در درون انسان نیرو هایی وجود دارند که اثرگذار می باشند مانند تلقین، توجیه و ... که هر کدام در جای خود مورد استفاده قرار می گیرند.
چه عاملی باعث می شود شخص خود را توجیه کند؟
معمولأ انسان با انجام کارهای اشتباه و نادرست در مقابل خود و خدای خود احساس پشیمانی و مسئولیت می کند و وجدانش خراب می شود، در نتیجه سعی می کند با تلقین به خود، موضوع را بی اهمیت دانسته و توجیه بیاورد تا شاید بتواند خود را قانع کرده و آرامش به دست بیاورد و از حقیقت فرار کند.
خداوند در زمان خلقت بشر دو راه خوب و بد را جلوی پای او قرار داد و محسنات و مضرات و عاقبت هر یک را نیز روشن نمود و حق انتخاب هر یک از دو راه را نیز به او عطا فرمود.
اکنون دلایل و اثرات توجیه در شخص مصرف کننده از زمان شروع به مصرف تا اعتیاد و از شروع به درمان تا رسیدن به درمان، مورد بررسی قرار می گیرد:
شخص با عدم آگاهی و دانایی، از نفس خود پیروی کرده و به مصرف مواد مخدر روی می آورد و مصرف چند بار تکرار می شود، ناگهان به خود آمده که چرا این کار را انجام می دهد؟ ولی به علت قدرت غالب نیروهای اهریمنی بر دانایی ناچار است توجیه بیاورد که چند بار مصرف اشکالی ایجاد نمی کند و چرا باید حال خوش خود را کنار بگذارد و لذا به مصرف مواد ادامه می دهد تا مرز اعتیاد.
در اینجا باز هم توجیه می آورد که هنوز معتاد نیستم و هر زمان اراده کنم به راحتی مصرف را کنار می گذارم و یا این که خانواده من که در رفاه هستند و چیزی برایشان کم نگذاشته ام، لذا دلیلی برای مصرف نکردن ندارم، در نهایت این شخص به دام اعتیاد می افتد و آن قدر به مصرف ادامه داده تا در تاریکی ها قرار می گیرد ولی باز هم برای آرامش خود توجیه می کند که هر زمان بخواهم، ترک خواهم کرد و به این ترتیب به خود دروغ گفته و نمی خواهد حقیقت را قبول کند و لذا مسئولیت اعتیاد خود را به دیگران و یا خداوند نسبت می دهد و دلیل آن را دوستان ناباب، خواست خدا، سرنوشت، وضعیت بد اقتصادی اجتماعی یا خانوادگی می داند و این توجیهات را دائم به خود تلقین می کند.
بالاخره زمانی سر شخص به سنگ می خورد، جرقه ای زده می شود و در تاریکی مطلق نوری تابیده شده و روزنه ای برای تغییر در شخص ایجاد می شود، حال اگر شخص به طرف این روزنه و نقطه نورانی حرکت کند ممکن است لطف و عنایت الهی نیز شامل حال او شده و خداوند او را در مسیر کنگره هدایت فرماید، در این وضعیت دو حالت ممکن است اتفاق افتد، حالت اول شخص به کنگره اعتماد کمی دارد و کمی صبوری می کند و در مسیر کنگره حرکت می کند و به تدریج قوانین و مقررات، نظم و انظباط را رعایت و به دستورات راهنما و آموزشهای وی کاملأ توجه کرده کتاب و نوشتارها را می خواند، سی دی های آموزشی را گوش می دهد، فرمانبرداری کرده، خدمت و مشارکت می کند و سفر (دوره درمان) خود را به پایان می رساند، در نهایت شخص می شود سالمتر از گذشته با آگاهی و با دانایی مناسب و دارای نفس لوامه با داشتن صفات ارزشمند انسانی، در این حالت دانایی شخص بر نیروهای شیطانی غلبه پیدا می کند.
در حالت دوم، شخص دانایی و آگاهی درستی ندارد، به مسیر هم اعتماد نمی کند ولی تمایل به ترک داشته و در مسیر کنگره قرار می گیرد، در جلسات و لژیون ها نامرتب شرکت می کند و توجیه می آورد که خود در منزل کتاب و نوشتارها را می خواند و به سی دی ها گوش می دهد ولی نمی داند تفاوت این دو بسیار است و لذا آموزش مناسبی کسب نمی کند، مشارکت و خدمتی انجام نمی دهد، توجیه می آورد دیگران این کارها را انجام می دهند و اعتراضی هم به من نمی شود پس چرا من باید آن را انجام دهم.
شخص توجه به زمان و مقدار مصرف داروی خود ندارد، توجیه می کند در پله های بعدی خرابی سفر را جبران خواهم کرد، ضمن این که در طول سفر ناقص خود مطمئنأ بارها مواد مخدر نیز مصرف نموده است در نتیجه به دلیل گریزهای مختلف و مصرف مواد، حال و وجدان این شخص بسیار خراب خواهد بود، تحت چنین شرایطی نه تنها این شخص به درمان جسم و روان خود دست نخواهد یافت بلکه به علت هوشمند بودن سیستم و مسیر امکان خروج وی از کنگره بسیار زیاد خواهد بود.
نویسنده: مسافر عباس
منبع: وبلاگ لژیون سروش برقع وش
- تعداد بازدید از این مطلب :
3622