخوشی موقت و کوتاه مدت هم دستیافته ولی پس از مدت کوتاهی دوباره خماری بر میگردد و این بار بدتر از دفعه قبل . یعنی نتیجه آن عملی که انجام داده تخریب و تهدید بیشتر بوده است . ولی میتواند یک عمل سالم هم برای رفع خماری خود انجام دهد که این بار نه تنها دیگر ، در انتهای کار خماری بیشتری ندارد بلکه برای همیشه حال خوب و خوش و متعادل خواهد داشت . ولی این کار هم زمان بر است و هم سختی و مشقت و رنج راه خود را ، دارد . مثلاً در روش DST باید حدود 11 ماه زمان بگذرد ، آموزش بگیرد ، دارو مصرف کند ، ولی عاقبت این عمل ، همراه با صلح و آرامش خواهد بود و مصداق بارز عمل سالم خواهد بود.
بنابراین در مییابیم که شرط داشتن عمل سالم ،داشتن معرفت و دانایی است و شرط داشتن معرفت و دانایی ، قرار گرفتن در صراط مستقیم و دوری کردن از ضد ارزشهاست. به امید آنکه همگی بتوانیم این مسیر صحیح را طی نماییم.
منبع : وبلاگ مسافر نادر فرهانی
- تعداد بازدید از این مطلب :
5082